چرا مغز ما به نگرانی معتاد میشود؟ از ریشههای تکاملی تا راهکارهای علمی

مروری کوتاه بر خبر
- نگرانی یک راهبرد تکاملی برای بقا و پیشبینی خطر است.
- مغز میتواند به نگرانی به عنوان یک الگوی آشنا و نوعی «اعتیاد ذهنی» وابسته شود.
- تروما، فرهنگ و جامعه در تقویت چرخه نگرانی مزمن نقش دارند.
- نگرانی اغلب پوششی برای احساسات عمیقتر مانند غم یا خشم است.
- شکستن چرخه نگرانی نیازمند تغییر رابطه با آن و کار همزمان بر ذهن و بدن است.
مریم فرجی، مترجم کتاب «هفت مهارت زندگی»، به تشریح ریشههای زیستی، تکاملی و روانشناختی نگرانی پرداخته است. او نگرانی را یکی از شایعترین تجربههای روانشناختی انسان مدرن توصیف میکند که در شرایط خاص میتواند به شکلی از «اعتیاد ذهنی» تبدیل شود. این گزارش به بررسی علل این وابستگی و ارائه راهکارهای علمی برای مدیریت آن میپردازد.
ریشههای تکاملی و زیستی نگرانی
از منظر تکاملی، مغز انسان برای بقا و پیشبینی خطرات طراحی شده است. نگرانی شکل پیشرفتهای از همین سیستم هشدار است که با فعالسازی آمیگدالا و ترشح هورمونهای استرس مانند کورتیزول همراه است. این فرآیند در دنیای امروز که تهدیدها اغلب ذهنی و مزمن هستند، میتواند به منبع فرسودگی روانی تبدیل شود. مغز به الگوی آشنا و قابل پیشبینی نگرانی عادت میکند، حتی اگر این الگو ناخوشایند باشد.
نگرانی به مثابه یک اعتیاد ذهنی
از دیدگاه نوروساینس، نگرانی با مدارهای پاداش مغز در ارتباط است. وقتی فرد نگران میشود و سپس میبیند اتفاق فاجعهباری رخ نداده، مغز به صورت ضمنی این پیام را دریافت میکند که «نگرانی مفید بود». این مکانیسم، یک تقویت منفی ایجاد کرده و مغز یاد میگیرد برای احساس کنترل، باید نگران شود. این الگو شباهت زیادی به اعتیادهای رفتاری دارد و ترک آن میتواند با علائمی شبیه به ترک همراه باشد.
نقش تروما، فرهنگ و روانپویشی
تروما، به ویژه تروماهای مزمن، سیستم عصبی را در وضعیت هشدار دائمی نگه میدارد. در این حالت، نگرانی تلاشی برای پیشبینی درد بعدی است. فرهنگ و جامعه نیز با ایجاد فضایی مملو از اخبار منفی و فشارهای اجتماعی، به تقویت الگوی نگرانی کمک میکنند. از نظر روانپویشی، نگرانی اغلب پوششی برای احساسات عمیقتری مانند غم، خشم یا ترس است و فرد را در سطح فکر و دور از هیجانات بدنی نگه میدارد.
راهکارهای علمی برای مدیریت نگرانی
شکستن چرخه نگرانی به معنای حذف کامل آن نیست، بلکه هدف تغییر رابطه با آن است. پنج راهکار علمی و کاربردی ارائه شده عبارتند از:
۱. **تمایز آگاهانه بین نگرانی و حل مسئله**: تشخیص تفاوت بین چرخه فکری بیحاصل و فرآیند حل مسئله هدفمند.
۲. **تنظیم سیستم عصبی از طریق بدن**: استفاده از تمرینهایی مانند تنفس آگاهانه و توجه به حسهای بدنی برای ایجاد احساس امنیت.
۳. **محدود کردن زمان نگرانی**: اختصاص دادن زمان مشخصی در روز برای نگرانی و به تعویق انداختن آن در سایر ساعات.
۴. **مواجهه تدریجی با عدم قطعیت**: تقویت تحمل ابهام با تمرین تصمیمگیری بدون بررسی افراطی همه پیامدها.
۵. **تغییر رابطه با افکار نگرانکننده**: مشاهده افکار به عنوان رویدادهای ذهنی گذرا به جای درگیر شدن کامل با آنها.
منبع: asriran.com
سلامت