چرا مجازات اراذل و اوباش سابقهدار بازدارنده نیست؟

مروری کوتاه بر خبر
- کارشناسان معتقدند قوانین فعلی برای اراذل و اوباش سابقهدار بازدارندگی مؤثری ندارد.
- فقدان قانون خاص و مجازاتهای تشدیدشده برای این گروه، یک خلأ تقنینی آشکار است.
- صدور احکام حداقلی و غیرمتناسب، احساس مصونیت از مجازات را در این افراد تقویت میکند.
- عدم تفکیک زندانیان خطرناک در زندانها به بازتولید شبکههای مجرمانه کمک میکند.
- قهرمانسازی رسانهای از اراذل و اوباش، الگوسازی منفی به ویژه برای نوجوانان ایجاد میکند.
سید محمد میرپنهان، استاد دانشگاه و جرمشناس، در گفتوگو با ایسنا به تحلیل خلأهای قانونی و قضایی در برخورد با اراذل و اوباش سابقهدار پرداخت. وی تأکید کرد که پاسخهای تقنینی و قضایی موجود نه تنها بازدارنده نبوده، بلکه در برخی موارد به بازتولید چرخه جرم انجامیده است. میرپنهان لزوم بازنگری اساسی در سیاست کیفری، پیشبینی مجازاتهای تشدیدشده و پرهیز از قهرمانسازی رسانهای را ضروری دانست.
اراذل و اوباش؛ مجرمانی فراتر از عادی
از منظر جرمشناسی، اراذل و اوباش سابقهدار سطح یک در زمره مجرمان عادی قرار نمیگیرند. وجه تمایز این گروه، تکرار آگاهانه رفتارهای خشونتبار، بیاعتنایی به نظام عدالت کیفری و ایجاد هراس عمومی است. این افراد مصداق بارز مجرمان پرخطر محسوب میشوند، اما نظام حقوقی ایران نتوانسته است میان آنان و سایر بزهکاران تمایز مؤثری در قانون و مجازات ایجاد کند.
خلأ قانونی و ضعف مجازاتها
یکی از اساسیترین مشکلات، فقدان قانون خاص و صریح برای برخورد با اراذل و اوباش سابقهدار است. در قوانین کیفری موجود، عنوان مجرمانه مستقلی که بهطور ویژه به این گروه بپردازد، پیشبینی نشده است. این خلأ تقنینی موجب شده قاضی ناگزیر باشد رفتار این افراد را ذیل عناوین کلی جرایم بررسی کند. حتی دستورالعمل مربوط به مجرمین سابقهدار و خطرناک نیز به صورت صریح و مستقل به اراذل و اوباش نپرداخته است.
احکام غیرمتناسب و تضعیف بازدارندگی
انتقاد جدی دیگر، صدور احکام پایین و حداقلی برای اراذل و اوباش سابقهدار است. در بسیاری از پروندهها، مجازات تعیینشده نه تنها متناسب با تکرار جرم نیست، بلکه فاقد هرگونه اثر بازدارنده بلندمدت است. این وضعیت پیام میدهد که هزینه ارتکاب مجدد جرم چندان سنگین نخواهد بود. کارشناسان تأکید میکنند در صورت تکرار جرم، حداقل انتظار اعمال مجازات در بالاترین سطح حداقل قانونی و حتی تشدید مضاعف است.

زندان؛ بستری برای تقویت شبکههای مجرمانه
یکی از چالشهای جدی، تمرکز جغرافیایی زندانها و عدم تفکیک مؤثر زندانیان خطرناک است. در موارد متعدد، اراذل و اوباش به زندانهایی منتقل میشوند که جمعیت قابل توجهی از آن را همفکران یا هممحلهایهای آنان تشکیل میدهند. چنین شرایطی زندان را به بستری برای تقویت روابط مجرمانه و سازماندهی مجدد شبکهها تبدیل میکند. پیشنهاد شده است که انتقال این افراد به زندانهای دور از محل سکونت، همراه با تفکیک هدفمند، میتواند این چرخه معیوب را مختل کند.
نقش رسانه در قهرمانسازی مجرمانه
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه، نقش رسانهها در بازنمایی اراذل و اوباش است. دعوت از این افراد به برنامههای رسانهای، ساخت فیلم و سریال با محوریت زندگی آنان و روایتهای هیجانزده از خشونت، ناخواسته به فرآیند قهرمانسازی مجرمانه دامن میزند. این نمایش میتواند به الگوسازی منفی، به ویژه برای کودکان و نوجوانان در مرحله هویتیابی، منجر شود. حذف این افراد از تریبونهای عمومی و پرهیز از روایتهای رمانتیک از خشونت، یکی از ارکان پیشگیری اجتماعی مؤثر دانسته شده است.
ضرورت حمایت از مأموران و بازنگری ساختاری
فقدان حمایتهای روشن قانونی و قضایی از مأموران انتظامی در برخورد میدانی با اراذل و اوباش نیز مشکلساز شده است. مواجهه مأموران با شکایات متعدد و تعقیبهای قضایی فرسایشی پس از انجام وظیفه، به تضعیف اقتدار قانون میانجامد. به گفته میرپنهان، مشکل صرفاً در اجرای قانون نیست، بلکه ریشه در خلأهای تقنینی، ضعف سیاست کیفری افتراقی و ناهماهنگی میان نهادها دارد. بدون طراحی یک نظام پاسخ کیفری متناسب با سطح خطرناکی این افراد، تکرار جرم و ناامنی اجتماعی ادامه خواهد داشت.
منبع: isna.ir
اخبار اجتماعی