چرا انقلاب آمریکا موفق شد اما انقلاب فرانسه به خشونت کشیده شد؟

مروری کوتاه بر خبر
- هانا آرنت در کتاب «انقلاب» به تحلیل تطبیقی دو انقلاب آمریکا و فرانسه میپردازد.
- آلکسی توکویل بر اهمیت شرایط اجتماعی پیش از انقلاب در تعیین مسیر آن تأکید داشت.
- تمرکزگرایی تاریخی در فرانسه، نقطه اوج خود را در انقلاب و دوره ژاکوبنها یافت.
- کلنیهای آمریکایی پیش از استقلال، از آزادی و خودفرمانی گستردهای برخوردار بودند.
- تفاوت کلیدی در پذیرش آموزه «قدرت جلوی قدرت را میگیرد» منتسکیو در قانون اساسی آمریکا بود.
- انقلاب فرانسه اراده مطلق شاه را با اراده مطلق مردم جایگزین کرد، اما ساختار قدرت تغییری نکرد.
مروری کوتاه بر تحلیل آرنت از دو انقلاب
هانا آرنت در کتاب «انقلاب» خود، با دنبال کردن سنت فکری آلکسی توکویل، به مقایسه عمیق انقلاب آمریکا (۱۷۷۶) و انقلاب فرانسه (۱۷۸۹) میپردازد. تحلیل او نشان میدهد که شرایط اجتماعی و سیاسی پیش از وقوع انقلاب، نقش تعیینکنندهای در مسیر و نتیجه نهایی آن داشته است.
نگاه توکویل: ریشهها در تاریخ پیش از انقلاب
آلکسی توکویل، اندیشمند فرانسوی، بر روندهای درازمدت جامعه پیش از انقلاب بیش از خود واقعه انقلاب تأکید داشت. از نگاه او، انقلاب فرانسه گسستی از روند تمرکز قدرت نبود، بلکه نقطه اوج آن بود. این روند تمرکزگرایی از دورههایی مانند حکومت لوئی چهاردهم آغاز شده بود و اقداماتی مانند جایگزینی قلمروهای تاریخی با «دپارتمانها» تحت کنترل مستقیم پاریس در دوران انقلاب، ادامه همان مسیر بود. برخی مورخان حتی شباهتهایی بین لوئی چهاردهم و ماکسیمیلیان روبسپیر، از رهبران دوره ژاکوبنها، قائل شدهاند. 
در مقابل، کلنیهای آمریکای شمالی پیش از انقلاب، به دلیل فاصله جغرافیایی و سیاست بریتانیا، برای بیش از یک قرن از آزادی و خودفرمانی قابل توجهی برخوردار بودند. به گفته آرنت، مهاجران انگلیسی از ابتدا جوامع سیاسی و مدنی تشکیل دادند که فاقد ساختار سنتی حکومت مبتنی بر فرمانروایان و فرمانبرداران بود. بنابراین، جنبش استقلال آمریکا بیشتر دفاع و تثبیت این آزادیهای پیشین در قالبی جدید بود.
درس منتسکیو و تفاوت سرنوشتساز
آرنت بر یک تفاوت بنیادین در مبانی فکری دو انقلاب تأکید میکند. انقلابیون آمریکا آموزه کلیدی منتسکیو، یعنی «برای اینکه کسی نتواند از قدرت سوءاستفاده کند، باید ترتیب امور بهطوری باشد که قدرت جلوی قدرت را بگیرد»، را درک و در قانون اساسی خود پیاده کردند. این نگاه منجر به ایجاد نهادهایی برای مهار و تعادل قدرت شد.
اما انقلابیون فرانسه، تحت تأثیر اندیشههایی مانند اندیشه روسو، «اراده کلی» مردم را جایگزین اراده مطلق شاه کردند، بدون آنکه اصل مطلق بودن قدرت را به چالش بکشند. به بیان آرنت، در فرانسه انقلابیون معتقد بودند «قانون نمایانگر اراده کلی است»، مفهومی که در اسناد بنیادین آمریکا غایب بود. آرنت استدلال میکند که ژاکوبنها نیز با دستاویز قرار دادن «فقر عمومی»، فضای عمومی، گفتوگو و نهادهای محلی را سرکوب کردند.
|
|
رژیم پیش از انقلاب |
الهام فکری |
هدف |
|
انقلاب فرانسه |
سلطنت مطلقه |
ارادهی کلی روسو |
جایگزینی ارادهی مردم با ارادهی سلطان بهعنوان مرجع قانون |
|
انقلاب آمریکا |
سلطنت مشروطه (بریتانیا) |
تفکیک قوای منتسکیو |
محدود ساختن حکومت و ایجاد قانون اساسی بهعنوان مرجع قانون |
جمعبندی یک اندیشمند
هانا آرنت با این تحلیل تطبیقی نشان میدهد که موفقیت در ایجاد یک «اساس آزادی» پایدار، تنها با وقوع انقلاب حاصل نمیشود، بلکه به میراث نهادهای سیاسی، تجربه خودفرمانی و درک عمیق از ماهیت قدرت بستگی دارد. 
منبع: ecoiran.com
اخبار سیاسی