چرا آمریکا پس از ۴۷ سال هنوز منطق رفتاری ایران را درک نکرده است؟

اظهارات اخیر استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در امور غرب آسیا، بار دیگر نشان میدهد که واشنگتن پس از چهار دهه و نیم، هنوز در درک مؤلفههای رفتاری ایران ناتوان است. ویتکاف در مصاحبهای از قول دونالد ترامپ گفته که رئیسجمهور پیشین آمریکا «متعجب» است که چرا ایرانیها با وجود فشارها تسلیم نشدهاند. این حیرت، کلیدی برای فهم شکافی معرفتی است که ریشه در مبانی جهانبینی حاکم بر سیاست خارجی آمریکا دارد.

پارادایم رفتاری آمریکا؛ محاسبهگری مادی در برابر ارزشهای هویتی
سیاست خارجی آمریکا عمدتاً مبتنی بر پارادایم «انسان اقتصادی» و محاسبه هزینه-فایده مادی است. در این نگاه، تهدید و فشار ابزاری برای تغییر رفتار طرف مقابل با افزایش هزینههای آن است. اما این چارچوب در مواجهه با کنشگری مانند جمهوری اسلامی ایران که «بقای هویتی» و پایبندی به ارزشهایی چون استقلال و مقاومت را در اولویت قرار میدهد، دچار کوری معرفتی میشود. ویتکاف و ترامپ قادر به درک این تفاوت بنیادین نیستند.
شکست تاریخی آمریکا در فهم تحولات ایران
این ناتوانی درک، سابقهای به اندازه عمر انقلاب اسلامی دارد. اسناد سفارت آمریکا در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ نشان میدهد تحلیلهای مبتنی بر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران (مانند گزارشهای مایکل مترینکو) جدی گرفته نشد و دستگاه تصمیمگیری واشنگتن صرفاً بر محاسبات ژئوپلیتیک متمرکز بود. این شکاف پس از انقلاب نیز در مواجهه با رویدادهایی مانند اشغال سفارت، مقاومت در جنگ تحمیلی، پایداری در برنامه هستهای و تداوم حضور منطقهای ایران تداوم یافته است.

معمای «رابطه ابزاری» در برابر «تعهد هویتی»
یکی از جلوههای این ناتوانی، تحلیل آمریکا از روابط ایران با محور مقاومت است. واشنگتن این روابط را بر اساس الگوی «کارگزار-کارفرما» یا رابطه نیابتی میبیند. آنچه از دید تحلیلگران آمریکایی پنهان میماند، «همافزایی هویتی» و اشتراکات جهانبینی میان ایران و جریاناتی مانند حزبالله لبنان یا حماس است. این رابطه از نوع «ارگانیک» و مبتنی بر تعهد به آرمانهایی مانند فلسطین به عنوان یک «ارزش ذاتی» است، نه یک ابزار تاکتیکی برای منافع مادی.

پیامدهای عملی یک ناتوانی درک
این ناتوانی در درک منطق رفتاری ایران، پیامدهای عملی مهمی داشته است. آمریکا در طول ۴۷ سال گذشته راهبردهای متعددی از اقدام نظامی و تحریک جنگ تا تحریمهای حداکثری و براندازی نرم را به کار گرفته، اما به نتیجه دلخواه خود برای تغییر رفتار بنیادین ایران نرسیده است. تحریمها اگرچه اقتصاد را تحت فشار قرار میدهد، اما نمیتواند جامعهای که استقلال و عزت را بخشی از هویت خود میداند به تسلیم وادارد. فشار بیرونی در چنین شرایطی میتواند به تقویت انسجام هویتی منجر شود.

منبع: Mashreghnews
اخبار سیاسی