عصر ولتر: چگونه پرسش‌های قرن هجدهم، بنیان دنیای مدرن را ریخت؟

مروری کوتاه بر خبر

  • جلد نهم تاریخ تمدن ویل دورانت با عنوان «عصر ولتر» به قرن هجدهم و جنبش روشنگری می‌پردازد.
  • در این قرن، اقتدار سنتی کلیسا و سلطنت‌های مطلقه به تدریج و با پرسش‌گری فرسایش یافت.
  • فیلسوفانی مانند ولتر، دیدرو، منتسکیو و روسو با نقد خرافه، تعصب و خودکامگی، بنیان‌های فکری جدیدی بنا نهادند.
  • پروژه دایرة‌المعارف دیدرو نماد آزادسازی دانش و به چالش کشیدن انحصار معرفت بود.
  • روشنگری محدود به فرانسه نبود و در آلمان و بریتانیا نیز با رویکردهای فلسفی و شکاکانه ادامه یافت.
  • این عصر با تناقضاتی مانند تبلیغ برابری در کنار ادامه برده‌داری همراه بود، اما راه را برای دموکراسی‌های فراگیر هموار کرد.

جلد نهم کتاب «تاریخ تمدن» اثر ویل دورانت، با عنوان «عصر ولتر»، تحولات فکری و اجتماعی قرن هجدهم اروپا را بررسی می‌کند. این دوره که با جنبش روشنگری شناخته می‌شود، شاهد فرسایش تدریجی اقتدار مطلق کلیسا و سلطنت‌ها و تولد اندیشه‌های نو در باب عقل، آزادی و حکومت بود.

عصر پرسش و فرسایش اقتدار

قرن هجدهم، برخلاف ظاهر آرام خود، صحنه انباشت نارضایتی‌ها و تضادهای فکری بود. سلطنت‌های مطلقه اگرچه پابرجا بودند، اما اقتدار آن‌ها دیگر بدیهی تلقی نمی‌شد و نیازمند توجیه شده بود. روشنگری پیش از آن که جنبشی سیاسی باشد، تمرینی جمعی در اندیشیدن و به پرسش گرفتن سنت‌ها بود.

چهره‌های شاخص و اندیشه‌های متحول‌کننده

ویل دورانت در این جلد، نقش محوری فیلسوفان روشنگری را برجسته می‌کند. ولتر با نثر تند و طنزآمیز خود به جنگ تعصب مذهبی و خودکامگی رفت. دیدرو با پروژه عظیم دایرة‌المعارف، در پی گردآوری و آزادسازی دانش از قید اقتدار سنتی بود. منتسکیو با طرح نظریه تفکیک قوا، راهکاری عقلانی برای مهار قدرت ارائه داد و روسو با مفهوم «اراده عمومی» و نقد تمدن، صدایی متفاوت در این جنبش ایجاد کرد.

ویل دورانت در جلد نهم «تاریخ تمدن» چه می‌گوید؟

گسترش جغرافیایی و فکری روشنگری

روشنگری پدیده‌ای منحصر به فرانسه نبود. در آلمان، اندیشه‌هایی فلسفی‌تر و درون‌گراتر توسط اندیشمندانی مانند لایبنیتس و کانت دنبال شد. در بریتانیا، دیوید هیوم با شکاکیت عمیق خود، حتی بنیان‌های معرفت و علیت را به چالش کشید. این تفاوت‌ها نشان‌دهنده غنای و تکامل فکری این جنبش بود.

تناقضات عصر و پیامدهای ماندگار

قرن هجدهم عصر تناقض‌ها بود؛ در حالی که آزادی بیان گسترش می‌یافت، سانسور ادامه داشت و فلسفه حقوق بشر در کنار برده‌داری نفس می‌کشید. با این حال، این عصر راه نقد مراجع اقتدار را گشود و انتظار پاسخگویی از صاحبان قدرت را به خواسته‌ای عمومی تبدیل کرد.

ویل دورانت در جلد نهم «تاریخ تمدن» چه می‌گوید؟

گذار به دنیای مدرن

ویل دورانت نشان می‌دهد که روشنگری مجموعه‌ای از پاسخ‌های قطعی نبود، بلکه فرآیندی ناتمام برای پرسشگری و به محک عقل زدن اقتدار بود. فروپاشی تدریجی اقتدار کلیسا و سلطنت‌های مطلقه در این قرن، گامی بلند به سوی سکولاریسم و شکل‌گیری دموکراسی‌های فراگیر بود که در آن حقوق شهروندی به گروه‌های بیشتری تعلق می‌گرفت.

منبع: asriran.com

سبک زندگی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads