سیاست خارجی ایران در تله ساختاری: چرا دیپلماسی کشور جسور نیست؟

- مانعتراشی نسلهای اول و دوم مدیران برای نقشآفرینی نسل جوان تحصیلکرده
مروری کوتاه بر آسیبهای سیاست خارجی
تحلیل ارائهشده، مجموعهای از آسیبهای بههمپیوسته در سیاست خارجی ایران را از سطح فردی تا ساختاری بررسی میکند. این آسیبها که خروجی را به سود اختیار دستگاه دیپلماسی و منافع ملی نمیدانند، در سه دسته ساختاری، سازمانی و فرهنگی-رفتاری دستهبندی شدهاند.
موانع بوروکراتیک و سازمانی
یکی از اصلیترین موانع، «سیاست اداری» و رابطه رئیس و مرئوسی است که مانع از اظهار نظر صریح کارشناسان میشود. آسیب «گروهفکری» نیز هنگامی رخ میدهد که جمع، نظر یکسانی دارد و ساز مخالف را برنمیتابد. «سیاست سازمانی» و رقابتهای نامتقارن بین نهادهای مختلف، صحنه را برای سیاستمدار غیرشفاف میکند. نمونه بارز آن، جنگافروزی ایالات متحده در عراق سال 2003 ذکر شده است.
چالشهای نسلی و منابع انسانی
واقعیت تاریخی قرار داشتن نسلهای نخست و دوم انقلاب در مصادر امور، موجب عدم مرجعیت نسلهای بعدی در بدنههایی مانند وزارت امور خارجه شده است. در مقابل، نسل متولدین دهههای 1350 و 1360 با وجود تحصیلات بالاتر، به دلیل شرایط سختتر، در موقعیتهای پایینتر نگاه داشته شدهاند. نوع استخدام که عملاً متناسب با خروجی دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه است، این وزارتخانه را از جذب بهترین فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر محروم کرده است.
فشارهای روانی و مالی بر دیپلماتها
کم بودن حقوق و مزایا (حدود 300-400 دلار در ماه برای کارشناس جوان) موجب کاهش تمرکز و تعلق خاطر میشود. نظارت دائمی بر جزئیات سبک زندگی و گفتار نیز فشار روانی مضاعفی ایجاد میکند. این عوامل در کنار احتیاطهای اغراقآمیز اداری، منجر به محافظهکاری، خودسانسوری و فقدان جسارت به عنوان حلقه مفقوده اصلی در بدنه شده است.
آسیبهای ساختاری و شناختی
در سطح کلان، عدم انسجام و توازن ساختاری در فرآیند تصمیمگیری و رقابت نهادهای مختلف، موقعیت دستگاه سیاست خارجی را تضعیف کرده است. «تعصبات شناختی» مانند تعصب تأییدی یا ترس از دست دادن، فراتر از گروهفکری، و فیلتر شدن گزینهها توسط ایدئولوژی، تصمیمگیری را از محاسبه عقلانی دور میکند. ضعف در دیپلماسی اقتصادی و تأثیر سیاست داخلی و اختلافات جناحی نیز از دیگر آسیبهای مؤثر بر سیاست خارجی ایران برشمرده شدهاند.
منبع: Ecoiran
اخبار سیاسی