زیدآبادی: توافق ایران و آمریکا؛ سهل ممتنع یا دوراهی بیپایان؟

نکات کلیدی خبر
- احمد زیدآبادی مذاکرات ایران و آمریکا را مصداق «سهلِ ممتنع» میداند.
- وی معتقد است در صورت اراده سیاسی، موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای مانع جدی نیستند.
- نقش جرد کوشنر در ارتقای سطح مذاکرات مسقط از تاکتیکی به راهبردی مورد پرسش قرار گرفته است.
- برخی منتقدان، این تحلیل را موضعی دوپهلو و فاقد راهبرد روشن ارزیابی میکنند.
تحلیل زیدآبادی از وضعیت مذاکرات
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و فعال سیاسی اصلاحطلب، در یادداشتی تازه، مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا را مصداق «سهلِ ممتنع» توصیف کرده است. به باور او، این روند از یک سو میتواند به توافق بیانجامد و از سوی دیگر، بسیار دشوار و پیچیده است.
شرط اصلی: اراده سیاسی یا تداوم خصومت؟
زیدآبادی در بخشی از یادداشت خود مینویسد: «اگر دو کشور بخواهند از دایرهٔ خصومت با یکدیگر خارج شوند و رابطهای عادی برقرار کنند، هیچکدام از موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای نمیتواند مانعی جدی برای دستیابی به توافق باشد. اما اگر قرار به تداوم خصومت و عدم عادیسازی رابطه باشد، هر نوع انعطاف… به توافقی محکم و پایدار منجر نمیشود.»
پرسش کلیدی درباره نقش جرد کوشنر
این تحلیل همزمان پرسشی کلیدی را درباره نقش جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ که به تیم مذاکرهکننده آمریکا بازگشته، مطرح میکند: «آیا جرد کوشنر… میتواند مانند ابتکار پایان جنگ غزه، دستور مذاکرات مسقط را از امور فنی و تاکتیکی به امری استراتژیک تبدیل سازد؟ اگر بتواند آیا طرف ایرانی آمادگی ورود به این مرحله را دارد؟»
نقدی بر تحلیل دوپهلو
در مقابل، برخی منتقدان این رویکرد را نوعی موضعگیری دوپهلو ارزیابی میکنند که عملاً همه سناریوها را همزمان درست جلوه میدهد؛ تحلیلی که هم توافق را نسبتاً ممکن میداند و هم آن را تقریباً ناممکن توصیف میکند.
اخبار سیاسی