رضا عطاران؛ ستاره نیست، پس چرا نماینده روحیات ایرانیان است؟

مروری کوتاه بر خبر

  • رضا عطاران برخلاف تعریف مرسوم ستارگی، به شمایلی فراگیر از انسان امروز ایرانی تبدیل شده است.
  • بازیگری او نماینده بخشی از انتخاب‌ها و واکنش‌های توضیح‌ناپذیر ایرانیان در نیم قرن اخیر است.
  • عطاران با سریال‌هایی مانند «خانه‌به‌دوش» و «بزنگاه» این مفهوم را برجسته کرد.
  • او نخستین کمدین تاریخ سینمای ایران است که واکنش مخاطبان به او همچون یک «جوان اول» است.
  • سکانس معروف «قیمه در ماست» در سریال «خانه‌به‌دوش» نمونه‌ای از طنز و رفتار غیرقابل توجیه اما پذیرفته شده در فرهنگ اوست.

رضا عطاران، بازیگر و کمدین سرشناس، نه بر اساس تعاریف مرسوم ستارگی در سینمای ایران، که به عنوان شمایلی فراگیر از انسان امروز ایرانی شناخته می‌شود. او از بازیگر آیتم‌های طنز تلویزیونی به نماینده‌ای از کنش‌ها و واکنش‌های خاص ایرانیان تبدیل شده است. حضورش در آثار مختلف و اقبال عمومی به او، مشابهت‌هایی با جایگاه «جوان اول»‌های سینمای گذشته دارد.

از آیتم‌های طنز تا نمایندگی یک نسل

رضا عطاران کار خود را با نسل بازیگران برنامه «ساعت خوش» آغاز کرد. او توانست خود را از یک بازیگر طنز تلویزیونی به چهره‌ای ارتقا دهد که بخشی از انتخاب‌ها و واکنش‌های ایرانیان در نیم قرن اخیر را نمایندگی می‌کند. این نمایندگی گاه با رفتارهایی همراه است که توصیف آن با روابط علت و معلولی روان‌شناسی برای غیرایرانیان دشوار است.

برجسته‌سازی در سریال‌های کلیدی

عطاران این موقعیت‌های «توضیح‌ناپذیر» را ابتدا در جهان دو سریال «خانه‌به‌دوش» و «متهم گریخت» با بازی علی صادقی برجسته کرد. سپس با حضور مستقیم خود در سریال‌هایی مانند «بزنگاه» و «ترش‌وشیرین» آن را گسترش داد. او در نقش اول فیلم‌های کارگردانان مطرحی چون سامان مقدم، کمال تبریزی و رامبد جوان نیز این شمایل را تکرار کرد.

نخستین کمدین با اقبال یک «جوان اول»

نتیجه این مسیر، تبدیل رضا عطاران به نخستین کمدین تاریخ سینمای ایران بود که واکنش مخاطبان به حضورش، همچون واکنش به یک «جوان اول» است. او هرگز الگوهای مرسوم جوان‌اول‌بودن را ندارد، اما نماینده درونیات و تمنیات تماشاگر فیلم ایرانی شده است.

تحلیل یک سکانس نمادین: قیمه در ماست

برای درک مفهوم «عطارانی» در سینمای ایران، سکانس وایرال‌شده‌ای از سریال «خانه‌به‌دوش» مثال زده می‌شود. در این سکانس، علی صادقی در نقش علی مرزوقی، خورش قیمه را در ظرف ماست خالی می‌کند. حمید لولایی در نقش پدر، سه بار می‌پرسد: «چرا قیمه‌ها رو می‌ریزی تو ماست‌ها؟» و صادقی فقط با «ها؟» و «چی؟» پاسخ می‌دهد. در نهایت، پس از توضیح ساده صادقی («خوشمزه‌تر می‌شه»)، لولایی می‌پذیرد و گفتگو با «آهان، حالا فهمیدی؟» پایان می‌یابد. این سکانس، نمونه‌ای از رفتارهای غیرقابل توجیه اما نهایتاً پذیرفته شده در بافت فرهنگی مورد نظر عطاران است.

منبع: hamshahrionline.ir

چهره ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads