راز مرگ “شاهدخت” عصر آهن در تابوت چوبی پس از ۱۲۵ سال فاش شد

- کشف تابوت چوبی منحصربهفرد حاوی اسکلت زنی از فرهنگ ویلبارک در سال ۱۸۹۹ در لهستان
- اختلاف زمانی ۳۰۰ ساله در تاریخگذاری مرگ زن بین بررسیهای باستانشناسی و آزمایش کربن۱۴
- حل معما با تاریخگذاری درختشناسی (دندروکرونولوژی) که قطع درخت را سال ۱۲۰ میلادی نشان داد
- احتمال تأثیر رژیم غذایی دریایی بر نتایج نادرست آزمایش کربن۱۴ روی دندان
- زن در زمان مرگ ۲۵ تا ۳۵ سال داشته و آثار آرتروز ناشی از کار سنگین در اسکلت او دیده میشود
- برنامهریزی برای آزمایش DNA جدید برای کسب اطلاعات بیشتر درباره هویت و اصالت این زن
کشف تصادفی از دل صخره
در سال ۱۸۹۹ میلادی، ساکنان روستای باگیتچ در شمال غربی لهستان شاهد سقوط یک شیء عجیب از صخرهای در حال فرسایش بودند. این شیء چیزی نبود جز یک تابوت چوبی دستساز که از دل تاریخ سر برآورده بود. باستانشناسان به محل آمدند و بقایای زنی بزرگسال را درون این تابوت یافتند. به دلیل سبک تدفین منحصربهفرد و اشیای بهنسبت سالم همراه جسد، این زن به "شاهدخت باگیتچ" ملقب شد. این تابوت بخشی از یک گورستان بزرگتر متعلق به فرهنگ ویلبارک بود که با قوم گوتها مرتبط دانسته میشود.
تابوت از یک تنه درخت توخالی ساخته شده بود و درب آن نیز از همان تنه تراشیده شده بود. این روش ساخت، نمونهای نادر در باستانشناسی به شمار میرود زیرا چوب در شرایط معمول به مرور تجزیه میشود. بقایای این تابوت پس از قرنها، به لطف قرارگیری در محیطی مرطوب و باتلاقی حفظ شده بود. درون تابوت، اسکلت زن روی یک پوست گاو قرار داشت و همراه او یک سنجاق برنزی، گردنبندی از مهرههای شیشهای و کهربا و یک جفت دستبند برنزی دفن شده بود.
معمای ۳۰۰ ساله تاریخ مرگ
برای دههها، زمان مرگ "شاهدخت باگیتچ" یک معما بود. بررسیهای اولیه بر اساس سبک اشیای دفنشده در دهه ۱۹۸۰ نشان میداد که این زن بین سالهای ۱۱۰ تا ۱۶۰ پس از میلاد زندگی میکرده و مرده است. اما در سال ۲۰۱۸، نتایج یک آزمایش تاریخگذاری رادیوکربن روی یکی از دندانهای زن، نتیجهای کاملاً متفاوت ارائه داد. این آزمایش تاریخ مرگ را بین ۱۱۳ سال پیش از میلاد تا ۶۵ سال پس از میلاد تعیین کرد. این اختلاف نزدیک به ۳۰۰ سال، یک تناقض جدی در پژوهشها ایجاد کرده بود. چگونه ممکن بود اشیای متعلق به یک دوره در کنار جسدی از دورهای دیگر دفن شده باشد؟
این تناقض، تیمی از پژوهشگران به سرپرستی مارتا چمیل-خژانوفسکا، باستانشناس دانشگاه شچچین لهستان را بر آن داشت تا راه حلی قطعی بیابند. آنها به جای تکیه بر مواد آلی بدن، سراغ خود تابوت چوبی رفتند.
حل معما با حلقههای درخت
پژوهشگران برای تاریخگذاری دقیق، از روش دندروکرونولوژی یا درختگاهشماری استفاده کردند. در این روش، الگوی حلقههای رشد سالانه درخت با یک توالی زمانی استاندارد و از پیش تعیینشده مقایسه میشود. آنها نمونهای کوچک از چوب تابوت را برداشتند و حلقههای آن را با توالیهای زمانی شناختهشده برای منطقه شمال غرب لهستان مطابقت دادند.
نتایج این بررسی علمی سرانجام پرده از راز برداشت. تاریخ قطع درخت بلوطی که برای ساخت تابوت استفاده شده بود، سال ۱۲۰ میلادی تعیین شد. پژوهشگران در مطالعه خود که در فوریه ۲۰۲۶ در مجله «آرکئومتری» منتشر شد، نوشتند: «به احتمال زیاد تابوت بلافاصله پس از قطع درخت ساخته شده است.» این تاریخ به خوبی با تاریخ پیشنهادی بر اساس اشیای دفنشده (۱۱۰-۱۶۰ میلادی) همخوانی داشت. بنابراین، نتیجه آزمایش رادیوکربن روی دندان باید نادرست میبود.
چرا تاریخگذاری دندان اشتباه بود؟
دلیل این خطا احتمالاً به رژیم غذایی "شاهدخت باگیتچ" بازمیگردد. دانشمندان میدانند که تاریخگذاری رادیوکربن میتواند تحت تأثیر منبع کربن بدن موجود زنده قرار گیرد. پدیدهای به نام «اثر مخزن دریایی» وجود دارد که باعث میشود تاریخگذاری نمونههای دریایی تا ۱۲۰۰ سال قدیمیتر از سن واقعی نشان داده شود. دلیل این است که کربن موجود در اقیانوسها، به طور کلی قدیمیتر از کربن موجود در خشکی است.
اگر انسانی مقدار قابل توجهی از غذای خود را از منابع دریایی تأمین کند، نسبت ایزوتوپهای کربن در بدن او تغییر میکند و در نتیجه، تاریخ به دست آمده از آزمایش رادیوکربن روی بافتهای بدنش (مانند دندان) میتواند دهها یا حتی صدها سال با تاریخ واقعی تفاوت داشته باشد. به نظر میرسد "شاهدخت باگیتچ" نیز رژیم غذایی غنی از محصولات دریایی داشته که منجر به نتیجهگیری نادرست از آزمایش دندان او شده است.
او یک شاهدخت نبود؛ زنی سختکوش بود
یافتههای جدید نه تنها تاریخ مرگ را روشن کرد، بلکه تصویر بهتری از هویت این زن ارائه داد. مارتا چمیل-خژانوفسکا در مصاحبهای اعلام کرد که بررسیهای استخوانشناسی نشان میدهد این زن در زمان مرگ بین ۲۵ تا ۳۵ سال سن داشته است. او هیچ نشانهای از بیماری خاصی که دلیل مرگ را مشخص کند نداشته، اما آثار آرتروز در اسکلت او دیده میشود.
نکته جالب اینجاست که بروز آرتروز در چنین سن جوانی، معمولاً ناشی از فعالیتهای فیزیکی سنگین و کار طاقتفرساست. این یافته، لقب "شاهدخت" را برای او زیر سؤال میبرد. چمیل-خژانوفسکا در مطالعهای قبلی اشاره کرده بود که این زن به احتمال زیاد یک نماینده عادی از فرهنگ ویلبارک بوده، نه یک فرد از طبقه اشراف. زندگی او احتمالاً با کارهای دستی و جسمانی سخت همراه بوده است.
جستجو برای هویت در ژنها
اگرچه معمای تاریخ مرگ حل شده، اما داستان "شاهدخت باگیتچ" به پایان نرسیده است. مارتا چمیل-خژانوفسکا از برنامهای جدید برای کسب اطلاعات بیشتر خبر داده است. او گفت: «هفته آینده برای آزمایش DNA به ورشو میروم.» پیش از این تلاشهایی برای استخراج DNA از اسکلت انجام شده که ناموفق بوده است. این بار قصد دارند با روشی دقیقتر و با حداقل آسیب، نمونهای از استخوان گیجگاهی جمجمه برداری کنند.
تجزیه و تحلیل DNA میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره اصل و نسب، ارتباطات خویشاوندی، مهاجرت و حتی ویژگیهای ظاهری مانند رنگ چشم و موی این زن ارائه دهد. این دادهها پنجرهای جدید به جامعه فرهنگ ویلبارک در عصر آهن رومی خواهد گشود. تابوت چوبی باگیتچ به عنوان تنها نمونه حفظشده از نوع خود از آن دوره، همچنان یکی از مهمترین یافتههای باستانشناسی در اروپای مرکزی است که رازهای خود را به تدریج فاش میکند.

منبع: Livescience
اخبار علم و فناوری