راز خوشبختی واقعی چیست؟ علم و فلسفه پاسخی مشترک دارند

- مطالعات علمی نشان میدهد اهداف درونی مانند بهبود روابط، بسیار بیشتر از اهداف بیرونی مانند ثروت، باعث شادی میشوند.
- فرهنگ عامه اغلب اهداف بیرونی را ترویج میکند، در حالی که شادی پایدار از درون فرد سرچشمه میگیرد.
بر اساس دیدگاههای روانشناسی و فلسفی، جستجوی خوشبختی در اهداف بیرونی مانند ثروت و شهرت، اغلب بیثمر است. در مقابل، زندگی فضیلتمند، کمک به دیگران و تمرکز بر اهداف درونی، مسیر رسیدن به رضایت پایدار معرفی میشوند. این ایدهها ریشه در آموزههای فلاسفه باستان و همچنین یافتههای علوم اعصاب مدرن دارد.
فلسفه باستان و جستجوی زندگی خوب
ارسطو، فیلسوف یونان باستان، خوشبختی (eudaimonia) را در «زندگی خوب» و شکوفا میدانست که با فضیلتهایی مانند صداقت، فروتنی و رفتار درست با دیگران تغذیه میشود. به باور او، شفقت و سخاوت سودهای ماندگاری دارند. این دیدگاه با فلسفه رواقیون نیز همسو است که بر کنترل پاسخهای فرد به رویدادهای زندگی، فارغ از خوب یا بد بودن آن رویدادها، تأکید میکردند. سنکا، فیلسوف رواقی، معتقد بود شخصیت خوب تنها تضمین شادی پایدار است.
علم اعصاب پشت رفتارهای نیکو
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهد که تمایل به همدلی و همکاری در انسان ریشه بیولوژیکی دارد. وجود گروهی از سلولهای مغزی به نام «نورونهای آینهای» به افراد امکان میدهد احساسات دیگران را درک کنند. این مکانیسم تکاملی به حرکت موفق در شبکههای اجتماعی و بقا کمک کرده است. بنابراین، زمانی که فرد به دیگران کمک میکند یا باعث خوشحالی آنها میشود، خود نیز احساس خوبی را تجربه میکند. این امر نشان میدهد که مهربانی و همکاری بخشی ذاتی از طبیعت انسان است.
اهداف درونی در مقابل اهداف بیرونی
مطالعات علمی، از جمله پژوهشهای کنت ام. شلدون و همکارانش، تأیید میکنند که تمرکز بر اهداف درونی مانند تقویت روابط، رشد شخصی و خدمت به جامعه، بسیار بیشتر از اهداف بیرونی مانند انباشت ثروت، قدرت یا شهرت، به خوشبختی و رفاه منجر میشود. با این حال، فرهنگ عامه غالباً اهداف بیرونی را تجلیل میکند. شلدون استدلال میکند افرادی که تنها به دنبال اهداف بیرونی هستند، با باورهای تحریفشدهای زندگی میکنند که سلطه و نمایش را تشویق میکند، نه فضیلت.
منبع: Asriran
سلامت