حمایت از جنگ آمریکا علیه ایران؛ وطنفروشی یا خیانت به مردم؟

- واکنش تند یک روزنامهنگار استرالیایی به حمایت از مداخله نظامی خارجی.
- هشدار درباره تلفات انسانی و آسیب به زیرساختهای حیاتی در صورت وقوع جنگ.
- پرسش درباره انگیزه واقعی مدافعان جنگ و تعریف وطنفروشی در این زمینه.
در روزهای اخیر، علی کریمی با حدود دو میلیون دنبالکننده در شبکه ایکس، از مخاطبان خود خواست در نظرسنجی توماس مسی، نماینده کنگره آمریکا، گزینه «بله» را انتخاب کنند. پرسش صریح این نظرسنجی این بود: «آیا خواهان جنگ به رهبری آمریکا با ایران هستید؟» این موضعگیری، همراه با حمایتهای مشابه برخی فعالان خارجنشین، موجی از واکنشها را برانگیخت.

واکنش یک تحلیلگر خارجی
کیتلین جانستون، روزنامهنگار استرالیایی که سالهاست سیاستهای مداخلهجویانه غرب را نقد میکند، در یادداشتی صریح تأکید کرد حمایت از حمله نظامی آمریکا به کشورهای خاورمیانه نه نشانه مسئولیتپذیری، بلکه همصدایی با مخربترین راهبردهای قدرتهای بزرگ است. او تصریح کرد ایرانیان خارج از کشور مصون از خطا نیستند و دفاع از مداخله نظامی را نمیتوان پشت ادعای عشق به وطن پنهان کرد.
تجربه تلخ منطقه
مدافعان گزینه جنگ نمیتوانند بگویند از پیامدها بیخبرند. عراق پس از حمله سال ۲۰۰۳ با فروپاشی ساختارهای دولتی و گسترش خشونت مواجه شد. لیبی پس از مداخله ناتو به میدان جنگ داخلی طولانی تبدیل شد. افغانستان پس از دو دهه حضور نظامی آمریکا نه به ثبات پایدار رسید و نه به توسعه وعده داده شده. برآوردهای «پروژه هزینههای جنگ» دانشگاه براون از صدها هزار کشته و میلیونها آواره در نتیجه این جنگها حکایت دارد. اینها دادههای مستند است.

تحریم و جنگ، دو روی یک سکه
بسیاری از همین چهرهها سالهاست از تشدید تحریمهای اقتصادی نیز دفاع کردهاند. در حالی که گزارشگران ویژه سازمان ملل بارها نسبت به آثار انسانی تحریمهای یکجانبه هشدار داده و به تأثیر آن بر دسترسی مردم به دارو و خدمات اساسی اشاره کردهاند. وقتی فشار اقتصادی گسترده و گزینه جنگ در یک مسیر قرار میگیرد، نتیجه آن چیزی جز افزایش رنج عمومی نیست.

تعیین سرنوشت به دست مردم داخل
سرنوشت مردم ایران را کسانی باید تعیین کنند که در داخل ایران زندگی میکنند و هزینه تصمیمهای بزرگ را با جان و معیشت خود میپردازند. دعوت از قدرت خارجی برای حمله نظامی یعنی سپردن آینده کشور به اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو. این رویکرد با اصل حاکمیت ملی در تعارض آشکار است. اگر اپوزیسیون خارجنشین مدعی نگرانی برای ایران است، سادهترین راه بازگشت و ایستادن در کنار مردم داخل کشور است.

واقعیت پشت رؤیای «بمباران هدفمند»
رؤیایی که مدافعان حمله میفروشند ساده است. آنها چنین القا میکنند که بمبها و موشکهای آمریکایی قرار است صرفاً سیاستمداران یا مراکز خاصی را هدف بگیرد و مردم از آسیب مصون بمانند. این تصویرسازی با واقعیت جنگ همخوانی ندارد. در هیچ درگیری گستردهای، زیرساختهای برق، آب، بیمارستان، جاده و محلههای مسکونی از پیامدها در امان نبوده است. در توییت اخیر دونالد ترامپ نیز پس از لحن تهدیدآمیزش تصریح شد که اگر توافقی حاصل نشود، «روز بسیار بدی برای ایران و مردمش» رقم خواهد خورد. تأکید صریح بر «مردم» نشان میدهد حتی در ادبیات رسمی تهدید نیز جامعه به عنوان طرف آسیبپذیر دیده میشود.

هشدار تحلیلگران غربی و پرسش نهایی
حتی تحلیلگران غربی ضدجنگ نیز هشدار دادهاند که حمله نظامی به ایران میتواند پیامدهای منطقهای و جهانی گسترده داشته باشد. وقتی این هشدارها از بیرون نیز شنیده میشود، دیگر نمیتوان انتقاد از رویکرد جنگطلبانه را صرفاً موضعی داخلی دانست. در ادبیات سیاسی، واژه «وطنفروش» برای کسانی به کار میرود که منافع و امنیت کشور خود را در برابر قدرت خارجی نادیده میگیرند. هنگامی که فردی آگاهانه از حمله نظامی یک دولت خارجی به سرزمین مادریاش حمایت میکند، این تعبیر برای بسیاری از ناظران نه یک شعار احساسی، بلکه توصیف یک موضع سیاسی است.

منبع: Mashreghnews
اخبار سیاسی