حقوق هزار دلاری رئیسجمهور؛ افشای سقوط ارزش پول یا اشتباه لفظی؟

مروری کوتاه بر خبر
- رئیس جمهور مدعی دریافت حقوق هزار دلاری در ماه شده است.
- او خاطرهای از پرداخت حقوق ۶ هزار دلاری به پزشکان روستایی در سال ۱۳۷۹ نقل کرده است.
- این اظهارات بازتاب گستردهای یافته و به افت ارزش پول ملی تعبیر شده است.
- ابهاماتی در محاسبات دلاری و نیت از بیان این خاطره وجود دارد.
- این سخنان در حالی مطرح میشود که قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته است.
اظهارات اخیر رئیس جمهور درباره دریافتی هزار دلاری خود و مقایسه آن با حقوق پزشکان در ۲۵ سال پیش، واکنشها و تحلیلهای مختلفی را برانگیخته است. این سخنان که در سفر به استان گلستان بیان شد، بیش از هر چیز بر شکاف عمیق ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید تأکید دارد.
ابهام در نقل قول و محاسبات
مسعود پزشکیان در بیان خاطرهای از زمان معاونتش در وزارت بهداشت گفت: «وقتی معاون وزیر بهداشت بودم… ۶ هزار تومان حقوق میدادیم که معادل ۶ هزار دلار بود. در حالی که الآن منِ رئیس جمهور هزار دلار حقوق میگیرم.» این گفته با ابهاماتی همراه است. اولاً مشخص نیست منظور از «۶ هزار تومان»، «۶ میلیون تومان» امروزی است یا خیر. ثانیاً نرخ دلار در سال ۱۳۷۹ حدود ۸۱۳ تومان بوده، بنابراین ۶ هزار دلار آن زمان معادل حدود ۴.۹ میلیون تومان میشده، نه ۶ میلیون. همچنین مشخص نشده آیا این مبلغ برای یک پزشک بوده یا مجموع دریافتی یک زوج پزشک.
بازتاب گسترده و تفسیر سیاسی
این اظهارات به سرعت بازتاب گستردهای یافت، تا جایی که رسانهای مانند یورونیوز نیز با تمرکز بر «حقوق هزار دلاری رئیس جمهوری»، به موضوع افت ارزش پول ملی پرداخت. تحلیلها حاکی از آن است که این سخن، بیشتر نشاندهنده سقوط ارزش پول ملی است تا اثبات خوب بودن نظام پرداخت در گذشته. به عبارت دیگر، فاجعه اصلی در کاهش شدید قدرت خرید است، نه صرفاً تغییر میزان حقوقها.
تناقض با اظهارات پیشین و واقعیتهای اقتصادی
این ادعا در حالی مطرح میشود که رئیس جمهور در شهریور ۱۴۰۳ دریافتی ماهانه خود را ۷۰ تا ۸۰ میلیون تومان اعلام کرده بود که در آن زمان معادل حدود هزار دلار بود. سؤال اینجاست که آیا حقوق ریاست جمهوری بر اساس دلار محاسبه و پرداخت میشود که با وجود افزایش نجومی نرخ ارز، کماکان هزار دلار باقی مانده است؟ این موضوع تناقض آشکاری با واقعیتهای اقتصادی کنونی دارد.
پرسشهای بیپاسخ و انتظارات
این اظهارات پرسشهای متعددی را به دنبال داشته است. آیا مقامات ارشد کشور نرخ دلار را در محاسبات خود بر مبنای قیمتهای غیررسمی میسنجند؟ اگر حقوق کنونی کافی نیست، برنامه برای جبران کاهش قدرت خرید چیست؟ بسیاری منتظرند رئیس جمهوری به جای نقل خاطرات، صراحتاً به سیاستهایی اشاره کند که باید برای مهار تورم و بهبود معیشت تغییر کنند. به نظر میرسد مشکل اصلی، تأثیر مخرب افزایش نرخ ارز بر تمامی سیاستها و تصمیمات اقتصادی است.
منبع: asriran.com
اخبار سیاسی