جنگطلبی در رسانههای فارسیزبان؛ «بیوطنان» یا «پیادهنظام داخلی»؟

- هشدار یک روزنامهنگار درباره گفتمان جنگطلبی و عادیسازی حمله نظامی در برخی رسانههای فارسیزبان
- هشدار درباره ثبت نقش افراد در تاریخ و ماندن نام جنگطلبان در فهرست بدنامان
سیدحسین طباطباییاصل، روزنامهنگار، در یادداشتی در روزنامه اطلاعات به گفتمان جنگطلبی در برخی رسانههای فارسیزبان پرداخته است. او از عادیسازی حمله نظامی، کشته شدن میلیونها ایرانی و ویرانی زیرساختها در این رسانهها انتقاد کرده و معتقد است کسانی که چنین سخنانی را تبلیغ میکنند، یا جنگ را ندیدهاند یا وطن و وجدان ندارند.
هشدار درباره گفتمان جنگ و عادیسازی ویرانی
این روزنامهنگار مینویسد که در برخی رسانههای فارسیزبان رسماً اعلان جنگ شده است. به گفته او، در این رسانهها بیپروا از حمله نظامی، نقشهکشی و «تغییر حکومت با بمباران» سخن گفته میشود. وی میافزاید که در این گفتمان، کشته شدن میلیونها ایرانی و ویرانی بیمارستانها و مدارس عادیسازی و به عنوان «هزینه اجتنابناپذیر آزادی» معرفی میشود. طباطباییاصل این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان جوانان را با وعدههای خیالی به خشونت تهییج کرد و سپس در صورت وقوع جنگ، تقصیر را به گردن ایران انداخت.
تاریخ ایران و مواجهه با جنگهای تحمیلی
نویسنده با مروری بر تاریخ دو قرن اخیر ایران تأکید میکند که هیچ جنگی با خواست مردم ایران آغاز نشده و هر جنگی یا تحمیل بیگانه بوده یا حاصل ضعف و فشار خارجی. به گفته او، ایرانیها آغازگر جنگ نبودهاند، اما هرگاه جنگی بر آنان تحمیل شده، مردانه ایستادهاند. او خط روشن در حافظه تاریخی ملت ایران را این میداند: «ملت ایران جنگطلب نیست، اما مردِ میدان است. صلح را دوست دارد، اما تسلیم را نه.»
الگوی تکرارشونده «پیادهنظام داخلی»
این تحلیلگر به الگوی تکرارشوندهای در بزنگاههای تاریخی ایران اشاره میکند: ظهور «پیادهنظام داخلیِ بیگانه». کسانی که با شعار «نجات» توسط بیگانه، در استقبال از اجنبی پیشقدم شدهاند، اما نتیجه، تنها ویرانی و وابستگی عمیقتر بوده است. تاریخ به گفته او، با هیچکدام از این افراد شوخی نکرده است.
ایرانی بودن؛ موضع است، نه زبان
یکی از محورهای اصلی این یادداشت، تفکیک هویت بر اساس موضع است. نویسنده تأکید میکند که فارسیزبانانی که برای بمباران ایران به دشمن خارجی التماس میکنند یا احتمال تجزیه و نابودی کشور را عادیسازی میکنند، هرچه باشند ایرانی نیستند. به باور او، ایرانی بودن به غیرت، ایستادن پشت وطن حتی در زمان اختلاف داخلی و نداشتن نسبتی با خیانت گره خورده است.
دو نکته اساسی: دموکراسی و انتخاب نکردن جنگ
طباطباییاصل در بخش پایانی دو نکته را صریحاً بیان میکند. اول اینکه راه حل نارضایتیهای موجود، سازوکارهای دموکراتیک است و انقلاب اسلامی مسیری برای گذار از استبداد به مردمسالاری دینی بوده است. دوم اینکه ایرانیان از جنگ نمیترسند اما آن را انتخاب نمیکنند و اگر تحمیل شود، میایستند. او هشدار میدهد که با تهدید نظامی نمیتوان ملت ایران را از آرمانهایش منصرف کرد.
تاریخ؛ دادگاه صبور ثبت نامها و نقشها
یادداشت با این هشدار به پایان میرسد که تاریخ، نامها را نگه میدارد و نقشها را ثبت میکند. به گفته نویسنده، نام جنگطلبان بیوطن، حتی اگر فارسیزبان باشند، برای همیشه در فهرست سیاه بدنامان تاریخ خواهد ماند و ملت ایران در سطرهای روشن ایستادگی و خرد خواهد درخشید. تاریخ از هر فرزند این ملت خواهد پرسید: «در لحظه انتخاب، زیر پرچم ایران ایستادی یا در صف انیران؟»
منبع: Ettelaat
اخبار سیاسی