جنگ الکترونیک در خلیج فارس؛ نبرد خاموشی که نتیجه درگیری را تعیین میکند؟

مروری کوتاه بر خبر
- خلیج فارس به دلیل تراکم بالای سیگنالهای نظامی و غیرنظامی، یکی از پیچیدهترین محیطهای جنگ الکترونیک جهان است.
- جنگ الکترونیک در این منطقه لایه اول درگیری محسوب میشود و بر کارایی سامانههای تسلیحاتی پیشرفته تأثیر مستقیم دارد.
- دو ابزار اصلی این نبرد، «جمینگ» (اخلال هدفمند) و «اسپوفینگ» (ارسال سیگنالهای فریبنده) هستند.
- نزدیکی جغرافیایی سواحل در خلیج فارس، مزیت عملیاتی به سامانههای جنگ الکترونیک ساحلی میدهد.
- این نبرد نامرئی میتواند پیش از هر درگیری فیزیکی، موازنه قدرت را به صورت موقت اما حیاتی تغییر دهد.
خلیج فارس از نظر نظامی فقط یک پهنه آبی نیست؛ یک محیط الکترومغناطیسی فوقمتراکم است. دهها رادار ساحلی، سامانههای پدافندی، ناوهای رزمی، پهپادهای شناسایی، هواپیماهای گشت دریایی، لینکهای ارتباطی نظامی و غیرنظامی، سامانههای ناوبری ماهوارهای، و حتی شبکههای مخابراتی تجاری، همه در یک فضای محدود و بسته در حال انتشار سیگنال هستند. این تراکم سیگنالی، خلیج فارس را به یکی از پیچیدهترین محیطهای جنگ الکترونیک جهان تبدیل کرده است.
جنگ الکترونیک؛ لایه اول درگیری
در چنین محیطی، جنگ الکترونیک دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه بهنوعی لایه اول درگیری محسوب میشود. پیش از آنکه یک ناو بتواند موشک هدایتشونده شلیک کند، باید بتواند هدف را در رادار قفل کند، لینک داده پایدار داشته باشد و از صحت دادههای ناوبری خود مطمئن باشد. اگر این سه عنصر دچار اخلال شوند، حتی پیشرفتهترین سامانههای تسلیحاتی هم به ابزارهایی با کارایی محدود تبدیل میشوند.
تفاوت دکترین ایران و آمریکا
تقابل جنگ الکترونیک ایران و آمریکا در خلیج فارس را باید در بستر دکترین عملیاتی دو طرف تحلیل کرد. نیروی دریایی آمریکا بر شبکهمحوری، لینکهای داده امن، سنسورهای چندلایه و فرماندهی متمرکز مبتنی است. در مقابل، رویکرد ایران در محیط نزدیک ساحل، بر جنگ نامتقارن، پراکندگی سامانهها، استفاده از اخلال موضعی و فشار الکترونیکی بر حسگرهای دشمن استوار شده است.
ابزارهای نبرد خاموش: جمینگ و اسپوفینگ
یکی از مهمترین ابزارهای این نبرد خاموش، جمینگ یا اخلال در طیف فرکانسی است. جمینگ در محیط دریایی خلیج فارس میتواند بر چند لایه اثر بگذارد: رادارهای جستجو، لینکهای ارتباطی تاکتیکی، ارتباطات ماهوارهای، و حتی سیستمهای هدایت تسلیحات. اما جمینگ صرفاً پخش نویز کور نیست؛ اخلال مدرن، هوشمند و طیفمحور است.

در کنار جمینگ، اسپوفینگ یکی از پیچیدهترین ابزارهای جنگ الکترونیک محسوب میشود. اسپوفینگ بهمعنای فریب سامانههای ناوبری یا حسگری با ارسال سیگنالهای جعلی اما معتبرنما است. در محیط دریایی، این موضوع میتواند بهصورت اخلال در GPS یا سیستمهای ناوبری ماهوارهای بروز پیدا کند.
مزیت جغرافیایی سواحل و نقش پهپادها
در خلیج فارس، فاصله کم میان سواحل و شناورها، یک مزیت خاص برای عملیات جنگ الکترونیک ساحلمحور ایجاد میکند. سامانههای اخلالگر مستقر در سواحل، جزایر و حتی شناورهای کوچک میتوانند در فاصله نزدیکتر نسبت به سامانههای دریایی مستقر در آبهای آزاد، سیگنالهای قویتری اعمال کنند.
پهپادها نیز در این نبرد خاموش نقش دوگانه دارند؛ هم هدف جنگ الکترونیک هستند و هم ابزار آن. برخی پهپادها میتوانند خود بهعنوان پلتفرم جنگ الکترونیک عمل کرده و با نزدیک شدن به هدف، اخلال موضعی و دقیق اعمال کنند.

تأثیر بر موشکها و بعد روانی نبرد
جنگ الکترونیک مستقیماً بر کارایی موشکهای هدایتشونده اثر میگذارد. موشکهایی که از هدایت راداری فعال، نیمهفعال یا لینک داده میانی استفاده میکنند، در برابر اخلال هدفمند آسیبپذیرتر هستند.
در کنار بُعد فنی، بُعد روانی جنگ الکترونیک نیز قابل توجه است. اختلال ناگهانی در ارتباطات، قطع لینکهای داده یا دریافت دادههای متناقض، میتواند فشار روانی شدیدی بر خدمه و فرماندهان وارد کند.
خط مقدم نبرد مدرن دریایی
واقعیت عملیاتی این است که در خلیج فارس، هر سامانهای که به سیگنال وابسته باشد، در معرض جنگ الکترونیک قرار دارد. این یعنی برتری فناوری صرف، تضمینکننده برتری عملیاتی نیست، بلکه تابآوری الکترونیکی و توان مقابله با اخلال، تعیینکنندهتر میشود. جنگ الکترونیک در خلیج فارس را باید بهعنوان خط مقدم نبرد مدرن دریایی شناخت؛ خطی که نه در سطح آب دیده میشود و نه در تصاویر ماهوارهای، اما در عمق طیف الکترومغناطیسی جریان دارد.
منبع: ecoiran.com
اخبار سیاسی