جامعه ایرانی درگیر سردرگمی، دوگانگی و ازخودبیگانگی فرهنگی؟

- مثال عینی: تناقض در احساس به شاعری مانند احمد شاملو.
- پرسش از چگونگی عبور از این وضعیت بدون محکومیت، تقدیس یا انکار گذشته.
یک تحلیل اجتماعی به پدیدههای روانی-فرهنگی رایج در جامعه ایران میپردازد و آن را با مثالهای عینی مانند احساس متناقض نسبت به شاعری چون احمد شاملو شرح میدهد. این تحلیل سه مفهوم «سردرگمی»، «دوگانگی عاطفی» و «ازخودبیگانگی هویتی» را به عنوان چارچوب بررسی معرفی میکند.
تحلیل یک وضعیت فراگیر
نویسنده با اشاره به جملهای که میگوید «من از احمد شاملو متنفرم، اما این شعرش حرف ندارد…» به واکاوی این احساس متناقض میپردازد. به باور او، این تنها یک مثال از وضعیتی فراگیر است که ریشه در درگیری جامعه با گذشته، آزمون معیارهای جدید و زندگی در نوعی «لختی و بیوزنی فرهنگی» دارد.
سه واژه کلیدی برای توصیف حال جامعه
این تحلیل برای توصیف این شرایط از سه مفهوم بهره میبرد: – **سردرگمی (Perplexity)**: زمانی رخ میدهد که اطلاعات جدید، چارچوب ذهنی پیشین فرد را برهم میزند و او را در موضعگیری دچار مشکل میکند؛ مانند کسی که سالها شاملو را تحسین میکرده و اکنون تحت تأثیر موجی جدید، با جنبههای دیگری از زندگی او مواجه میشود. – **دوگانگی عاطفی (Ambivalence)**: به معنای داشتن همزمان احساسات متضاد نسبت به یک موضوع است؛ همان عشق و نفرت همزمان. – **ازخودبیگانگی هویتی-فرهنگی (Alienation)**: به جدایی فرد از سنتهای فکری و تاریخی خود اشاره دارد، تا جایی که ممکن است از میراث فرهنگی خود شرمنده شود و خود را سانسور کند.
ریشهیابی در شرایط اجتماعی
نویسنده این سطح از سردرگمی و دوگانگی را خاص جامعهای میداند که «سالها در اضطراب مداوم و پیشرونده زیسته و در نهایت به واسطه خشونتی عریان، در شوکی عمیق فرو رفته است». این شرایط است که حتی لذت بردن از یک شعر را نیز دچار تردید میکند.
پرسش از چگونگی عبور
متن با این پرسش به پایان میرسد که چگونه میتوان از این وضعیت عبور کرد بدون آنکه آن را محکوم کرد، تقدیس کرد یا انکار نمود. راه رسیدن به بلوغ فرهنگی و سیاسی از چنین گذرگاههای دشواری میگذرد. گذشته را نمیتوان انکار یا صرفاً مایه افتخار دانست؛ فهم و داوری درباره آن نیازمند بازگشت به حالوهوای تاریخی آن زمان است.
منبع: Sharghdaily
اخبار اجتماعی