تله استثنایی بودن: چرا نیاز به «خاص بودن» ما را مضطرب میکند؟

مروری کوتاه بر خبر
- نیاز افراطی به خاص بودن اغلب ریشه در ترس کودکی از دوستداشتنی نبودن دارد.
- این الگو میتواند منجر به روابط ناسالم و اضطراب پایدار شود.
- پژوهشی در سال ۲۰۱۵ نشان داد ارزشگذاری افراطی والدین با شکلگیری خودشیفتگی در کودکان مرتبط است.
- پذیرش معمولی بودن و جدا کردن ارزشمندی از استثنایی بودن، کلید رهایی از این تله است.
- افزایش خودآگاهی و تحمل معمولی بودن از راههای مقابله با این الگو هستند.
نیاز افراطی به خاص بودن اغلب ریشه در ترس از معمولی و دوستداشتنی نبودن دارد و رهایی از آن میتواند به روابط سالمتر و آرامش پایدارتر منجر شود.
ریشه اضطراب در نیاز به خاص بودن
در دنیایی که از افراد انتظار میرود همیشه برجسته، موفق و متفاوت باشند، فشار پنهانی برای «خاص بودن» میتواند به منبعی جدی از اضطراب و نارضایتی تبدیل شود. بسیاری از بزرگسالان موفق، میل شدیدشان به استثنایی بودن را موتور پیشرفت میدانند، اما اغلب این نیاز از ترس عمیقتری ریشه میگیرد: ترس از معمولی بودن و در نتیجه، دوستداشتنی نبودن.
یک نمونه عینی: داستان ربکا
ربکا، وکیل موفقی در اوایل دهه سوم زندگیاش، در جلسات درمانی اعتراف کرد که در روابط عاطفی دائماً نیاز دارد طرف مقابل به او ثابت کند که برایش خاص است. کودکی ربکا نقش کلیدی داشت؛ مادرش تنها زمانی که او عملکرد درخشانی داشت، او را تحسین میکرد و در غیر اینصورت از نظر عاطبی فاصله میگرفت. پیام نانوشته این بود: «یا استثنایی باش، یا نامرئی.» این الگو باعث شد ربکا در بزرگسالی برای دریافت تأیید و حس ویژه بودن، خود را به زحمت بیندازد.
یافتههای علمی و ریشههای روانی
پژوهشی که در سال ۲۰۱۵ توسط ادی بروملمن و همکارانش انجام شد و ۵۶۵ کودک را به مدت ۱۸ ماه دنبال کرد، نشان داد احتمال شکلگیری خودشیفتگی در کودکانی بیشتر است که والدینشان آنها را بیش از حد ارزشگذاری میکنند. در مقابل، کودکانی با عزتنفس سالم، والدینی داشتند که فارغ از میزان موفقیت، بهطور مداوم محبت نشان میدادند. تفاوت در پیام درونیشده بود: «من از دیگران بهترم» در مقابل «من همانطور که هستم، ارزشمندم».
راههای رهایی از تله استثنایی بودن
۱. **پذیرش معمولی بودن**: ارزشمندی میتواند در ارتباط با افراد باثبات و قابل پیشبینی یافت شود. پذیرش معمولی بودن فشار دائمی برای درخشش بهمنظور دریافت عشق را کاهش میدهد.
۲. **جدا کردن ارزشمندی از استثنایی بودن**: برای شایسته ارتباط بودن، نیازی به جذابترین فرد بودن نیست. متوسط بودن در بسیاری از چیزها بخشی از انسان بودن است.
۳. **افزایش خودآگاهی**: ردیابی کشش به «خاص بودن» و رفتارهای مرتبط با آن که اغلب ریشه در کودکی دارند، ضروری است.
۴. **افزایش تحمل معمولی بودن**: کنار آمدن با ناراحتیِ دیده نشدن و مشاهدهگر بودن به جای همیشه مرکز توجه بودن.
بینش نهایی و نتیجهگیری
حدود یک سال پس از شروع درمان، ربکا به این بینش رسید: «دنبال شریک عاطفی خارقالعاده بودم، چون به مدرکی نیاز داشتم که ثابت کند خودم هم خارقالعادهام. اما راستش فقط کسی را میخواهم که وقتی مضطرب میشوم یا ظرفها را در سینک جا میگذارم، دوستم داشته باشد.» هدف نهایی این است که درک کنیم معمولی بودن مساوی بیارزشی نیست و ما صرفاً به دلیل وجود داشتن، سزاوار دوست داشته شدن هستیم.
منبع: فرارو
سلامت