«تلخاب» چه روایتی از قدرت و نازایی در دربار قاجار ارائه میدهد؟

- نشست نقد و بررسی نمایش «تلخاب» با حضور روانشناسان و منتقد در تالار مولوی برگزار شد.
- منتقدان، این اثر را ترکیبی از اسطوره، خواب، جادو و سیاست با زبانی شعری و طلسمگونه توصیف کردند.
- نقش آیینهایی مانند «زار» و شخصیت «تلخک» در آشکارسازی حقایق سرکوبشده و خودآگاهی شخصیت کلیدی ارزیابی شد.
- قدرت واقعی نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون معرفی میشود.
- نمایش «تلخاب» تا ۱۲ اسفند در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است.
مروری بر نشست نقد و بررسی
نشست نقد و بررسی نمایش «تلخاب» با حضور فریبا مجد تیموری (روانشناس)، میثم بازانی (روان درمانگر و پژوهشگر روانکاوی)، فریال آذری (منتقد)، اعضای گروه نمایش و جمعی از تماشاگران در تالار اصلی مولوی برگزار شد.
تحلیل شخصیت اصلی و درونمایه روانکاوانه
میثم بازانی در این نشست درباره شخصیت اصلی نمایش گفت: ملک جهان با مسئله بنیادین نازایی درگیر است و این نازایی نه فقط یک مشکل جسمانی، بلکه مسئلهای تاریخی، فرهنگی و نمادین است که پیش از تولد او شکل گرفته است. کابوسهایی که در پایان نمایش تجربه میکند، بازتاب رابطه پیچیده او با والدین و پیامهایی است که جامعه پیشاپیش تعیین کرده است. او ادامه داد: از منظر روانکاوی و نظریههای ژاک لکان، انسان همیشه با ناکامی و حدسهای بیپایان همراه است و این ناکامی موتور روانی حرکت شخصیت و روایت است. ملک جهان در مسیر نمایش با شخصیتهای جادوگر، موچول خانم و تلخک روبهرو میشود تا فرآیند خودشناسی، بازنگری و مواجهه با محدودیتها را طی کند.
ساختار نمایش و نقش شخصیتهای کلیدی
فریال آذری، منتقد تئاتر نیز با اشاره به شخصیت تلخک در این نمایش توضیح داد: تلخک برخلاف سایر شخصیتها که به دنبال ارائه پاسخ هستند، تنها رنج را آشکار میکند و مسیر خودآگاهی ملک جهان را روشن میسازد. حضور تلخک، آینهای است که مخاطب و شخصیتها را با واقعیت و محدودیتها مواجه میکند. او درباره ساختار نمایش افزود: این اثر در مرز اسطوره، خواب، جادو و سیاست حرکت میکند؛ نه کاملاً نمادین و نه صرفاً رئالیستی است. متن نمایش از روایت خطی فاصله میگیرد و با تکرار، صدا و تصویر و مناسک، تجربهای معلق میان کابوس جمعی و آیین نمایشی خلق میکند.
جایگاه زنان و قدرت آیینها
آذری در تحلیل نقش زنان توضیح داد: زنان نمایش، حتی آنهایی که به ظاهر ابزار قدرت هستند، حامل پیامهای عمیق درباره آزادی، رنج و نقش خود در ساختارهای اجتماعیاند. نقش زنان در خلقت و تولید هستی برجسته است. او درباره موسیقی، صحنهآرایی و مناسک به کار گرفته شده در این اثر گفت: موسیقی و نورپردازی بسیار دقیق اجرا شد و مناسک آیینی، به ویژه آیین زار، به شکل یک ابزار نمایشگر حقیقت سرکوبشده عمل کرد. این آیینها به ملک جهان کمک کردند تا واقعیت را ببیند و مسیر خودآگاهی را طی کند.
نماد شبکه قدرت و مسیر رهایی
فریبا مجدتیموری دیگر روانشناس حاضر در این نشست گفت: نمایش «تلخاب» نه فقط داستان یک خاندان سلطنتی، بلکه نمادی از شبکههای قدرت، ابزارها و مناسبات اجتماعی است. قدرت واقعی نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون است. او افزود: نمایش با ترکیب صحنه، موسیقی، آیینهای آیینی و زبان شعری، مخاطب را به تأمل درباره جایگاه خود در نظامهای قدرت، فرهنگ و جامعه دعوت میکند و نشان میدهد که رنج و ناکامی، موتور رشد و شناخت انسانی است.
اطلاعات اجرا
نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی با کارگردانی عباس اقسامی و تهیهکنندگی مشترک سعید آقاخانی و محسن عباسی روایت ملکهای در دربار قاجار است که زیر فشار نازایی و قدرت، با سفری کابوسوار به روان خود و مواجهه با ترومای پدری، امکان رهایی و باززایی را نه در تن، که در آگاهی مییابد. این نمایش تا ۱۲ اسفند ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است.

منبع: Isna
سرگرمی