استرس مزمن چگونه مغز، بدن و جامعه را فرسوده می‌کند؟

مروری کوتاه بر خبر

    بر اساس اظهارات روان‌درمانگران و متخصصان روانشناسی بالینی، استرس مزمن تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر جنبه‌های زیستی، روانی و اجتماعی زندگی افراد دارد. این وضعیت که می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله شرایط اقتصادی و ناامنی باشد، نه‌تنها سلامت جسم را تهدید می‌کند، بلکه توانایی‌های ذهنی و کیفیت روابط اجتماعی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    تأثیرات زیستی و هورمونی استرس

    در سطح زیستی، استرس مزمن با تغییرات شیمیایی و هورمونی در بدن همراه است. اختلال در تعادل هورمون‌هایی مانند کورتیزول و آدرنالین می‌تواند به کاهش کیفیت خواب، ضعف سیستم ایمنی و فرسودگی عصبی منجر شود. منصور علی مهدی، متخصص روانشناسی بالینی، اشاره می‌کند که افزایش سطح این هورمون‌ها در کنار کاهش سروتونین، از نشانه‌های بارز حضور طولانی‌مدت استرس در بدن است. این وضعیت بدن را در حالت دائمی هوشیاری و تهدید نگه می‌دارد که با علائمی مانند افزایش ضربان قلب، درد قفسه سینه و مشکلات گوارشی مزمن همراه می‌شود.

    پیامدهای عصبی و شناختی

    استرس مزمن می‌تواند ارتباط مستقیمی با تخریب ساختارهای مغزی داشته باشد. به گفته علی مهدی، این نوع استرس موجب کاهش حجم هیپوکامپ، کاهش ضخامت قشر مخ، ضعف در عملکردهای شناختی و اختلال در فرایند نورون‌زایی می‌شود. تخریب هیپوکامپ در بلندمدت می‌تواند به ضعف حافظه و کاهش توانایی یادگیری بینجامد. از منظر روان‌شناختی، ایمان سرورپور، روان‌درمانگر، تأکید می‌کند که استرس مزمن توان ذهنی برای تمرکز، یادگیری و تصمیم‌گیری درست را تضعیف کرده و ذهن را درگیر افکار تکراری و نگرانی‌های بی‌پایان می‌سازد.

    ریشه‌ها و عوامل تشدیدکننده

    سرورپور ریشه‌های استرس مزمن را گسترده می‌داند و از تجارب کودکی، سبک تعاملات خانوادگی، تأثیرات محیطی و شرایط خاص اجتماعی نام می‌برد. او دو عامل اصلی در شرایط کنونی را اینگونه برمی‌شمارد: نخست، تأمین نشدن نیازهای اولیه بر اساس هرم مازلو مانند امنیت، خوراک، پوشاک و مسکن که آرامش لازم برای شکوفایی را از مغز می‌گیرد. دوم، نبود قطعیت در موفقیت که با دغدغه روزانه فرد درباره نتیجه تلاش‌هایش، عملکرد مغز و تصمیم‌گیری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    تأثیر بر خلاقیت و جامعه

    وقتی تمام دغدغه فرد معطوف به تأمین نیازهای اولیه و بقای روزمره باشد، ظرفیت ذهنی او به سمت اقدامات ابتدایی معطوف شده و خلاقیت سرکوب می‌شود. سرورپور استرس مزمن را "دزد تمرکز" می‌خواند. از نگاه اجتماعی، جامعه‌ای که اعضای آن تحت فشار روانی مزمن باشند، در مسیر فرسایش جمعی قرار می‌گیرد؛ جایی که اعتماد اجتماعی کاهش یافته و روابط انسانی از همدلی فاصله می‌گیرد.

    راهکارهای مقابله و مدیریت

    راهکارهای کنترل استرس بسته به منشأ درونی یا بیرونی آن متفاوت است. برای استرس‌های با منشأ درونی، سرورپور نخستین گام مؤثر را مراجعه به روان‌درمانی می‌داند که ابزاری حیاتی برای مدیریت افکار و خاطرات گذشته است. یادگیری مهارت‌های جایگزین و به‌کارگیری تکنیک‌های آرام‌سازی مانند تمرینات تنفس عمیق، مدیتیشن و تمرکز آگاهانه بر بدن نیز بسیار تأکید شده است. از جنبه اجتماعی، گفت‌وگو با افراد مورد اعتماد برای تخلیه هیجانات و دریافت حمایت عاطفی ضروری دانسته می‌شود، هرچند با رعایت حریم شخصی. علی مهدی نیز بهره‌گیری از راهبردهای چندسطحی شامل اقدامات فوری برای تنظیم برانگیختگی، راهبردهای شناختی‌رفتاری و تغییر در سبک زندگی را توصیه می‌کند.

    استرس مزمن؛ سایه‌ پنهان بر ذهن، بدن و جامعه

    استرس مزمن؛ سایه‌ پنهان بر ذهن، بدن و جامعه

    منبع: Isna

    سلامت

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دکمه بازگشت به بالا