آیا مذاکرات ایران و آمریکا به جنگ محدود ختم میشود؟

مروری کوتاه بر خبر
- دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در عمان در جریان است.
- دونالد ترامپ تهدیدهای نظامی را پیش از شروع مذاکرات مطرح کرده است.
- مقامات آمریکایی میگویند آمادگی لازم برای یک حمله بزرگ چند هفتهای به ایران وجود ندارد.
- ایران خواهان رفع تحریمهاست و برنامه موشکی و منطقهای خود را غیرقابل مذاکره میداند.
- تحلیلگران احتمال یک حمله محدود و حسابشده آمریکا را بیشتر از جنگ تمامعیار میدانند.
دور جدید مذاکرات ایران و ایالات متحده در شرایطی در عمان جریان دارد که تهدیدهای نظامی دونالد ترامپ، فضای پرتنشی را ایجاد کرده است. با این حال، به نظر میرسد دو طرف در آستانه یک جنگ تمامعیار به معنای متعارف قرار ندارند. تحلیلها حاکی از آن است که احتمال یک حمله محدود آمریکا برای تغییر معادله چانهزنی، بیشتر از یک تهاجم گسترده است.
تهدید پیش از مذاکره
اواخر ماه میلادی گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در رسانههای اجتماعی تهران را تهدید کرد که به میز مذاکره بازگردد و با «نداشتن سلاح هستهای» موافقت کند. با این حال، دو هفته بعد موضع خود را تغییر داد و گفت اکنون «هیچ عجلهای» برای رسیدن به توافق وجود ندارد. این در حالی است که معمولاً تهدید به جنگ پس از شکست مذاکرات مطرح میشود، نه قبل از شروع آنها.
محدودیتهای نظامی آمریکا
به گفته دو مقام آمریکایی، مقامات دولت ترامپ در بررسی گزینههای خود متوجه شدند که ایالات متحده نمیتواند بدون خطرات واقعی برای نیروهای خود، حمایت متحدان و ثبات منطقهای، به سرعت یک حمله بزرگ را ترتیب دهد. آنها اشاره کردند که آمریکا کشتیها و هواپیماهای کافی در منطقه برای انجام حملات چند هفتهای ندارد و کاخ سفید هنوز اهداف مشخصی را به فرماندهان نظامی اعلام نکرده است.

خواستههای ایران و ابهام آینده
پس از نشست عمان، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت این مذاکرات به کشور اجازه داد تا علاقه ایالات متحده را برای دستیابی به توافق ارزیابی کند. ایران فراتر از تعلیق اقدام نظامی از سوی آمریکا، خواهان رفع تحریمهای اقتصادی است و تأکید کرده که برنامه موشکی و منطقهای کشور غیرقابل مذاکره است. بزرگترین ابهام فعلی، میزان صبر رئیسجمهور آمریکا برای مذاکره قبل از روی آوردن به گزینه نظامی است.
تحلیل: جنگ محدود به جای درگیری تمامعیار
بر اساس تحلیل منتشر شده در فارن پالیسی، واشنگتن و تهران شاید بیش از هر زمان دیگری در حافظه معاصر به رویارویی نظامی نزدیک شده باشند، اما در معنای متعارف کلمه در آستانه جنگ قرار ندارند. محتملترین پیامد، حملهای محدود و حسابشده است که هدفش پایان دادن به چانهزنی نیست، بلکه بازتنظیم منطق آن است. این رویکرد با راهبرد «صلح از طریق قدرت» ترامپ همخوانی دارد.

پارادوکس نظامیسازی دیپلماسی
نکته قابل توجه، تداوم مذاکرات در کنار تشدید تنشهاست. این تناقض ظاهری نشانهی سردرگمی نیست؛ بلکه بازتاب منطق «چانهزنی جنگ» در سیاست بینالملل است. در این چارچوب، نیروی نظامی نه برای شکست دشمن، بلکه برای تغییر ادراکات درباره هزینهها و عزم طرفین به کار میرود. بنابراین، آنچه امروز شاهد آن هستیم، فروپاشی دیپلماسی نیست، بلکه نظامیشدن آن است.

هزینههای سنگین تهاجم گسترده
از منظر واشنگتن، یک تهاجم همه جانبه به ایران از نظر راهبردی غیرعقلانی ارزیابی میشود. هزینههای چنین جنگی عظیم، پیامدهای منطقهای غیرقابل کنترل و حمایت داخلی از آن نامطمئن خواهد بود. علاوه بر این، یک جنگ زمینی طولانی در ایران، منابع آمریکا را از تمرکز اصلیاش بر رقابت با چین منحرف میکند و به یک خودزنی راهبردی تبدیل میشود.

خطر لغزش به درگیری ناخواسته
با این حال، چانهزنی از طریق زور دارای یک پارادوکس بزرگ است: این استراتژی برای اجتناب از جنگ به کار میرود، اما در عمل میتواند جنگ را نزدیکتر کند. ایران و ایالات متحده اکنون در مسیری باریک حرکت میکنند که در آن هر سیگنال اهمیت دارد و حاشیه خطا به سرعت در حال کاهش است. پرسش اصلی این است که آیا میتوان زور را به کار گرفت بدون آنکه درگیریای آغاز شود که هیچیک از طرفین قصدش را ندارند.
منبع: cdn.ecoiran.com
اخبار سیاسی