آیا دموکراسی مدرن بر پایه بدبینی به ذات انسان بنا شده است؟

مروری کوتاه بر خبر
- تحلیل مارتین دایموند از فلسفه سیاسی پدران بنیانگذار آمریکا
- تغییر هدف سیاست از تربیت انسان فضیلتمند به مدیریت منافع شخصی
- راهحل مدیسون: کنترل شرارت انسان با تکثیر و خنثیسازی گروههای ذینفع
- طراحی قانون اساسی آمریکا برای تبدیل رذیلتهای فردی به ثبات و رفاه جمعی
- نقد دایموند به کاهش جایگاه فضیلت و معنویت در جمهوریهای تجاری مدرن
مقالهای تحلیلی به بازخوانی دیدگاههای مارتین دایموند، فیلسوف سیاسی مکتب اشترائوسی، درباره مبانی فلسفی قانون اساسی آمریکا و اندیشههای نویسندگان فدرالیست میپردازد. این تحلیل نشان میدهد طراحی نظام سیاسی مدرن نه بر اساس اعتماد به نیکی انسان، بلکه با حسابگری روی شرارت ذاتی او صورت گرفته است.
افسانه خیانت اشراف و واقعیت یک دموکراسی واقعبینانه
برخلاف روایت رایج در محافل چپگرای آکادمیک که قانون اساسی ۱۷۸۷ آمریکا را کودتایی محافظهکارانه علیه اعلامیه استقلال ۱۷۷۶ میدانستند، دایموند استدلال میکند که پدران بنیانگذار ضد دموکراسی نبودند، بلکه پارتیزانهای واقعبین دموکراسی بودند. آنها با آگاهی از خطر استبداد اکثریت، در پی نجات دموکراسی از خودکشی درونی آن برآمدند.
بیماری دموکراسی و چرخش رادیکال از تربیت به مهندسی
در سنت فکری کلاسیک از افلاطون تا ارسطو، راه حل فساد سیاسی «تربیت» شهروندان فضیلتمند بود. اما فدرالیستها با بدبینی هابزی، «علم سیاست جدید» را بنیان نهادند. هسته این نگاه، کاهش هدف سیاست از تعالی روح به تأمین امنیت و رفاه بود. آنها معتقد بودند باید سیستمی ساخت که با «آدمهای بد» هم کار کند.

کیمیای مدرن: تبدیل رذیلت به موتور محرکه ثبات
جیمز مدیسون در مقاله شماره ۱۰ مجموعه مقالات فدرالیست، راهحل خود را ارائه داد. به جای حذف «علت» اختلاف (یعنی آزادی و تفاوت)، باید «معلول»ها را با تکثیرشان کنترل کرد. ایده ایجاد یک «جمهوری بزرگ تجاری» بود. در چنین جامعهای بزرگ و متنوع، منافع و گروههای مختلف آنقدر زیاد میشوند که یکدیگر را خنثی میکنند. ورودی سیستم، رذیلتهایی چون طمع و جاهطلبی است و خروجی آن، عدالت و رفاه نسبی.
سنا به مثابه فیلتری در برابر شور لحظهای تودهها
دایموند از ساختار سنای آمریکا دفاع میکند و انتخاب غیرمستقیم اولیه آن را نه نشانه اشرافسالاری، بلکه ابزاری برای «تصفیه دموکراسی» میداند. سنا، الکترال کالج و فرآیندهای طولانی قانونگذاری، فاصلهای بین خواست آنی مردم و اجرای آن ایجاد میکنند تا «عقل سرد» جایگزین «شور گرم» شود و منافع درازمدت ملی قربانی هوسهای زودگذر نگردد.
تراژدی پیروزی: نظامی که سازندگانش را بازتولید نمیکند
دایموند به پارادوکس تلخ موفقیت پروژه فدرالیستها اشاره میکند. سیستم طراحی شده آنها اگرچه ۲۵۰ سال دوام آورد و ثروت و آزادیهای فردی ایجاد کرد، اما انسان را به «حیوان محاسبهگر» تقلیل داد. این سیستم برای کارکردن به شهروندان متوسط و محافظهکار نیاز دارد، نه به فضیلتهای کلاسیک یا عظمت روحی بنیانگذارانش. به بیان دایموند، این خانه را غولها ساختند، اما برای سکونت کوتولهها طراحی شده است.
میراث فدرالیستها و معامله دنیای مدرن
بازخوانی دایموند برای جوامعی مانند ایران که درگیر گذار از سنت به مدرنیته هستند، حاوی درسهای مهمی است. دموکراسی لیبرال به فهم فدرالیستها، یک معامله است: در ازای دستکشیدن از آرمانهای شکوهمند معنوی و یگانگی جامعه، امنیت، تنوع و رفاه مادی به دست میآید. قانون اساسی آمریکا در این نگاه، بیانیهای فلسفی درباره ناامیدی از ذات انسان و تلاش برای ساختن نظمی است که دستکم از تبدیل جهان به جهنم جلوگیری کند.
منبع: ecoiran.com
اخبار سیاسی