آیا آمریکا ارادهای برای حل اختلاف با ایران دارد؟ تحلیل یک بنبست

- گزارش از تشتت آرای شدید در سطوح بالای قدرت آمریکا و تضاد استراتژیک میان جناحهای مختلف حکایت دارد.
روزنامه فرهیختگان در تحلیلی به بررسی مذاکرات جاری ایران و آمریکا پرداخته و با اشاره به ترکیب تیم مذاکرهکننده آمریکا و تناقضگوییهای مقامات این کشور، فقدان اراده جدی در واشنگتن برای حل اختلافات را مورد تحلیل قرار داده است. این گزارش به تشتت آرا در درون حکومت آمریکا و رفتارهای نمایشی این کشور به عنوان نشانههایی از این بنبست راهبردی اشاره میکند.
تضاد استراتژیک و تشتت آرا در آمریکا
براساس این تحلیل، یکی از چالشهای اصلی در تعامل با دولت ترامپ، فقدان یک استراتژی واحد در واشنگتن است. ایران در مذاکرات با مجموعهای از جناحهای متخاصم مواجه است که هر کدام از بحران ایران برای پیشبرد اهداف خاص استفاده میکنند. این جناحها شامل دونالد ترامپ و معاونش که تحت فشار «شورای صلح» به دنبال نتایج سریع با ضربالاجلهای کوتاه هستند، تا جریانی به رهبری مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، که صراحتاً جنگ را تنها زبان فهم مشترک با تهران میداند، میشود. در مقابل، سناتور لیندسی گراهام نسبت به عواقب فاجعهبار حمله به ایران هشدار داده است. لایههای ارشد نظامی و بدنه دیپ استیت نیز با توجه به تجربه پاسخ موشکی ایران به عینالاسد، نسبت به عواقب حمله هشدار میدهند. این تشتت باعث میشود هیچکدام از سیگنالهای دریافتی از واشنگتن معتبر به نظر نرسد.
نشانهشناسی عدم جدیت واشنگتن
به نوشته فرهیختگان، ایالات متحده به دلیل همین بنبستهای راهبردی، به مجموعهای از رفتارهای نمایشی متوسل شده است. مدل کنونی مذاکره به صورت جلسات دیدار کوتاه و بازنمایی رسانهای توصیف شده است. سروشکل دادن به تجمعات بخشی از دیاسپورای ایرانی همزمان با آغاز مذاکرات نیز یکی دیگر از نشانههای عدم جدیت تحلیل شده است. استیو ویتکاف در گفتوگویی به دیدار خود با رضا پهلوی به دستور مستقیم ترامپ اشاره کرد، اما تأکید نمود که پرونده ایران ربطی به پهلوی ندارد. این اقدام نمایشی تلاشی برای ایجاد «اهرم فشار روانی» ارزیابی شده است. همچنین، در حالی که واشنگتن تحریمهای جدیدی اعلام کرده، آمارهای مؤسسات آمریکایی ادعا دارد صادرات نفت ایران در سطح 1.5 میلیون بشکه در روز باقی مانده است. استقرار ناوهای جنگی مانند «آبراهام لینکلن» در دریای عمان نیز پررنگترین نشانه از عدم ثبات تصمیمگیری در واشنگتن عنوان شده است.
فقدان تخصص دیپلماتیک در تیم ترامپ
این تحلیل تأکید دارد که در روابط بین کشورها، هویت مذاکرهکنندگان معتبرترین سیگنال درباره اراده توافق است. حضور مهرههایی مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر که فاقد پیشینه دیپلماتیک حرفهای هستند و نگاهی صرفاً بیزینسی به پرونده پیچیده ایران دارند، حکایت از این دارد که واشنگتن به دنبال توافقی با ضمانت حقوقی و اجرایی مناسب نیست. اظهارات ویتکاف مبنی بر تعجب ترامپ از عدم تسلیم ایران علیرغم فشارها، نمایشی از عمق فقر محاسبات اطلاعاتی طرف آمریکایی توصیف شده است. به گفته این تحلیل، ویتکاف و رئیسش قدرت ملی را صرفاً در تعداد ناوها و حجم تحریمها خلاصه کردهاند. حضور کوشنر نیز سیگنالی روشن است که واشنگتن میخواهد حقوق بینالملل را با «منطق بازار» جایگزین کند.
بازی با حاصل جمع صفر
در نهایت، این تحلیل نتیجه میگیرد که آمریکای ترامپ نشان داده مذاکره با او یک «بازی با حاصل جمع صفر» است. واشنگتن به دنبال حل مسئله نیست، بلکه به دنبال مدیریت بحران از طریق استمرار فشار است تا ایران را به نقطه شکست درونی برساند. هوشیاری راهبردی ایجاب میکند که در مقابل قلهسازی از مهرههای غیردیپلماتیک طرف مقابل مقاومت شود و تفاوت میان «لفاظی رسانهای» و «واقعیتهای روی میز» به دقت درک گردد. آمریکا در حال حاضر در مرحلهای قرار دارد که نه از تبعات یک جنگ تمامعیار مطمئن است و نه اراده توافق جدی و متناسب دارد.
منبع: Ettelaat
اخبار سیاسی