آرش مجیدی: میشا بهترین اتفاق زندگیام است/ ازدواج، بزرگترین شانس من بود

نکات کلیدی خبر
- آرش مجیدی ازدواج با میلیشیا مهدینژاد در سال ۱۳۸۳ را یکی از بزرگترین شانسهای زندگیاش میداند.
- این زوج پس از ۱۰ سال صاحب دختری به نام «میشا» شدند که به گفته آرش، بهترین اتفاق زندگی اوست.
- آرش مجیدی معتقد است زنان نسبت به مردان قدرت بیشتری دارند و شخصیتی پیچیده و اجتماعیتر دارند.
- میلیشیا مهدینژاد فارغالتحصیل روانشناسی و بازیگر است و فعالیت هنری را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد.
- این مصاحبه مربوط به سالهای گذشته است و خبر جدایی این زوج به تازگی علنی شده است.
ازدواج؛ شانس بزرگ زندگی
آرش مجیدی، بازیگر سریال «جزر و مد»، در مصاحبهای قدیمی درباره زندگی مشترکش با میلیشیا مهدینژاد گفت: «ما در سال ۱۳۸۳ ازدواج کردیم و معتقدم ازدواج، یکی از بزرگترین شانسهای زندگیام بوده است. چرا که همسرم همیشه در کنار من بود و فضایی فراهم کرد که بتوانم در هر حوزهای که علاقه داشتم رشد کنم.»
فعالیت هنری همسر سابق
میلیشیا مهدینژاد درباره پیشینه هنری خود توضیح داد: «من فارغالتحصیل رشته روانشناسی عمومی هستم و فعالیتهایم در عرصه هنر را از سال ۱۳۷۶ آغاز کردم.» او از آموزش در کانون سینماگران جوان و بازی در آثاری مانند سریال «توی خونه»، فیلمهای «ارتفاع پست» و «خانه وحشت» و برنامههای شبکه سه گفت. وی بازگشت به عرصه بازیگری را پس از مدتی وقفه، با پروژه «جراحت» تجربه کرد.
تحول با آمدن میشا
آرش مجیدی و میلیشیا مهدینژاد پس از ۱۰ سال صاحب دختری به نام میشا شدند. آرش درباره این تجربه گفت: «زمانی که بچه دار میشوید، تحول عجیبی در زندگی رخ میدهد. فرزند با خودش دنیای جدیدی به همراه میآورد. این بهترین تعریفی است که میتوانم ارائه دهم.»
میشا؛ بهترین اتفاق
آرش مجیدی درباره دخترش تأکید کرد: «میشا، بهترین اتفاق زندگی من است. ما پس از ۱۰ سال بچه دار شدیم، چرا که بر این باور بودم باید ابتدا به سطحی از رفاه برسیم. اما امروز، پس از دو سال از ورود میشا به زندگیمان، میبینم که هیچ چیز خاصی در رفاه ما تغییر نکرده اما حضوری ارزشمند و پر از خوشبختی، زندگیمان را متحول کرده است.»
نگاه به قدرت زنان
آرش مجیدی در ادامه گفت: «حتی پیش از تولد میشا، همیشه آرزو داشتم که فرزندم دختر باشد. به نظر من زنان نسبت به مردان قدرت بیشتری دارند. زنان شخصیتهایی پیچیده، حساس و اجتماعی دارند، در حالی که مردها بیشتر به کودکان شباهت دارند.»

