یک ماه بعد؛ اینستاگرام چه تصویری از ایران امروز نشان می‌دهد؟

نکات کلیدی خبر

  • انتشار ویدیوی رقص خانواده در سوگ پسر جوان با آهنگ مازندرانی
  • عکس زنی که صورتش را به صورت بی‌جان همسرش چسبانده
  • ویدیوی رقص مدیر مدرسه برای شاگردانش
  • تصویر آتش‌نشانی با هیبت اساطیری در حال نجات
  • درگیری کاربران ایرانی با سخنان ترامپ و بی‌خوابی

صحنه‌های متناقض در یک شبکه اجتماعی

اینستاگرام را که باز می‌کنی یک میزانسن غریب می‌بینی؛ خانواده‌ای که در سوگ پسر جوانشان در حال رقص و پایکوبی هستند. همزمان آهنگی پخش می‌شود که انگار پسرک دوست داشته، "دل بی‌دل تنگ بونه". آهنگی به گویش مازندرانی که تا پیش از این ماه‌ها در مراسم شادی استفاده می‌شد، حالا ماهیت دیگری پیدا کرده است. نگاه می‌کنی و نمی‌دانی آیا این شادی است یا غم؟ آیا رقص سوگ است یا یک وصیت بی‌صدا؟

عشقی که مرز نمی‌شناسد

اینستاگرام را که باز می‌کنی تصویری از یک عشق می‌بینی؛ زن جوانی که صورتش را به صورت بی‌جان همسرش چسبانده، انگار همه کتاب‌ها و فیلم‌ها را زندگی می‌کند. عشق بعد از مرگ ادامه دارد، عشق بر مرگ غلبه می‌کند. زن چشم‌هایش را بسته اما همسرش جان ندارد. می‌خواهد از جان خودش به جان بی‌جان همسرش بدهد. نگاهش پر از خواهش است.

رقص یک مدیر در آستانه خداحافظی

اینستاگرام را که باز می‌کنی مدیر یک مدرسه را می‌بینی که در حال رقص است؛ شاگردانش ناباورانه برای او دست می‌زنند. تطبیق یافته‌ترین و مدرن‌ترین مدیری که می‌توانند داشته باشند، وسط رقص است. موهای کم‌پشت دارد و شکم برآمده، ظاهراً تیپیکال است، اما در آن لحظه یک چیز عادی نیست. می‌رقصد و زندگی را به چشم دیگران نشان می‌دهد، حتی اگر شاگردانش درک نکنند که این لحظه ناباور و آن مدیر تا ابد ماندنی نیستند.

قهرمانان روزمره و اسطوره‌های جدید

اینستاگرام را که باز می‌کنی یکی با هیبت عجیب کسی را کول کرده و از عرض خیابان عبور می‌کند؛ می‌گویند آتش‌نشان است. انگار از وسط شاهنامه آمده، هیبتش حالا اساطیری است. شاید هم در ادیت‌های اینستاگرامی این‌گونه به نظر می‌رسد. آتش‌نشان‌ها در پلاسکو هم خاطرات ماندگار ساختند، و حالا یکی به تیم آن ماندگاران اضافه شده.

درگیری با صدایی از آن سوی جهان

اینستاگرام را که باز می‌کنی ترامپ حرف زده و در کامنت‌ها خیلی‌ها به فارسی نوشته‌اند که خواب ندارند، هر شب چند بار گوشی خود را چک می‌کنند. مردم دورترین‌ها درگیر حرف‌های او هستند، و انگار که ابلهانه خواب و بیداری مردم ایران به سخنان رییس جمهور یک کشور دیگر گره خورده است. یک ماه گذشته، سی روز، یکی می‌گوید انگار سی‌ سال بوده، یکی می‌گوید شاید سه قرن. مسئله همان است که نگذشته، که نمی‌گذرد.

اخبار اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads