کارمند با کدام عدد زندگی میکند؟ نبرد ماهانه با هزینههایی که از حقوق جلو میزنند

- هزینه اجاره مسکن در بسیاری شهرها میتواند نصف تا دو سوم درآمد را مصرف کند
- متوسط هزینه خانوار شهری دو تا سه برابر حداقل دستمزد است
هر ماه، پیش از واریز حقوق، فهرست بلندبالای هزینههای ثابت از راه میرسد. کرایه خانه، قسط، شهریه و قبضها در صف هستند. وقتی پیامک واریز میآید، بسیاری از کارمندان از قبل میدانند که این مبلغ سهمداران متعددی دارد و جایی برای نفسکشیدن باقی نمیگذارد. این گزارش به بررسی شکاف میان درآمدها و هزینههای زندگی میپردازد.
شکاف عمیق بین عدد فیش و واقعیت بازار
عددها در فیش حقوق یک چیز میگویند و در بازار و سوپرمارکت چیزی دیگر. طبق آمار رسمی، حداقل دستمزد حوالی ۱۰ میلیون تومان است، در حالی که متوسط هزینه یک خانوار شهری دو تا سه برابر این رقم برآورد میشود. برای مثال، یک کارمند با حقوق ۱۹ میلیون تومانی، ماهانه با هزینههایی مانند ۲ میلیون تومان کرایه ماشین و ۱۰ میلیون تومان خرید سوپری مواجه است، بدون آنکه اجاره خانه حتی محاسبه شده باشد.
مسکن؛ بزرگترین بلوک هزینه
مسکن تافتهی جدابافتهی هزینههاست. اجارهبها در بسیاری از شهرها ظرف یک سال آنقدر افزایش یافته که سقف بالای سر به تنهایی میتواند نصف تا دو سوم درآمد یک فرد را به خود اختصاص دهد. این فشار سنگین، مانعی بزرگ برای پسانداز یا تامین سایر نیازهای اساسی ایجاد کرده است.
انتخاب اجباری: از حذف تا کاهش کیفیت زندگی
پس از مسکن، نوبت به تامین خوراک، درمان و آموزش میرسد. در این مرحله، خانوادهها از مرحله انتخاب به مرحله حذف اجباری میرسند. راهکارها شامل مصرف کمتر گوشت و لبنیات، به تعویق انداختن دندانپزشک و آزمایشهای ضروری، تعطیل کردن کلاسهای آموزشی و کنار گذاشتن سفر میشود. این تصمیمات، کیفیت زندگی و سلامت را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار میدهد.
اضطرابی که در آمار رسمی ثبت نمیشود
در نهایت، این اعداد خشک تبدیل به خلقوخو، روابط و تصور از آینده میشوند. کارمندی که هر ماه مجبور است لیست هزینهها را قیچی کند، به تدریج احساس شکست میکند. این احساس اغلب به بیعرضگی شخصی تعبیر میشود، در حالی که ریشه در ساختاری دارد که هزینههایش از دستمزدها پیشی گرفته است. نتیجه، اضطرابی مزمن است که در هیچ گزارش رسمی ثبت نمیشود، اما در نبض هر خرید روزمره و تصمیم مالی خانوادهها تند میزند.
منبع: Eghtesadnews
اخبار اقتصادی