چرا سادهسازی تاریخ، آینده ایران را به خطر میاندازد؟

- نویسنده هشدار میدهد حافظه تاریخی در ایران به میدان نبرد روایتهای ساده و یکجانبه تبدیل شده است.
- نظام آموزشی و نهادهای پژوهشی در ارائه تحلیلهای تاریخی عمیق و چندمنبعی ناکام ماندهاند.
مروری کوتاه بر بحران حافظه تاریخی
پیام فضلینژاد در روزنامه اطلاعات هشدار میدهد که در ایران امروز، «حافظه تاریخی» به میدان نبرد روایتهای ساده و یکجانبه تبدیل شده است. به گفته او، گذشته نه به عنوان مجموعهای از پیچیدگیهای واقعی، بلکه به صورت تصویرهای آماده و تکخطی عرضه میشود و ظاهراً هیچ کس نمیتواند از این دور باطل خارج شود.
فرآیند خطرناک سادهسازی
سادهسازی گذشته هنگامی شکل میگیرد که واقعیتها گزینشی انتخاب شوند، لایههای خاکستری و تناقضها حذف گردند و همه چیز به دوگانههای مطلق خوب و بد فروکاسته شود. این فرایند، گذشته را از یک فرآیند پرپیچوخم به داستانی راحت برای توجیه حال یا تصرف قدرت بدل میکند. در این چرخه معیوب، اغلب بازیگران اصلی تاریخ و مفسران جدی آن حذف میشوند.
جنگ روایتها و حذف صداهای میانه
در جنگ روایتها، یک طرف به اسم بازسازی تاریخ ملی و باستانی، گذشته را سادهسازی میکند و طرف دیگر برای حفظ تاریخ اسلام و انقلاب به همان دام میافتد. در میانه این دوگانه، پروژههای بیطرفانهای مانند مجموعه تاریخ شفاهی هارواد به رهبری حبیب لاجوردی به حاشیه رفته است. رسانههای ماهوارهای و صداوسیما، با تکخطی کردن روایتها، ویرانی حافظه جمعی را تسریع میکنند و مجالی برای نقادی باقی نمیگذارند.
افزایش اشتباهات محاسباتی جمعی
امروز همین روایتهای سیاه و سفید به بزرگترین منبع اشتباه محاسباتی در جامعه ایرانی تبدیل شده است. بخشی از حاکمیت با فروکاستن تاریخ به دورانی آخرالزمانی، عمق آسیبهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و فرسودگی اعتماد عمومی را دستکم گرفته است. در مقابل، بخشی از اپوزیسیون با تقلیل تاریخ به «دوران طلایی پیش از ۵۷» یا «سیاهی مطلق پس از آن»، در محاسبات خود به توهّمی ویرانگر دچار شده که مداخله خارجی را بیهزینه نشان میدهد.
ورشکستگی نظام آموزشی و پژوهشی
نظام آموزشی در رأس این گرفتاری ایستاده است. تاریخ در مدارس و دانشگاهها عمدتاً به فهرستی از رویدادها محدود شده که هیچ تصویر جامعی ارائه نمیدهد. نقد منبع، تحلیل چندمنبعی و نظریههای تاریخنگاری تقریباً غایب است. نهادهای پژوهشی مانند سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و بنیاد ایرانشناسی نیز با وجود منابع عظیم، در تولید پژوهشهای تحلیلی عمیق ناکام ماندهاند. براساس برخی تخمینها، تنها حدود ۵ درصد از مقالات و رسالههای سالانه دانشکدههای تاریخ در پایگاههای جهانی نمایه شدهاند.
راهحلهای پیشنهادی
نویسنده تأکید میکند که با وضع موجود، به هیچ یک از طرفین دعواهای تاریخی نباید اعتماد مطلق کرد. راهحلهای پیشنهادی شامل دعوت از تاریخدانان مستقل، اصلاح فوری کتب درسی تاریخ با افزودن نقد منبع و تحلیل چندمنبعی، تشکیل کارگروه ملی برای دیجیتالسازی اسناد کلیدی و بازسازی نهادهای تاریخی است. همچنین تأسیس نهاد ملی تاریخنگاری مستقل با بودجه شفاف و ایجاد فضای گفتوگوی علمی واقعی میان پژوهشگران داخلی و خارجی ضروری دانسته شده است.
منبع: Ettelaat
اخبار اجتماعی