چرا ایران در برابر فشارهای آمریکا تسلیم نمیشود؟ تحلیل سه سناریوی محتمل

- نماینده آمریکا از «کنجکاوی» ترامپ درباره عدم تسلیم ایران سخن گفته است.
- کشورهای منطقه مانند عربستان به سمت «میانجیگری اجباری» حرکت کردهاند.
- مذاکرات جاری بیشتر «دیپلماسی مبتنی بر فرسایش» با هدف کسب زمان است.
نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، از «کنجکاوی» دونالد ترامپ درباره عدم تسلیم ایران علیرغم فشارها سخن گفته است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که تحلیلها از تعارض ساختاری عمیق بین دو کشور و سه سناریوی محتمل برای آینده روابط حکایت دارد.
ریشههای بحران: یک تعارض هستیشناختی
بحران کنونی در روابط ایران و آمریکا تنها یک تنش موقتی بر سر پرونده هستهای نیست، بلکه تقاطعی از چندین بحران ساختاری عمیق است. ریشه این بحران در تعارض دو دیدگاه کاملاً متضاد از نظم امنیتی خاورمیانه نهفته است. از دیدگاه آمریکا و متحدانش، امنیت مطلق مستلزم یک هژمونی بلامنازع است که برنامه هستهای و موشکی ایران، آن را به چالش میکشد. در مقابل، ایران این توانمندیها را ضامن بقا و عمق استراتژیک خود در محیطی خصومتآمیز میداند. این ناسازگاری ذاتی، بستر اصلی اختلافات است.

سه سناریوی محتمل پیشرو
تحلیل شرایط موجود، سه سناریوی اصلی را روی یک طیف از تعامل تا تخاصم ترسیم میکند: 1. **سناریوی دیپلماسی شکننده:** هدف مذاکرات کنونی عمدتاً انتقال پیام بازدارندگی و کسب زمان است، نه حل ریشهای اختلافات. حداکثر دستاورد ممکن، یک توافق وقفهآمیز و شکننده توصیف شده است. 2. **سناریوی درگیری محدود کنترلشده:** این گزینه ذاتاً ناپایدار ارزیابی میشود، زیرا ممکن است هر حملهای، صرف نظر از مقیاس، به عنوان آغاز فرآیند نابودی تفسیر و با تمام توان پاسخ داده شود. احتمال تشدید ناخواسته به جنگ تمامعیار در این سناریو بسیار بالاست. 3. **سناریوی جنگ گسترده و مهارناپذیر:** این مرحله، نقطه پایان منطق بازدارندگی شکستخورده است. پیامدهای آن میتواند شامل جنگ همزمان در چند جبهه، شوک به اقتصاد جهانی انرژی و ایجاد خلأ امنیتی در منطقه باشد.
تغییر نقشه بازیگران منطقهای
در این میان، نقش بازیگران منطقهای مانند عربستان سعودی و امارات کلیدی توصیف شده است. تحلیلها حاکی از آن است که رویکرد این کشورها از «تله امنیتی کلاسیک» به سمت «میانجیگری اجباری» تغییر یافته است. ترس از سناریوی هرج و مرج، نگرانی از تقویت بلامنازع هژمونی اسرائیل در صورت درگیری، و تمایل به تنوعبخشی در شرکای امنیتی، از دلایل این تغییر رویکرد عنوان شده است.

ماهیت مذاکرات جاری: دیپلماسی مبتنی بر فرسایش
شرایط موجود نشان میدهد طرفین به صورت موقت به سکوی مذاکره پناه بردهاند. با این حال، ماهیت این مذاکرات، «دیپلماسی مبتنی بر فرسایش» ارزیابی میشود. هدف اصلی هر طرف، نه رسیدن به یک توافق بزرگ، بلکه انتقال پیام بازدارندگی و کسب زمان برای تقویت موقعیت داخلی و بینالمللی خود عنوان شده است. احتمال موفقیت چنین مذاکراتی در حل ریشهای اختلافات نزدیک به صفر دانسته شده و حداکثر دستاورد ممکن، یک «آتشبس شکننده» توصیف شده است.
چالش سناریوی درگیری محدود
تحلیلها هشدار میدهند که سناریوی «درگیری محدود» با یک «مغالطه بزرگ» روبروست. این مغالطه مبتنی بر فرض پاسخ خطی و متناسب طرف مقابل است. در حالی که روانشناسی یک دولت تحت فشار حداکثری که بقای خود را در خطر میبیند، تابع منطق بقاست. در این منطق، تمایز بین «ضربه محدود» و «حمله تمامعیار» محو میشود و هر حملهای میتواند جرقهای برای یک درگیری گستردهتر باشد.

منبع: Mashreghnews
اخبار سیاسی