واکنش مجری به سروش رفیعی؛ نقد فوتبال یا تسویهحساب شخصی؟

مروری کوتاه بر خبر
- اظهارات سروش رفیعی درباره فشار روانی فوتبالیستها به عنوان نشانهای از شکاف با جامعه تفسیر شد.
- واکنش یک مجری شبکه سه به این اظهارات، بحث را به سمت تسویهحساب شخصی سوق داد.
- این رویکرد، رسانه را از تریبون گفتوگو به سکوی خودنمایی تبدیل کرده است.
- پرسشهایی درباره نقش رسانه در بازتاب دغدغههای جامعه و حرفهایگری مطرح شده است.
- هشدار داده شده که تقلیل بحثهای پیچیده به دوگانههای ساده، به دوقطبیسازی دامن میزند.
اظهارات اخیر سروش رفیعی، بازیکن فوتبال، درباره شرایط و “فوتبال بازی کردن” موجی از بحث را به همراه داشت. این صحبتها از سوی برخی، نشانهای از فاصله میان فضای ورزش حرفهای و دغدغههای روزمره جامعه تفسیر شد. با این حال، واکنش تند یکی از مجریان شبکه سه سیما به این اظهارات، که این روزها با عنوان «همکار گمنام المیرا شریفیمقدم» شناخته میشود، مسیر گفتوگو را تغییر داد. این مجری و پس از او محمدحسین میثاقی، نقد را به عرصهای برای تسویهحسابهای شخصی کشاندند.

پرسش از نقش رسانه در انعکاس واقعیتهای اجتماعی
پرسش اول این است: در شرایط کنونی، چند نفر میتوانند فوتبال را با فراغ بال گذشته دنبال کنند؟ اگرچه فوتبال همچنان پرطرفدار است، اما فشارهای اقتصادی و روانی، حتی تماشای آن را برای بسیاری دشوار کرده است. وقتی یک بازیکن از اجبار حرف میزند، پیامی جمعی را منتقل میکند. آیا رسانه ملی، به جای تقبیح چنین سخنی، نباید آن را بهانهای برای آغاز یک گفتوگوی جدی درباره حال عمومی جامعه قرار دهد؟
چالش حرفهایگری در رسانه ملی
پرسش دوم به اولویتهای یک مجری با دسترسی گسترده بازمیگردد. وقت آزاد چنین فردی صرف چه میشود؟ آیا مطالعه، شناخت جامعه و اصول گفتوگوی حرفهای در اولویت است یا تمرین برای خلق لحظههای جنجالی و وایرال؟ تجربه نشان داده مسیر شهرت از طریق جنجال، اگرچه کوتاهمدت است، اما پرهزینه بوده و اعتبار رسانه را خدشهدار میکند. رسانه ملی جای آزمون و خطای هیجانی نیست.
خطر تقلیلگرایی و دوقطبیسازی
پرسش سوم این است: در شرایطی که حتی نهادهای رسمی از خطر دوقطبیسازی در جامعه هشدار میدهند، چرا برخی مجریان ترجیح میدهند بنزین بر آتش بریزند؟ وقتی اظهارات یک ورزشکار میتواند دریچهای به بحثی چندلایه درباره فشار روانی و انتظارات اجتماعی باشد، چرا باید آن را به یک برچسب ساده “متعهد یا بیتعهد” تقلیل داد؟ آیا این رویکرد، ناشی از ناآشنایی با پروتکلهای حرفهای است یا انتخاب آگاهانه مسیر پرسروصداتر؟
تصویر مخدوش شده از رسانه
مشکل فراتر از یک اظهارنظر تلویزیونی است. مسئله، تصویری است که از کارکرد رسانه ساخته میشود. هنگامی که یک مجری به جای پرسشگری و تسهیل گفتوگو، به صدور حکم میپردازد، در عمل تفاوت چندانی با یک کاربر عصبانی در فضای مجازی ندارد؛ تنها تریبون او بزرگتر و رسمیتر است. این رویکرد، اعتماد عمومی به نهاد رسانه را تحلیل میبرد.
یک توصیه شخصی
در پایان، خطابی به این مجری شده است: شاید بد نباشد گاهی در خلوت، دور از دوربین، با خود صادق بود. اجرای حرفهای تنها ایستادن مقابل دوربین نیست؛ بلکه به معنای توانایی شنیدن، مکث کردن و مدیریت گفتوگوست. اگر علاقهای واقعی به این عرصه وجود ندارد، شاید زمان تغییر مسیر فرا رسیده باشد. سن وسال هنوز اجازه میدهد. حرفهایگری فقط بلد بودن زمان حرف زدن نیست؛ شناخت زمان سکوت، هنری است که این روزها کمیاب شده است.
منبع: برترینها
چهره ها