واکنشها به «حقوق هزار دلاری» پزشکیان؛ نماد شکاف اقتصادی یا سوءتفاهم؟

مروری کوتاه بر خبر
- اظهارنظر مسعود پزشکیان درباره دریافت حقوق هزار دلاری به عنوان رئیسجمهور جنجالبرانگیز شد.
- میانگین درآمد ماهانه مقامات عالیرتبه و مدیران در سال گذشته حدود ۶۰.۶ میلیون تومان گزارش شده است.
- متوسط درآمد کارگران ساده در همان دوره حدود ۲۰.۶ میلیون تومان برآورد شده است.
- حقوق ماهانه رئیسجمهور طی ۱۷ ماه گذشته بیش از ۱۳۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۱۶۰ میلیون تومان رسیده.
- حقوق کارگران در همین مدت تنها ۴۳ درصد رشد کرده است.
- این مقایسهها حساسیت جامعه نسبت به عدالت مزدی و شکاف اقتصادی را برجسته میکند.
اظهارنظر مسعود پزشکیان در سفر به گلستان مبنی بر اینکه «منِ رئیسجمهور هزار دلار حقوق میگیرم» به سرعت به یکی از بحثبرانگیزترین جملات فضای عمومی تبدیل شد. این جمله برای بخشی از افکار عمومی، یادآور شکاف میان گفتار مسئولان و تجربه اقتصادی مردم است.
شکاف درآمدی در آمار
در اقتصاد تورمی، مقایسه حقوقها تنها با عدد اسمی معنا ندارد و نسبت آن با سطح درآمد جامعه اهمیت مییابد. بر اساس گزارشی از «وبسایت زومان» که دادههای مرکز آمار ایران را بررسی کرده، میانگین درآمد ماهانه گروه «مقامات عالیرتبه و مدیران» در سال گذشته حدود ۶۰.۶ میلیون تومان بوده است. این در حالی است که متوسط درآمد کارگران ساده حدود ۲۰.۶ میلیون تومان برآورد شده؛ فاصلهای تقریباً سهبرابری که خود بیانگر تفاوت جدی در سطح رفاه است. همین گزارش اشاره میکند این گروه شغلی حتی نسبت به متخصصان علمی و فنی نیز حدود ۵۰ درصد درآمد بیشتری داشتهاند.
رشد نامتوازن حقوقها
رسانه «رکنا» نیز در گزارشی دیگر به موضوع افزایش حقوقها پرداخته است. بر اساس این گزارش، حقوق ماهانه رئیسجمهور طی یک سال و پنج ماه گذشته بیش از ۱۳۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۱۶۰ میلیون تومان رسیده است. در مقابل، حقوق کارگران در همین بازه زمانی تنها ۴۳ درصد رشد کرده و حتی همپای تورم حرکت نکرده است.

نماد نابرابری یا سوءتفاهم؟
واکنشها به جمله «حقوق هزار دلاری» صرفاً واکنش به یک عدد نبود، بلکه بازتاب حساسیت جامعه نسبت به عدالت مزدی قلمداد میشود. در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکند، هر اشارهای به دریافتی مسئولان میتواند به مقایسهای اجتماعی تبدیل شود. این مقایسه بیش از آنکه درباره شخص گوینده باشد، درباره شکاف اقتصادی ادراکشده میان دولت و مردم است. از این منظر، مسئله اصلی نه رقم دقیق حقوق، بلکه احساس فاصله است؛ فاصلهای که اگر توضیح داده نشود، حتی یک جمله کوتاه نیز میتواند به نمادی از نابرابری تبدیل شود.
منبع: برترینها
اخبار سیاسی