مذاکرات ایران و آمریکا در عمان؛ پنجره دیپلماسی یا اسب تروا؟

مروری کوتاه بر خبر
- تحلیلگران هدف واقعی آمریکا از مذاکرات مستقیم در عمان را زیر سؤال میبرند.
- عمان به عنوان کانال امن و بیطرف برای گفتوگوهای محرمانه شناخته میشود.
- سابقه اقدام نظامی آمریکا در میانه مذاکرات، نگاه بدبینانهای ایجاد کرده است.
- برخی مذاکرات را ابزاری برای نفوذ نرم و جمعآوری اطلاعات راهبردی میدانند.
- تحلیلها نشان میدهد آمریکا در شرایط کنونی به دنبال مدیریت بحران و نه جنگ گسترده است.
- این گفتوگوها میتواند ترکیبی از فرصت برای کاهش تنش و تهدید برای نفوذ باشد.
تحلیلگران در پی مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در عمان، در مورد هدف واقعی واشنگتن از این گفتوگوها سؤال مطرح میکنند. عمان به عنوان کانالی امن و بیطرف برای ارتباط شناخته میشود، اما سابقه اقدام نظامی آمریکا در حین مذاکرات، نگرانی از نقش «اسب تروای» این مذاکرات را تقویت کرده است. برخی معتقدند این گفتوگوها میتواند ابزاری برای نفوذ نرم و جمعآوری اطلاعات باشد، در حالی که تحلیلهای دیگر نشان میدهد واشنگتن به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از جنگ گسترده است. در نهایت، این مذاکرات ممکن است ترکیبی از هر دو جنبه فرصت و تهدید باشد.
دوگانگی اسب تروا یا مسیر دیپلماسی
مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در عمان، پرسشهایی درباره نیت واقعی واشنگتن ایجاد کرده است. آیا این گفتوگوها تلاشی صادقانه برای کاهش تنش است یا ابزاری تاکتیکی برای نفوذ و ارزیابی طرف مقابل؟ این دوگانه در قلب تحلیل رفتار کنونی آمریکا قرار دارد. کشور عمان طی سالهای گذشته به عنوان یکی از معدود کانالهای امن و بیطرف برای ارتباط محرمانه بین تهران و واشنگتن عمل کرده است. فضای آرام و به دور از رسانههای این کشور، امکان گفتوگوهایی را فراهم میآورد که در دیگر صحنههای دیپلماتیک ممکن نیست.
با این حال، همین ویژگیها باعث شده این کانال، علاوه بر نقش دیپلماتیک، به زمینهای برای سنجش و ارزیابی تبدیل شود. هر اقدام، جمله یا واکنش میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره خطوط قرمز طرف مقابل ارائه دهد. با توجه به سابقه قبلی آمریکا و اقدام به حمله در میانه مذاکرات، نگاه بدبینانهای وجود دارد که مذاکرات عمان را نه یک پنجره دیپلماتیک، بلکه نوعی «اسب تروا» میبیند.
سناریوی نفوذ نرم و ارزیابی راهبردی
در این برداشت، واشنگتن با ظاهری دیپلماتیک وارد میدان میشود، اما هدف اصلی نفوذ به درون ساختار تصمیمگیری ایران، سنجش فشارپذیری و شناسایی نقاط آسیبپذیر است. گفتوگوهای پنهان، حتی بدون نتیجه مشخص، حجم بزرگی از دادههای رفتاری و تحلیلی تولید میکنند. این دادهها میتوانند در طراحی فشارهای آینده، تنظیم تحریمها یا شکلدهی به ائتلافهای منطقهای مورد استفاده قرار گیرند. در این نگاه، مذاکرات برای ایجاد «توهم آرامش» به کار میرود تا طرف مقابل احساس کند تنش در حال فروکش است، در حالی که پشت صحنه، بازطراحی فشارها در جریان است.
با این حال، باید توجه داشت آمریکا در شرایط فعلی نه توان و نه تمایل آغاز یک جنگ جدید را دارد. بنابراین، اگر مذاکرات نقش اسب تروا را ایفا کنند، این نقش بیشتر در سطح سیاسی و اطلاعاتی خواهد بود، نه نظامی. هدف اصلی واشنگتن، مهار و پیشبینیپذیر کردن رفتار ایران است، نه ورود به یک درگیری مستقیم درازمدت. این وضعیت برای ایران به معنای ضرورت احتیاط بالا است.
نشانههای مدیریت بحران از سوی آمریکا
از نگاه بسیاری، آمریکا در شرایط کنونی به دنبال مدیریت بحران است. واشنگتن نمیخواهد جنگی گسترده در منطقه آغاز شود. این مهم را میتوان از آرایش تسلیحات و لجستیک نیروهای آمریکایی دریافت. این آرایش بیشتر حالت «فشار» دارد و هنوز به «آغاز جنگ» تبدیل نشده است. افزایش پروازهای هواپیماهای لجستیکی و تانکر که ستون فقرات جابهجایی نیرو و تجهیزات هستند، نشان میدهد آمریکا در حال تقویت هسته ثابت عملیاتی خود در منطقه است. همچنین، حضور پررنگ هواپیماهای ویژه عملیات، شنود و جاسوسی برای جمعآوری اطلاعات دقیق از اهداف و آمادهسازی برای سناریوهای ضربه محدود مشهود است.
این الگوهای آرایشی سه پیام اصلی دارند: اول، اعمال فشار حداکثری برای امتیازگیری در مذاکرات. دوم، نشان دادن واقعی و آماده بودن «گزینه نظامی» و داشتن بازدارندگی لازم. سوم، آرامکردن متحدان منطقهای که تحت فشار سیاسی هستند. نتیجه آنکه آمریکا صرفاً به دنبال جنگی با دامنه وسیع نیست، چرا که هزینههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن بسیار سنگین خواهد بود.
اهداف چندگانه و ترکیبی پشت مذاکرات
مؤلفههایی مانند کنترل قیمت انرژی، آرامسازی متحدان منطقهای و مدیریت پرونده هستهای ایران بدون بازگشت رسمی به برجام، از جمله اهدافی هستند که آمریکا را به سمت گفتوگوهای مستقیم سوق میدهند. در این چارچوب، مذاکرات عمان را نمیتوان صرفاً در قالب «اسب تروا» یا «مسیر دیپلماسی» محدود کرد. واقعیت این است که این گفتوگوها میتواند ترکیبی از هر دو باشد.
این مذاکرات میتواند زمینهای برای مدیریت بحران و جلوگیری از جنگ، و در عین حال، سنجش و مهار فشار تحریمها باشد. این پنجره فرصت برای ایران، یک مسیر واقعی برای کاهش تنشهای چندجانبه و جلوگیری از انفجار بحرانهای ترکیبی است. مسیری که فرصت حل ریشهای اختلافات با غرب را پس از سالها فراهم میکند؛ مشروط بر آنکه سیاستی چندمرحلهای شامل ترک مخاصمه و تفاهم به منظور درگیر کردن سرمایههای غرب در اقتصاد ایران دنبال شود. این مسیر نیازمند تغییر تاکتیک گفتمانی از هماوردطلبی به تنشزدایی هوشمندانه است.
دیپلماسی در پرونده پیچیده ایران و آمریکا، هیچگاه تکبعدی نیست. این مذاکرات نیز چندلایه، چندمنظوره و آمیختهای از فرصت و تهدید است. تشخیص مرز میان این دو، نقطه آغاز سیاستورزی واقعی است.
منبع: fararu.com
اخبار سیاسی