شیر و خورشید؛ نماد فراموششده یا میراث ملی قابل احیا؟

مروری کوتاه بر خبر
- علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی، بر مالکیت ایران بر نماد شیر و خورشید تأکید کرد.
- این نماد پس از انقلاب از فضاهای رسمی حذف و خلأ هویتی ایجاد شد.
- پیشینه شیر و خورشید به دوران باستان و دوره اسلامی بازمیگردد و تنها یک نماد سلطنتی نبود.
- حذف این نماد بخشی از روند به حاشیه راندن نمادهای کهن ایرانی بود.
- هشدار صالحی درباره خطر فرسایش هویت ملی با نادیده گرفتن این نمادها.
سخنان اخیر علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی، درباره مالکیت ایران بر نماد شیر و خورشید، واکنشهای مختلفی را برانگیخته است. او این نماد را دارای ریشه در هویت ایرانی-اسلامی دانسته و نسبت به عواقب فراموشی آن هشدار داده است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که سالها از حذف این نماد از عرصه رسمی کشور میگذرد.
دفاع دیرهنگام از یک نماد تاریخی
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین، صراحتاً اعلام کرده که نماد شیر و خورشید هنوز متعلق به ایران است و ریشه در هویت ایرانی-اسلامی دارد. او با تمثیل «ظرف و مظروف» هشدار داده که آسیب به هویت ایرانی (ظرف) به تمام محتوای درون آن لطمه میزند. با این حال، پرسش اصلی این است که چرا چنین دفاعی اینقدر دیر صورت گرفته است.
فرصتسوزی و خلأ هویتی
به نظر میرسد حذف کامل نماد شیر و خورشید از حافظه رسمی کشور، یک خلأ هویتی ایجاد کرده است. این در حالی است که از منظر حقوق بینالملل، مالکیت این نماد از ایران سلب نشده است. پیش از این نیز در دوره مجلس هفتم، درباره بازگرداندن این نماد بر سر در مجلس بحث شد، اما نهایتاً اقدامی صورت نگرفت و حتی پس از یک نصب کوتاهمدت در دوره هشتم، مجدداً برداشته شد.
پیشینه کهن و فراتر از سلطنت
نماد شیر و خورشید پیشینهای عمیق در تاریخ ایران دارد که به دورههای باستانی مانند هخامنشیان و اشکانیان و نیز سدههای میانی اسلامی بازمیگردد. این نماد از دوره تیموریان بر پرچمها حاضر بود و در عصر صفوی به نمادی رسمی و ایرانی تبدیل شد. تحلیلگران معتقدند تقلیل آن به یک نشان صرفاً سلطنتی، نگاهی سادهانگارانه است.
حذف گسترده نمادهای ملی
متأسفانه حذف شیر و خورشید، آغازگر روندی گستردهتر برای به حاشیه راندن دیگر نمادهای کهن ایرانی مانند فروهر، سیمرغ، درفش کاویانی و برخی آیینها بود. این امر منجر به واگذاری داوطلبانه بخش مهمی از سرمایه نمادین کشور شد؛ سرمایهای که میتوانست در خدمت انسجام ملی و قدرت نرم قرار گیرد.
نیاز به بازتعریف هوشمندانه
مشکل اصلی، ناتوانی در بازتعریف هوشمندانه این نمادها در چارچوبی جدید و متناسب با واقعیتهای امروز است. چارچوبی که بتواند ایرانیت و اسلامیت را به عنوان دو هویت مکمل، و نه متقابل، در کنار هم نگه دارد. هشدار صالحی درباره فرسایش حافظه جمعی و تضعیف احساس تعلق، در صورت بیتوجهی، میتواند هزینههای اجتماعی و سیاسی به همراه داشته باشد.
منبع: isna.ir
اخبار اجتماعی