سوگ جمعی در سینمای ایران؛ از اشک خسرو شکیبایی تا خشم نوید محمدزاده
نکات کلیدی خبر
- سکانس گریه خسرو شکیبایی در فیلم «پری» به نمادی از سوگ جمعی تبدیل شده است.
- تکگویی خشمگین شاهین (نوید محمدزاده) در سریال «رهایم کن» امروز بیش از پیش درک میشود.
- این صحنهها از روایت شخصی فراتر رفته و به بازنمایی احساسات نسلی بدل شدهاند.
- فیلم «پری» ساخته داریوش مهرجویی پس از سه دهه همچنان اثرگذار است.
- خشم در «رهایم کن» ناشی از انباشت «اگر»ها و محرومیت از فرصت زندگی توصیف میشود.
نماد سوگ جمعی در «پری»
سکانسی در فیلم «پری» ساخته داریوش مهرجویی (۱۳۷۱) وجود دارد که بیش از دیده شدن، حس میشود. در این صحنه، خسرو شکیبایی، بیآنکه فریاد بزند یا اغراق کند، اشک میریزد. اشکی آرام، فروخورده و صادق که تمام سرنشینان ماشین را ناخواسته درگیر میکند. گریه از یک نفر شروع میشود و مانند سیلی همه را با خود میبرد و لحظهای شخصی به یک سوگ جمعی بدل میگردد. با گذشت بیش از سه دهه، این سکانس خاص هنوز قدرتمند است و برای بسیاری، «پری» با همین برش کوتاه و چهره خیس شکیبایی به یاد آورده میشود.
خشم نسلی در «رهایم کن»
اما در سریال «رهایم کن»، سکانسی با حالوهوای امروز همخوانی دارد. تکگویی خشمگین شاهین (نوید محمدزاده) مقابل نایبخان، اکنون بیش از زمان پخش سریال درک میشود. او مالامال از خشم است و لحنی تکاندهنده دارد. دیالوگ «واسه چی زدی؟ چون من بچه مردم بودم؟» گویای تمام ماجرا است. اینجا روایت تنها معطوف به شاهین نیست، بلکه تبدیل به بازنمایی نسلی میشود که مدام باید توضیح دهد چرا اینقدر خشمگین و زخمی است. اعتراضی که زبان دیگری بلد نیست، زیرا فرصت تمرین زبان آرام را هرگز نداشته است.
تراژدی انباشته از «اگر»ها
تراژدی دقیقاً در همین نقطه است که همهچیز به «اگر»ها گره خورده است. اگر صمد، پدر ناتنی شاهین، زمانه را بهتر میشناخت؛ اگر شاهین فرصت زندگی کردن (نه فقط زنده ماندن) را پیدا میکرد؛ اگر این «شاید»ها انباشته نمیشدند، شاید لحظه و ثانیه به شکل دیگری رقم میخورد. اما وقتی نوبت به حال میرسد، دیگر راهی جز انفجار باقی نمانده است. این صحنهها از متن فراتر رفته و به فرامتن پلی میزنند، احساساتی را نشان میدهند که در جامعه امروز قابل لمستر شدهاند.
سرویس اجتماعی