سوپربول؛ ویترین قدرت نرم آمریکا یا مانور ژئوپلیتیک واشنگتن؟

مروری کوتاه بر خبر
- سوپربول فراتر از یک رویداد ورزشی، ابررویداد فرهنگی و ویترین قدرت نرم ایالات متحده است.
- اجرای بد بانی در این مراسم با تعمیم مفهوم “آمریکا” به کل قاره، پیامی سیاسی و هویتی داشت.
- تحلیلگران این رویداد را در راستای راهبرد کلان واشنگتن برای تثبیت نفوذ در آمریکای لاتین میدانند.
- این اقدام را بازتعریف نسخه نرم “دکترین مونرو” و پاسخ به نفوذ رقبایی مانند چین در منطقه ارزیابی میکنند.
- انتخاب هنرمندی از پورتوریکو به عنوان نمادی از ادغام آمریکای لاتین در نظم هژمونیک آمریکا تفسیر شده است.
اجرای بد بانی، خواننده پورتوریکویی، در مراسم بینپرده سوپربول ۲۰۲۴، بحثهای زیادی را برانگیخت. بسیاری این اجرا را فراتر از یک کنسرت سرگرمیکننده و نمایشی از قدرت نرم و راهبرد ژئوپلیتیک ایالات متحده برای تثبیت نفوذ در نیمکره غربی، به ویژه در رقابت با چین، تفسیر کردهاند. این تحلیل با استناد به تاریخیشدن مفهوم “دکترین مونرو” و بازتعریف آن در قالب ابزارهای فرهنگی ارائه شده است.
سوپربول: ابررویدادی فراتر از ورزش
سوپربول که فینال سالانه لیگ فوتبال آمریکایی (NFL) است، به عنوان بزرگترین رویداد ورزشی-رسانهای آمریکا شناخته میشود. این مسابقه تنها یک رقابت ورزشی نیست، بلکه ویترینی برای به نمایش گذاشتن تلفیق ورزش، صنعت سرگرمی، سرمایهداری تبلیغاتی و روایت ملی آمریکاست. اجرای میانپرده یا هلفتایم شو آن به سکویی نمادین برای بازنمایی هویت آمریکایی تبدیل شده است.

تحلیل سیاسی یک اجرای موسیقی
در این اجرا، بد بانی نام کشورهای آمریکای لاتین را برشمرد، عبارت “God bless America” را به همه قاره تعمیم داد و در کنار پرچمهای ایالات متحده و پورتوریکو با پیام “با هم، ما آمریکا هستیم” (Together we are America) ظاهر شد. تحلیلگران معتقدند این صحنه در زمانی رخ داد که ایالات متحده در حال بازتعریف راهبرد خود برای تثبیت نفوذ در نیمکره غربی و مقابله با نفوذ فزاینده چین در منطقه است.

از دکترین مونرو تا قدرت نرم
در سال ۱۸۲۳، جیمز مونرو با اعلام “دکترین مونرو”، نیمکره غربی را حوزه نفوذ انحصاری ایالات متحده تعریف کرد. اگرچه امروز رقیب اصلی در این منطقه اروپا نیست، بلکه چین است، اما منطق بنیادین اولویتدار بودن این حوزه برای واشنگتن باقی مانده است. در شرایط کنونی، واشنگتن علاوه بر ابزارهای سخت، از قدرت نرم، روایتسازی و بازتعریف هویتی به عنوان مکمل سیاستهای خود استفاده میکند.
پورتوریکو: پل نمادین دو جهان
پورتوریکو به عنوان قلمرو وابستهای که شهروندانش تابعیت آمریکایی دارند، موقعیتی بینابینی دارد. بد بانی به عنوان چهرهای از این سرزمین، در این تحلیل به یک “پل نمادین” تبدیل میشود که تجسمی از آمریکای لاتین در دل ساختار آمریکایی است. حضور او در مرکز صحنه سوپربول، بازنمایی تصویری از “آمریکای گسترده” با مرزهای فرهنگی و هویتی تفسیر شده است.

پانلاتینیسم در سایه پرچم آمریکا
وقتی بد بانی کشورهای منطقه را نام میبرد، نوعی پانلاتینیسم را احضار میکند، اما این اتحاد در تقابل با واشنگتن نیست، بلکه در ویترین آن به نمایش درمیآید. پرچم ایالات متحده حذف نمیشود، بلکه پرچم پورتوریکو در کنار آن قرار میگیرد. به باور تحلیلگران، این منطق نسخه نرم دکترین مونرو است: به جای مرزبندی سخت، ادغام نمادین و روایت فرهنگی برای حفظ حوزه نفوذ.

همراستایی با راهبرد کلان
در دوره ریاستجمهوری جو بایدن، اسناد راهبردی آمریکا بار دیگر بر اهمیت نیمکره غربی تأکید کردهاند. در چنین فضایی، تحلیلها حاکی از آن است که تقویت پیوندهای هویتی با جوامع لاتین، چه در داخل آمریکا و چه در سطح قاره، کارکردی فراتر از فرهنگ پیدا میکند و صنعت سرگرمی به بازوی مکمل سیاست تبدیل میشود. از این منظر، رشد جهانی بد بانی و اجرای او در سوپربول را نمیتوان تصادفی دانست.
منبع: mashreghnews.ir
اخبار سیاسی