زمستان‌های دهه ۴۰ تهران؛ برف‌های سنگین و ضرب‌المثل «وبال گردن» از کجا آمد؟

مروری کوتاه بر خبر

  • خاطرات نصرالله حدادی از زمستان‌های سرد و پربرف تهران در دهه ۴۰
  • فعالیت برف‌پاروکن‌های حرفه‌ای در محله‌ها با آواز و ترانه
  • ریشه ضرب‌المثل‌های «جوری می‌زنمت که بری آسمون با برف سال بعد بیای پایین» و «وبال گردن»
  • مشکلات آن دوران مانند سرمای شدید، نبود عایق در خانه‌ها و ترکیدن پوست دست

مروری بر خاطرات زمستان تهران

نصرالله حدادی، تهران‌پژوه، خاطراتی از زمستان‌های سرد و پربرف تهران در دهه ۴۰ بازگو می‌کند. او از برف‌های سنگینی می‌گوید که روی پشت‌بام‌های کاهگلی می‌نشست و مردم مجبور بودند نیمه‌شب برای پارو کردن آن اقدام کنند تا مانع از ریزش سقف شوند.

آواز برف‌پاروکن‌ها در کوچه‌ها

برف‌پاروکن‌های حرفه‌ای با صدای بلند در محله‌ها حاضر می‌شدند و با اجازه صاحبخانه، کار خود را آغاز می‌کردند. حدادی به مهارت بالای این افراد اشاره می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که ناشی‌بودن در این کار گاه به سقوط از پشت‌بام منجر می‌شد. به گفته او، ضرب‌المثل «جوری می‌زنمت که بری آسمون با برف سال بعد بیای پایین» ریشه در همین مشاغل دارد.

ریشه ضرب‌المثل «وبال گردن»

یکی از مشکلات بزرگ آن دوران، یخ‌زدگی و لیز بودن معابر بود که منجر به زمین‌خوردن و شکستگی دست می‌شد. حدادی توضیح می‌دهد که در غیاب تجهیزات پزشکی مدرن، افراد مجبور بودند دست شکسته را با دستمال یا روسری به گردن آویزان کنند. همین وضعیت، منشأ ضرب‌المثل «وبال گردن شدن» شد و خانواده‌ها همواره نگران این اتفاق بودند.

سختی‌های زندگی در سرمای استخوان‌سوز

به گفته این تهران‌شناس، سرمای شدید باعث می‌شد مردم کمتر از خانه خارج شوند. مشکلاتی مانند زکام، سینه‌پهلو، ترکیدن پوست دست و نبود وسایل گرمایشی کافی، از دیگر مصائب زمستان‌های آن دوره تهران بود. او یادآوری می‌کند که گاه برف‌ها تا ۱۳ روز پس از عید نیز روی زمین باقی می‌ماند.

منبع: asriran.com

اخبار اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads