دراکولا دیگر خونآشام نیست؟ نقد یک بازسازی عاشقانه و متفاوت

مروری کوتاه بر خبر
- فیلم «دراکولا» روایتی عاشقانه و ملودرام به جای ژانر ترسناک ارائه میدهد.
- داستان از سال ۱۴۸۰ با مرگ همسر شاهزاده «ولاد» آغاز و به پاریس ۱۸۸۹ میرود.
- بازی «لندری جونز» در نقش دراکولا نقطه قوت فیلم عنوان شده است.
- طراحی صحنه و لباسها اغراقآمیز و گاه شبیه به تئاتر یا تبلیغات قدیمی است.
- فیلم در ایجاد تعادل بین درام، فانتزی و وحشت و همچنین باورپذیری روایت دچار مشکل است.
فیلم سینمایی «دراکولا» که اخیراً اکران آنلاین آن آغاز شده، رویکردی کاملاً متفاوت از روایتهای کلاسیک این شخصیت دارد. این اثر به جای ترساندن مخاطب، بر داستانی عاشقانه و دردناک متمرکز شده است.
روایتی عاشقانه به جای وحشت
داستان فیلم در سال ۱۴۸۰ آغاز میشود، جایی که «ولاد» شاهزادهای جنگجو مجبور به ترک خانه و همسرش «الیزابتا» میشود. با کشته شدن فجیع همسرش در غیاب او، «ولاد» به دراکولایی تبدیل میشود که نه برای خونریزی، بلکه برای یافتن معشوق از دست رفتهاش به جاودانگی میرسد. ماجرا سپس با پرشی زمانی به پاریس سال ۱۸۸۹ منتقل میشود، جایی که دراکولا این بار به عنوان مردی شیکپوش ظاهر میشود. 
نقاط قوت و ضعف اثر
کارگردان آگاهانه مولفههای ترسناک را کنار گذاشته و به سراغ ملودرام رفته است. بازی «لندری جونز» در نقش دراکولا که هیولایی مضحک، آسیبپذیر و صادق را ترسیم میکند، از نقاط قوت فیلم شمرده میشود. با این حال، فیلم از نظر منطق روایی و باورپذیری ضعفهایی دارد. طراحی صحنه و لباسها عامدانه اغراقآمیز هستند و گاه فیلم را به اثری تئاتری یا حتی تبلیغاتی شبیه میکنند.
مشکل اصلی فیلم ناتوانی در ایجاد تعادل میان درام، فانتزی و وحشت عنوان شده است. روایت در بسیاری نقاط شتابزده است و همین امر باعث میشود قصه عاشقانه گاهی به جای تاثیرگذاری، سطحی به نظر برسد. در نهایت «دراکولا» تلاشی برای خلق روایتی متفاوت است که ممکن است برای همه جذاب نباشد.
منبع: فرارو
سرگرمی