حافظ چگونه درون غمگینش را شاد کند؟ اشعار عاشقانه و درد دوری

مروری کوتاه بر خبر
- بیان حال و هوای عاشقانه و غم دوری در اشعار حافظ
- اشاره به مضامینی مانند گریه، انتظار و بیاختیاری در عشق
- کاربرد استعارههای ادبی مانند لعل لب، چشم مست و سرو قد
- طلب یار در حالت بیخودی و مفلسی
- فضای کلی غزل، غمگینی و امید به طلوع آفتاب دیدار
مروری بر غزل عاشقانه حافظ
این ابیات از حافظ شیرازی، حال و هوای عاشقانه و درد دوری معشوق را به تصویر میکشد. شاعر از گریههای خونین، انتظار طلوع آفتاب دیدار و بیاختیاری خود در این وادی سخن میگوید.
استعارهها و نمادهای ادبی
حافظ در این غزل از استعارههای آشنا و پرمعنی خود بهره برده است. «لعلِ تو»، «چشمِ مستِ میگون»، «آفتابِ طلعت» و «سرو دلجوی» همه اشارههایی به معشوق و صفات او دارند. وی از فرهاد و مجنون نیز به عنوان نمادهای عاشقان رنجکشیده نام میبرد.
حال درونی شاعر و طلب یار
شاعر درون خود را غمگین و از اختیار بیرون میداند و شادی را در آن ممکن نمیبیند. در حالت «بیخودی» است که طلب یار میکند، طلبی که آن را به درخواست مفلسی از گنج قارون تشبیه کرده است. فضای غالب غزل، حسرت و امیدواری توأمان است.
منبع: asriran.com
سبک زندگی