تشدید تنش میان تهران-واشنگتن / هشدار درباره عواقب فاجعه بار تهدید ترامپ

تقابل میان تهدید و دیپلماسی در قبال جمهوری اسلامی ایران، انتخابی سرنوشتساز پیش روی ایالات متحده قرار داده است که تبعات آن نهتنها منطقه، بلکه کل جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. ایران، با تکیه بر توان دفاعی و پنجره هنوز باز دیپلماسی، آماده پاسخگویی است، اما این آمریکا خواهد بود که با تصمیم خود، مسیر صلح یا جنگ را تعیین میکند
به گزارش درلحظه، دونالد ترامپ از آغاز دور دوم ریاستجمهوری خود، از ژانویه ۲۰۲۵، مواضع شدیداللحنی را علیه ایران اتخاذ و تهدیدهای نظامی را به بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی خود تبدیل کرده است. رئیس جمهور ایالات متحده که پیش از بازگشت به قدرت، در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، بارها وی را به ناتوانی در کنترل و مدیریت تنشها و جنگها در خاورمیانه متهم کرده بود و پس از بازگشت به کاخ سفید نیز از علاقه خود به دستیابی به توافق با ایران سخن گفته بود، اکنون خود گاه بهصورت روزانه ایران را به حمله نظامی تهدید میکند؛ رویکردی که تناقض آشکاری با انتقادات پیشین او از دولت بایدن دارد و پرسشهایی درباره انسجام استراتژی دولت او در قبال ایران به وجود آورده است. این دوگانگی در گفتار و عمل، که از یک سو وعده دیپلماسی میدهد و از سوی دیگر بر طبل جنگ میکوبد، فضای سیاسی میان دو کشور را پیچیده کرده است.
رئیس جمهور ایالات متحده در تازهترین اظهارات خود در خصوص ایران، ۳۰ مارس (۱۰ فروردینماه) تهدید کرد: «اگر توافق جدیدی بر سر برنامه هستهای حاصل نشود، ایران را بمباران خواهیم کرد، بمبارانی که مانند آن را هرگز ندیدهاند». این سخنان پس از آن مطرح شد که نامه ترامپ به رهبر جمهوری اسلامی ایران که ۲۲ اسفندماه سال گذشته توسط انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس کشور امارات متحده عربی به تهران تحویل داده شده بود، ۶ فروردین ماه از طریق عمان پاسخ داده شد و به گفته سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، «در این نامه تلاش شد پنجرهای برای دیپلماسی باز شود». ترامپ یک روز پس از اعلام ارسال پاسخ تهران نیز (۲۸ مارس) در سخنانی گفت: «ترجیح میدهم که مسائل را با ایران حل و فصل کنیم اما اگر نتوانیم این مسائل را حل و فصل کنیم اتفاقات بسیار بدی برای ایران رخ خواهد داد.»
تهدید یا دیپلماسی؛ تهران آماده است
وزیر امور خارجه در حاشیه راهپیمایی روز قدس در پاسخ به تهدیدهای رئیس جمهور آمریکا گفت: «هر کسی با زبان تهدید با مردم ایران صحبت کند با همان زبان هم پاسخ می گیرد». وی همچنین با بیان اینکه فکر نمی کنم این تهدیدات بتواند جنبه عملی و واقعی به خود بگیرد، افزود: «برای هر تهدید و همینطور برای دیپلماسی هم آمادگی کامل داریم».
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ۱۱ فروردین و یک روز پس از آخرین تهدید رئیس جمهور آمریکا به حمله نظامی به ایران، در شبکه ایکس نوشت: «تهدید صریح ایران به بمباران توسط رئیس یک کشور به مثابه تقابل آشکار با ذات و جوهره صلح و امنیت بینالمللی است. چنین تهدیدی نقض فاحش منشور ملل متحد و پشتپا زدن به رژیم پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. خشونت، خشونت میآورد و صلح، صلح میآفریند. ایالات متحده میتواند انتخاب کند، همراه با آثار و تبعاتش».
وزارت امور خارجه همچنین در همین روز، سرپرست سفارت سوئیس را به عنوان حافظ منافع آمریکا به وزارت خارجه فراخواند و یادداشت رسمی هشدار ایران در قبال هرگونه شرارت و عزم جمهوری اسلامی ایران برای واکنش قاطع و فوری به هر تهدیدی را به وی ابلاغ کرد.
سفیر ایران در سازمان ملل متحد روز دوشنبه به وقت محلی «اظهارات بیپروایانه و خصمانه» دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا را نقض فاحش حقوق بینالملل و اصول بنیادین منشور ملل متحد بهویژه بند ۴ ماده ۲ آن دانست و گفت: «جمهوری اسلامی ایران نسبت به هرگونه ماجراجویی نظامی هشدار جدی می دهد و به هرگونه اقدام تجاوزکارانه یا حمله از سوی آمریکا سریعا و قاطعانه پاسخ می دهد»
در نامه سعید ایروانی به کریستینا مارکوس لاسن، رئیس دورهای شورای امنیت و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد آمده است: « جمهوری اسلامی ایران نسبت به هرگونه ماجراجویی نظامی هشدار جدی میدهد و اعلام میدارد که به هرگونه اقدام تجاوزکارانه یا حملهای از سوی ایالات متحده یا عامل نیابتی آن، (مشخصاً) رژیم اسرائیل، علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا منافع ملی خود، سریعاً و قاطعانه پاسخ خواهد داد. مسئولیت کامل عواقب وخیم هرگونه اقدام خصمانه، بهطور کامل متوجه ایالات متحده آمریکا خواهد بود».
هشدار درباره عواقب فاجعهبار تهدید ترامپ؛ از روسیه و چین تا حاشیهنشینان خلیج فارس
تهدیدهای نظامی رئیس جمهور آمریکا همچنین با واکنش کشورهایی همچون روسیه، چین و کوبا مواجه شد؛ سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، تهدیدات ترامپ برای بمباران ایران را محکوم کرد و هشداد داد « حملات به زیرساخت های هستهای ایران برای کل منطقه عواقب فاجعهبار خواهد داشت».
وزارت امور خارجه چین نیز با تأکید بر اهمیت رویکرد سیاسی و دیپلماتیک در حل مسئله هستهای ایران، اعلام کرد که این پرونده در مرحلهای حساس قرار دارد و هرگونه تشدید تنش میتواند پیامدهای خطرناکی به همراه داشته باشد. در بیانیه پکن آمده است «حلوفصل پرونده هستهای ایران از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک، رویکردی ضروری و منطقی است».
برونو رودریگز پاریا، وزیر امور خارجه کوبا نیز در پیامی که در حساب کاربری خود در شیکه ایکس منتشر کرد، تهدیدات اخیر ترامپ علیه ایران را محکوم کرد و آن را اقدامی بیثبات کننده خواند که صلح و امنیت بینالمللی را به خطر می اندازد. او نوشت: «چنین تهدیدهایی میتواند عواقب جدی در منطقه خاورمیانه داشته باشد».
روزنامه انگلیسی گاردین در حالی در گزارش خود از مخالفت کشورهایی همچون عربستان و امارات با حمله نظامی به ایران سخن گفته است که محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، اسفندماه سال گذشته در مصاحبهای با مجری آمریکایی، به صراحت نسبت به حمله نظامی به ایران هشدار داد. این سیاستمدار قطری ضمن تاکید بر اینکه «حمله به ایران، منجر به جنگی در تمام منطقه خواهد شد»، از تبعات آسیب به تاسیسات هستهای ایران بر زندگی کشورهای حاشیه خلیج فارس سخن گفت.
در این میان برخی منابع خبری نیز مدعی شدهاند که عربستان سعودی، قطر و کویت به صورت محرمانه به ایران اطلاع دادهاند که اجازه استفاده از پایگاه های هوایی خود برای حمله به ایران را به ایالات متحده نخواهند داد.
برگزاری جلسه کابینه فرانسه همزمان با افزایش تهدیدات آمریکا در خصوص یک حمله نظامی به ایران نیز از تحولات نادر در صحنه سیاسی یکی از شرکای اروپایی برجام است؛ در همین راستا سه منبع دیپلماتیک به رویترز گفتند که امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، روز چهارشنبه، وزرای کلیدی و کارشناسها را برای بحث درباره ایران از جمله برنامه هستهای آن در میان تنشهای فزاینده بین تهران و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، گرد هم آورد.
حقوق بینالملل و تهدیدهای کاخ سفید
مفهومی شبیه به آنچه در ایران با عنوان «دروغ سیزده» نامیده میشود، با نام «دروغ آوریل» یا April Fool’s Day در فرهنگ غرب نیز وجود دارد که در روز اول ماه آوریل بیان میشود. در این میان پیامی از سوی یکی از کاربران عرب شبکه ایکس که نوشته بود «دروغ آوریل امسال لغو شد چرا که هیچ طنزی بزرگتر از حقوق بین الملل وجود ندارد» مورد توجه قرار گرفت که به بهترین شکل، شرایط امروز جهان را به تصویر کشیده بود. در روزهایی که رژیم صهیونیستی با نقض فاحش حقوق بینالملل، بصورت روزانه، کشورهای منطقه را مورد تجاوز نظامی قرار میدهد، رئیس جمهور ایالات متحده نیز بیپروا و مکررا، ایران را به حمله نظامی تهدید میکند، اقدامی که بصورت صریح و شفاف در حقوق بین الملل و در چهارچوب منشور ملل متحد و کنوانسیونهای بینالمللی در خصوص آن صحبت شده است.
ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، اساسیترین اصل حقوق بینالملل مدرن است که بیان میکند: «کلیه اعضا در روابط بینالمللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری یا به هر نحو دیگری که با مقاصد ملل متحد ناسازگار باشد، خودداری خواهند کرد.» ماده ۳۳ همین منشور، کشورها را ملزم میکند که اختلافات خود را از طریق روشهای مسالمتآمیز مانند مذاکره، میانجیگری، یا ارجاع به نهادهای قضایی حلوفصل کنند. تهدید به اقدام نظامی به جای استفاده از این روشها میتواند نقض این تعهد باشد.
همچنین اعلامیه اصول حقوق بینالملل درباره روابط دوستانه و همکاری میان دولتها (مصوبه ۱۹۷۰، قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل)، تأکید میکند که تهدید به زور یا استفاده از آن علیه حاکمیت، تمامیت ارضی، یا استقلال سیاسی یک کشور ممنوع است. همچنین، دولتها موظفاند از تبلیغات برای ترویج جنگ خودداری کنند، که میتواند شامل تهدیدات علنی نظامی باشد.
کنوانسیون ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی آن (۱۹۷۷) نیز بیان میکند که اگر تهدید به حمله نظامی شامل هدفگیری غیرنظامیان، زیرساختهای غیرنظامی، یا اماکن فرهنگی باشد (مانند تهدیدهای پیشین ترامپ در سال ۲۰۲۰ علیه اماکن فرهنگی ایران)، این میتواند نقض قوانین جنگی باشد. بهویژه:
– ماده ۵۳ پروتکل اول الحاقی: حفاظت از اموال فرهنگی و اماکن عبادی در برابر حملات را تضمین میکند و هرگونه تهدید عمدی علیه آنها را ممنوع میداند.
– ماده ۵۱ پروتکل اول: حملات بیرویه یا تهدید به چنین حملاتی که غیرنظامیان را هدف قرار دهد، ممنوع است.
کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه که ایالات متحده نیز به آن پیوسته است، هرگونه تهدید یا اقدام علیه اموال فرهنگی را در زمان درگیری مسلحانه ممنوع میکند. تهدید به بمباران اماکن فرهنگی ایران (مانند آنچه در سال ۲۰۲۰ مطرح شد) میتواند نقض این معاهده باشد.
در اصل منع تهدید به زور در عرف بینالمللی (Jus Cogens) نیز منع تهدید یا استفاده از زور بهعنوان یک هنجار آمره (Jus Cogens) در حقوق بینالملل پذیرفته شده است. این اصل، که از قواعد غیرقابل تخطی است، هرگونه تهدید نظامی بدون توجیه قانونی (مانند دفاع مشروع تحت ماده ۵۱ منشور ملل متحد) را غیرقانونی میداند.
در همین راستا، در ماده ۳۹ و ۴۲ منشور سازمان ملل متحد این چنین بیان شده است که تنها شورای امنیت سازمان ملل متحد صلاحیت دارد که تهدید علیه صلح را تشخیص داده و اقدامات نظامی را مجاز کند. تهدید یکجانبه یک دولت (مانند آمریکا) بدون مجوز شورای امنیت، نقض این اصول و انحصار قدرت شورا در تصمیمگیری برای اقدام نظامی است.
همچنین کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات (۱۹۶۹)، ماده ۵۲ بر این امر صراحت دارد که اگر تهدید به زور برای اجبار ایران به پذیرش توافقی (مانند توافق هستهای) باشد، این میتواند نقض این ماده تلقی شود که اجبار یک دولت به انعقاد معاهده از طریق تهدید یا استفاده از زور را باطل میداند. اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل درباره منع تجاوز (قطعنامه ۳۳۱۴، ۱۹۷۴) نیز تجاوز را تعریف میکند و تهدید به استفاده از زور علیه حاکمیت یا تمامیت ارضی یک کشور را بهعنوان عملی مغایر با حقوق بینالملل محکوم میکند.
تبعات یک ماجراجویی
رهبر انقلاب ۲۲ اسفندماه سال گذشته و در واکنش به اظهارات خصمانه رئیس جمهور آمریکا، فرمودند: «ایران به دنبال جنگ نیست اما اگر آمریکاییها و عواملشان دست به اقدام غلطی بزنند اقدام متقابل از طرف ایران قاطع و حتمی است و آنکه بیشتر ضرر میکند آمریکا است».
بر همین اساس، تبعات هرگونه ماجراجویی علیه ایران میتواند در دو حوزه منطقهای و بین المللی مورد ارزیابی قرار بگیرد؛ مهرماه سال گذشته، هیات هماهنگی گروههای مقاومت اسلامی عراق در بیانیه کوتاهی اعلام کرد که اگر آمریکا بخواهد علیه جمهوری اسلامی ایران تحرکی نظامی داشته باشد، پایگاه هایش را هدف قرار می دهیم. این بیانیه همچنین رژیم غاصب صهیونیستی را تهدید کرده است که اگر بخواهد از آسمان عراق برای زدن ایران بهره ببرد، اسرائیل را هم خواهد زد. اقدام متقابل گروههای مقاومت را میتوان بخشی از تبعات منطقهای هرگونه اقدام علیه تهران نامید و این همانی است که نخست وزیر قطر با عنوان «جنگی در تمام منطقه» نسبت به آن هشدار داده است.
در همین چهارچوب، بسته شدن مسیر صادرات نفت و اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس نیز عاملی است که نه تنها کشورهای منطقه بلکه تمامی مصرف کنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد. افزایش قیمت نفت به دلیل اختلال عرضه، اقتصاد جهانی را با رکود و تورم مواجه خواهد کرد و این خبری به مراتب بدتر برای کشورهای غربی است که پیش از این نیز با جنگ در اوکراین، شرایط نسبتا مشابهی را تجربه کردهاند. این در حالی است که رئیس جمهور آمریکا با تصمیم برای وضع تعرفههای بالا حتی در قبال واردات کالا از سوی کشورهای متحد آمریکا، یک جنگ اقتصادی را با جهان کلید زده است.
بررسی همین تبعات نیز موجب شده تا همواره در واشنگتن نیز یک صدای واحد در این رابطه شنیده نشود و بسیاری از سیاستمداران و فرماندهان نظامی ایالات متحده نسبت به آن هشدار بدهند. برای مثال در دولت نخست دونالد ترامپ، در مقابل افرادی مانند جان بولتون، مشاور امنیت ملی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه که بر طبل جنگ با ایران میکوبیدند، برخی مقامات نظامی در پنتاگون و ژنرالهایی مانند جیمز متیس، وزیر دفاع وقت، نسبت به تبعات جنگ با ایران هشدار میدادند. آنها به هزینههای سنگین، احتمال اقدام تلافی جویانه ایران علیه پایگاه های این کشور در منطقه و درگیری طولانی مدت مشابه آنچه ایالات متحده در عراق و افغانستان تجریه کرد، اشاره میکردند. این در حالی است که هیچ کارشناسی نمیتواند توانایی نظامی ایران را با عراق یا افغانستان مقایسه کند.
در دولت فعلی دونالد ترامپ نیز به وضوع چهرههایی حضور دارند که میتوانند به عنوان حامیان دیپلماسی در قبال ایران شناخته شوند؛ استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در امور خاورمیانه که روز چهارشنبه در پاسخ به پیام وزیر امور خارجه ایران در شبکه ایکس که نوشته بود «تعامل دیپلماتیک در گذشته کارآیی خود را نشان داده؛ هنوز هم می تواند کارساز باشد» و در بخش دیگری از توئیت خود «تهدید به استفاده از گزینه نظامی علیه ایران را با استناد به جنگ های بی ثمر امریکا در منطقه غرب آسیا بی معنا دانسته بود»، نوشت «عالی»، از جمله همین افراد است. این سیاستمدار آمریکایی هرچند ساعتی بعد این پیام را حذف کرد اما توانست دیدگاه خود را بصورت شفاف ابلاغ کند. او در مصاحبه با تاکر کارلسون، مجری آمریکایی نیز گفته بود ترجیح میدهد به جای اقدام نظامی، به توافقی با ایران دست یابد.
مسیر صلح یا جنگ؟
دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ از ژانویه ۲۰۲۵ با رویکردی تهاجمی و متناقض نسبت به ایران همراه بوده است. او که پیشتر از دیپلماسی و توافق با ایران سخن گفته بود، اکنون با تهدیدهای مکرر نظامی، از جمله اظهارات ۳۰ مارس ۲۰۲۵ مبنی بر «بمباران بیسابقه ایران»، تنشها را به اوج رسانده است. این دوگانگی میان وعده مذاکره و تهدید به جنگ، نهتنها انسجام سیاست خارجی آمریکا را زیر سؤال برده، بلکه معادلات میان تهران و واشنگتن را پیچیدهتر کرده است.
ایران در مقابل، با قاطعیت بر آمادگی خود برای هر سناریو تأکید کرده است. مقامات ایرانی، از جمله وزیر امور خارجه و سفیر ایران در سازمان ملل، تهدیدات آمریکا را نقض صریح منشور ملل متحد و حقوق بینالملل دانسته و هشدار دادهاند که هرگونه اقدام نظامی با پاسخ سریع و قاطع مواجه خواهد شد. این موضع با محکومیت جهانی از سوی کشورهایی چون روسیه، چین و کوبا و نگرانیهایی از جانب قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس همراه شده که از تبعات فاجعهبار منطقهای و جهانی چنین درگیریای سخن میگویند.
تهدیدهای کاخ سفید، که در تضاد با اصول حقوق بینالملل از جمله ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد قرار دارد، نهتنها صلح جهانی را تهدید میکند، بلکه میتواند به بسته شدن مسیرهای انرژی خلیج فارس، افزایش قیمت نفت و بیثباتی اقتصادی جهانی منجر شود. در این میان، مخالفت ضمنی برخی متحدان آمریکا با هرگونه ماجراجویی نظامی و هشدارهای داخلی در واشنگتن درباره هزینههای سنگین چنین اقدامی، نشاندهنده نبود اجماع در سیاستگذاری آمریکا است. در نهایت، این تقابل میان تهدید و دیپلماسی، انتخابی سرنوشتساز پیش روی ایالات متحده قرار داده است که تبعات آن نهتنها منطقه، بلکه کل جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. ایران، با تکیه بر توان دفاعی و دیپلماسی، آماده پاسخگویی است، اما این آمریکا خواهد بود که با تصمیم خود، مسیر صلح یا جنگ را تعیین میکند.
منبع:تجارت نیوز
اخبار سیاسی