بینقصگرایی: تلاش برای کمال یا راهی به سوی اضطراب و فرسودگی؟

مروری کوتاه بر خبر
- بینقصگرایی الگویی است که در آن فرد استانداردهای دستنیافتنی تعیین و ارزشمندی خود را به تحقق آنها گره میزند.
- این الگو اغلب ریشه در تجربیات کودکی، فشارهای فرهنگی و ترس از طردشدگی دارد.
- بینقصگرایی تابآوری روانی را کاهش میدهد و با افزایش خودانتقادی و اضطراب مزمن همراه است.
- این ویژگی بهباشی روانشناختی را تضعیف کرده و میتواند به اهمالکاری و فرسودگی منجر شود.
- حرکت به سمت پذیرش خود و انعطافپذیری، گام کلیدی برای سلامت روان است.
مروری کوتاه بر بینقصگرایی
بینقصگرایی یا کمالگرایی یک الگوی فکری و رفتاری است که فرد در آن استانداردهایی بسیار بالا، سختگیرانه و اغلب غیرواقعبینانه برای خود تعیین میکند. در این نگرش، ارزشمندی شخص به میزان تحقق کامل این معیارها گره خورده و خطا نه بخشی طبیعی از یادگیری، بلکه نشانهای از ناکامی تلقی میشود. این حالت با تلاش سالم برای پیشرفت تفاوت دارد و با انعطافناپذیری و ترس از اشتباه همراه است.
ریشههای شکلگیری بینقصگرایی
دلایل پیدایش این الگو معمولاً چندعاملی و تدریجی هستند. یکی از مهمترین ریشهها، تجربیات دوران کودکی است؛ بهویژه زمانی که محبت و تأیید والدین مشروط به عملکرد «بیعیب» بوده است. فشارهای فرهنگی و اجتماعی مانند نظامهای آموزشی رقابتی و پیامهای رسانهای نیز در شکلگیری آن نقش دارند. به گفته نرگس بیگدلی، مترجم کتاب «پرسش در کوچینگ»، بینقصگرایی اغلب پاسخی دفاعی به اضطراب، احساس شرم یا ترس از طردشدگی است.
تأثیرات منفی بر تابآوری و بهباشی روانی
بینقصگرایی بهطور مستقیم تابآوری روانی—یعنی توانایی سازگاری و بازیابی پس از فشارها—را تضعیف میکند. فرد کمالگرا جهان را به دو قطب موفقیت کامل یا شکست مطلق تقسیم میکند و هر لغزش کوچک را تجربهای بزرگ از ناکامی میداند. این نگرش با افزایش خودانتقادی شدید و اضطراب مزمن همراه است که منابع روانی فرد را تحلیل میبرد.
تهدیدی برای بهباشی روانشناختی
بهباشی روانشناختی که شامل رضایت از زندگی، خودپذیری، رشد فردی و روابط مثبت است، تحت تأثیر بینقصگرایی قرار میگیرد. فرد کمالگرا بهندرت از دستاوردهای خود لذت میبرد و عزتنفسش مشروط به تحقق استانداردهاست. این ویژگی میتواند روابط بینفردی را نیز تحت تأثیر قرار دهد، زیرا انتظارات غیرواقعبینانه از خود و دیگران ممکن است به تعارض و فاصله عاطفی بینجامد.
پیوند با اهمالکاری و فرسودگی
برخلاف تصور رایج، بینقصگرایی همیشه به عملکرد بالا منجر نمیشود. ترس از کامل نبودن گاهی آنقدر شدید است که فرد شروع یا پایان کار را به تعویق میاندازد. این چرخه اهمالکاری، اضطراب و احساس گناه، فشار روانی را افزایش داده و در نهایت میتواند به فرسودگی روانی منجر شود.
منبع: asriran.com
سلامت