اپیکور: فیلسوفی که لذت را در آرامش ذهن میجست، نه هدونیسم جسمانی

- فلسفه او بر کاهش خواستههای غیرضروری، ارزش دوستی و رهایی از ترسهایی مانند ترس از مرگ تأکید داشت.
مروری بر زندگی و آموزههای اپیکور
اپیکور، فیلسوف یونان باستان (۳۴۱–۲۷۰ پیش از میلاد)، بیشتر دوران کودکی خود را در جزیره ساموس گذراند. او پس از مطالعه فلسفههای افلاطون، ارسطو و دموکریتوس در آتن، مدرسه خود را تأسیس کرد. اپیکور نویسندهای پرکار بود و ۳۷ جلد کتاب به او نسبت داده شده، اما امروزه تنها قطعاتی از نوشتههایش به همراه چهار نامه باقی ماندهاند. با این حال، تأثیر او بر فیلسوفان بعدی انکارناپذیر است.
«باغ» اپیکور؛ جامعهای از افراد همفکر
اپیکور در ۳۵ سالگی باغی در آتن خرید و مدرسه خود را در آنجا بنیان نهاد. این مکان که میان دو مدرسه فلسفی رواقیون و آکادمی افلاطون قرار داشت، تنها یک مرکز آموزشی نبود، بلکه جامعهای بود که سبک زندگی خاصی را تمرین میکرد. بر اساس گزارشها، این نخستین مدرسه فلسفی در یونان باستان بود که زنان را نیز به عنوان دانشجو میپذیرفت. نامهایی مانند لئونتیون و نیکیدین به عنوان دانشجویان زن ذکر شدهاند. همه، حتی بردگان، به «باغ» خوشآمد گفته میشدند. سنکای جوان، فیلسوف رواقی، گزارش میکند که روی درب باغ نوشته بود: «ای غریبه، اینجا توقف برایت مفید خواهد بود؛ بالاترین خوبی ما در اینجا لذت است.»
اصل لذت: تفسیری فراتر از هدونیسم
اپیکور توسط بسیاری از معاصرانش به اشتباه درک شد. آنان فلسفه او را نوعی هدونیسم یا لذتگرایی جسمی میپنداشتند، در حالی که آموزههای او درباره زندگی خوشایند، بر رهایی از خواستهها، ترسها و اضطرابهای غیرضروری متمرکز بود. از نظر او، آرامش درونی با قناعت به چیزهای ساده حاصل میشد. اپیکور لذت مکالمات فلسفی با دوستان را بر لذتهای جسمانی مانند غذا، نوشیدنی و رابطه جنسی ترجیح میداد. به طور کلی، لذت برای او به معنای زندگی در تفکر آرام، میانهروی و کنار گذاشتن نگرانیهای بیهوده بود.
خواستهها، حواس و راه رسیدن به خوشبختی
اپیکور خواستههای انسان را به سه دسته تقسیم میکرد: خواستههای طبیعی و ضروری (مانند غذا و سرپناه)، خواستههای طبیعی اما غیرضروری (که اغلب موجب حسادت میشوند) و خواستههای خودخواهانه (مانند قدرت و شهرت). راهبرد اصلی او برای رسیدن به لذت، کاهش خواستهها به حداقل برای ارضای آسانتر آنها بود. او در جایی نوشت: «کسی که با کم قانع نشود، با هیچ چیز قانع نمیشود.» اپیکور خوشبختی را بر اساس احساس لذت فرد تعریف میکرد و معتقد بود احساس، معیار سنجش هر نیکویی است.
نگرش به مرگ، علم و جهانبینی اتمی
اپیکور یکی از ترسهای عمده انسان، یعنی ترس از مرگ، را بیاساس میدانست. استدلال او این بود که تجربه حسی با مرگ پایان مییابد، بنابراین مرگ برای زندگان بیمعناست و برای مردگان نیز چون مردهاند، مفهومی ندارد. از نظر علمی، او یک تجربیگرا بود که همه دانش را ناشی از حواس میدانست. او اتمگرایی دموکریتوس را پذیرفت اما با این تفاوت که حرکت اتمها را صرفاً مکانیکی و جبری نمیدانست و برای اراده انسان جایگاهی قائل بود. اپیکور معتقد بود جهان نامحدود است و کیهان ما تنها یکی از بینهایت جهانهای موقتی است که از ترکیب اتمها در خلأ به وجود آمدهاند.
منبع: Asriran
سبک زندگی