افزایش همزمان فقر و نابرابری در ایران؛ دهکهای پایین چقدر فقیرتر شدند؟

مروری کوتاه بر خبر
- هزینه خانوارهای ایرانی از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ بهطور میانگین ۱۰ درصد کاهش یافته است.
- دهک اول (کمدرآمدترین) بیش از ۳۰ درصد کاهش هزینه داشته، درحالیکه دهک دهم وضعیت رفاهی خود را حفظ کرده است.
- نابرابری هزینه بین سه دهک بالا و سه دهک پایین ۲۱ درصد افزایش یافته است.
- اقتصاد ایران بدترین حالت ممکن، یعنی افزایش همزمان فقر و نابرابری را تجربه میکند.
- ساختار سرمایهبر اقتصاد و تورم مزمن، به «بازتوزیع معکوس» به نفع ثروتمندان دامن زده است.
بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد هزینه خانوارهای ایرانی در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۰ به قیمتهای ثابت بهطور میانگین حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است. اما این کاهش بهصورت نامتوازن بین دهکهای درآمدی توزیع شده و فشار اصلی بر دوش خانوارهای کمدرآمد بوده است. این روند به افزایش همزمان فقر و نابرابری انجامیده که پیامدهای اجتماعی گستردهای دارد.
سهم نابرابر دهکها از کاهش رفاه
بر اساس تحلیل دادهها، کاهش هزینه در دهکهای مختلف درآمدی بسیار متفاوت بوده است. هزینه دهک اول (فقیرترین) بیش از ۳۰ درصد افت کرده، درحالیکه دهک دهم (ثروتمندترین) توانسته وضعیت رفاهی خود را حفظ کند و حتی هزینههایش ۱.۲ درصد افزایش یابد. دهکهای میانی کاهشی نزدیک به میانگین کشور (۱۰ درصد) را تجربه کردهاند. این نابرابری باعث شده نسبت هزینه سه دهک بالا به سه دهک پایین از ۲.۶۵ در سال ۱۳۹۰ به ۳.۲ در سال ۱۴۰۳ برسد که نشاندهنده افزایش ۲۱ درصدی نابرابری است.
بدترین سناریو: افزایش همزمان فقر و نابرابری
از میان چهار حالت قابل تصور برای تغییرات فقر و نابرابری، بدترین حالت ممکن در اقتصاد ایران رخ داده است: افزایش همزمان این دو شاخص. این حالت معمولاً در دوران رکود تورمی، شوکهای ارزی یا تحت تحریمها اتفاق میافتد که در آن درآمد اقشار ضعیف بیشتر سقوط میکند، اما دهکهای بالای دارای دارایی، کمتر آسیب میبینند یا حتی از تورم سود میبرند.
فشار روانی و فرسایش سرمایه اجتماعی
افزایش همزمان فقر و نابرابری تنها به کاهش مصرف محدود نمیشود، بلکه یک چرخه معیوب اجتماعی-روانی ایجاد میکند. فقر، ذهن را با دغدغههای معیشتی اشغال و افق برنامهریزی را کوتاه میکند. نابرابری نیز با ایجاد احساس محرومیت نسبی و بیعدالتی، به سرخوردگی و کاهش اعتماد عمومی دامن میزند. این ترکیب میتواند منجر به افزایش خشونت، کاهش نظارت اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر شود.

مکانیزمهای تشدید نابرابری: بازتوزیع معکوس
در اقتصاد ایران، سازوکارهایی مانند تورم مزمن بهصورت سیستماتیک به «بازتوزیع معکوس» ثروت انجام میدهند. دهکهای بالا با داراییهایی مانند ملک، طلا و سهام، هم از افزایش قیمت این داراییها سود میبرند و هم دسترسی بهتری به اعتبار و نقدینگی دارند. آنها با «پول دست اول» و قبل از پخش کامل تورم در بازار، اقدام به خرید میکنند. در مقابل، دهکهای پایین با تاخیر و با «پول دست دوم» وارد بازار میشوند. همچنین، افت کیفیت خدمات عمومی مانند آموزش و درمان، که دهکهای فقیر وابستگی بیشتری به آن دارند، شکاف فرصت را عمیقتر میکند.

نقش ساختار دو بخشی اقتصاد
ساختار تولید در ایران به دو بخش متمایز تقسیم شده است: بخش سرمایهبر که ۶۴ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد اما تنها ۲۸ درصد اشتغال را در خود جای داده، و بخش نیروی کاربر که سهم بیشتری از اشتغال (۷۲ درصد) اما سهم کمتری از تولید (۳۶ درصد) را دارد. این جدایی باعث شده رشد اقتصادی عمدتاً در بخش سرمایهبر رخ دهد و تأثیر مثبت کمتری بر درآمد دهکهای پایین که عمدتاً در بخش دوم شاغل هستند، بگذارد. برای مثال، در فاصله سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶، رشد اقتصادی هزینه سه دهک بالا را ۱۷ درصد افزایش داد، اما سه دهک پایین با کاهش ۱۰ درصدی هزینه مواجه شدند.

ریشهها: تحریمها و سیاستگذاری داخلی
افزایش فقر و نابرابری از سال ۱۳۹۰ به بعد بیش از هر چیز نتیجه روندهای اقتصاد کلان است. تحریمهای نفتی و بانکی مهمترین عامل شتابدهنده به این روند عنوان شدهاند. با این حال، اقتصاددانان معتقدند سیاستهای داخلی اشتباه مانند کسری بودجه ساختاری، ناترازی شبکه بانکی و قیمتگذاری دستوری، دیر یا زود این نتایج را به بار میآورد و تحریمها تنها سرعت وقوع آن را افزایش داده است. خروج از این شرایط نیازمند اصلاحات بنیادین در هر دو حوزه سیاست داخلی و خارجی است.
منبع: رکنا
اخبار اقتصادی