گئورگی گوسپودینوف: از اشعار مخفیانه تا گفتوگو با هومر در «پناهگاه زمان»

- گئورگی گوسپودینوف، خالق رمان «پناهگاه زمان»، در مصاحبهای با گاردین از خاطرات اولیه خواندن و تأثیرات ادبی خود میگوید.
- کشف آثار خورخه لوئیس بورخس در ۲۱سالگی، درکی تازه از تواناییهای ادبیات و مرزهای ژانرها به او بخشید.
مروری بر گفتوگوی ادبی گئورگی گوسپودینوف
گئورگی گوسپودینوف، نویسنده بلغاری و خالق رمان «پناهگاه زمان»، در گفتوگویی با روزنامه گاردین، به واکاوی خاطرات نخستین مواجهه با کتابها، قهرمانان کودکی و نویسندگان شکلدهندهاندیشهاش پرداخته است. این مصاحبه پنجرهای به دنیای ادبی و تأثیرات عمیق خوانش بر آفرینش ادبی این نویسنده میگشاید.
از دخترک کبریتفروش تا سوارکار بیسر
گوسپودینوف خواندن را در سنین بسیار پایین، حدود پنج یا ششسالگی، آموخت. او این مهارت را راهکاری برای آرام نشستن و عدم مزاحمت برای بزرگترها توصیف میکند. ورود به دنیای کتابها برایش چنان جذاب بود که نمیخواست از آن خارج شود. او از تأثیر شگرف داستان «دخترک کبریتفروش» اثر هانس کریستین اندرسن سخن میگوید؛ داستانی که قلبش را زیر و رو کرد و با زندگی با مادربزرگش، ترس از دست دادن او را در وجودش برانگیخت. در دوران رشد، او با ولع و بدون معیار مشخصی کتابهای کتابخانه پدر و مادرش را میخواند. رمانهای ماجراجویانه توماس مین رید، به ویژه «سوارکار بیسر»، و نیز «مارتین ایدن» جک لندن از علاقهمندیهایش بودند. او همچنین مجذوب یک کتاب درسی جرمشناسی بود که ساخت جوهر نامرئی و ردپای جنایتکاران را آموزش میداد.
نقطه عطف بورخس و آغاز مخفیانه شعرگویی
کشف آثار خورخه لوئیس بورخس در سن ۲۱سالگی و در آستانه فروپاشی دیوار برلین، برای گوسپودینوف لحظهای حیاتی و بینشآفرین بود. این آشنایی به او فهماند ادبیات چه تواناییهایی دارد و مرزهای ژانرها تا چه حد سیال و نامشخص است. این تجربه به او حس فوقالعادهای از آزادی و یک راز مشترک بخشید. اما جرقه نویسندگی با مطالعه اشعار دو شاعر تراژیک بلغاری، پیو یاوروف و نیکولا واپتساروف، در او زده شد. گوسپودینوف اعتراف میکند که به طور مخفیانه شروع به سرودن شعر کرد و بعداً لو رفت.
گفتوگوی دائمی با کلاسیکها
گوسپودینوف رابطهای پویا و مداوم با کتابها دارد. او «اودیسه» هومر را کتابی میداند که پس از ۴۰ سالگی، درک و بازخوانی آن آغاز شد و هر بار وجوه جدیدی از آن را میبیند. مضمون پدر و پسر و ایده بزرگ «بازگشت» (نه تنها به خانه، که به گذشته و حافظه) او را مجذوب خود کرده و بارها در دو رمان آخرش با این اثر گفتوگو کرده است. «کوه جادو» اثر توماس مان نیز کتابی بود که سالها در قفسهاش منتظر ماند و سرانجام در اواخر دهه چهارم زندگیاش کشف شد. این رمان در زمانی که مشغول نوشتن «پناهگاه زمان» بود، برایش بسیار اهمیت یافت. گوسپودینوف معتقد است نویسنده در خلوت نمینویسد، بلکه در گفتوگویی دائمی با کتابها و نویسندگان دیگر است. او در حال حاضر مشغول خواندن رمان قدرتمند «کتابهای یعقوب» اثر اولگا توکارچوک است.
منبع: Isna
چهره ها