کادو در فرهنگ ایرانی؛ نشانه محبت یا منبع اضطراب؟

- فشار اقتصادی، هدیهدادن را به بار روانی و مالی برای بسیاری تبدیل کرده است.
- هدیه در فرهنگ ایرانی اغلب آغاز یک زنجیره تعهد و نگرانی از جبران است.
- هدیهدادن در برخی مناسبات به صحنهای برای نمایش منزلت و رقابت اجتماعی تبدیل میشود.
هدیهدادن و هدیهگرفتن در بستر فرهنگی ایران، فراتر از یک عمل ساده عاطفی، با لایههای پیچیدهای از فشار اقتصادی، منطق جبران و نمایش منزلت گره خورده است. این رسم که باید نماد مهر و پیوند باشد، در تجربه زیسته بسیاری به منبعی از اضطراب و شرم تبدیل شده است.
فشار اقتصاد بر سنت هدیه
نخستین و ملموسترین عاملی که بر سنت هدیهدهی سایه انداخته، تنگنای اقتصادی است. در شرایطی که تأمین نیازهای اولیه برای بسیاری از خانوادهها به چالشی روزمره تبدیل شده، توقع مشارکت در چرخه هدیه، بار مالی و روانی مضاعفی ایجاد میکند. افراد اغلب نه میتوانند از این چرخه خارج شوند—چرا که به معنای حذف نمادین از شبکههای اجتماعی و خویشاوندی است—و نه قادرند با آسودگی خاطر در آن مشارکت کنند.
زنجیره بیپایان تعهد و جبران
لایه دوم مسئله، منطق نانوشته «جبران کردن» است که هدیه را به نوعی بدهی اجتماعی تبدیل میکند. در این فرهنگ، هدیه هرگز نقطه پایان نیست، بلکه شروع زنجیرهای از تعهدات آینده است. این امر نگرانی دائمی از «کم نیاوردن»، پایین بودن ارزش هدیه یا از دست دادن آبرو را به همراه دارد و لذت دریافت هدیه را تحتالشعاع قرار میدهد.
هدیه به مثابه نمایش قدرت و منزلت
در لایهای پیچیدهتر، هدیهدادن در بسیاری از مناسبات به صحنهای نمایشی تبدیل میشود. در این سناریو، ارزش مادی هدیه یا شرایط خرید آن گاه با اغراق بیان میشود تا منزلت اجتماعی فرد حفظ یا طرف مقابل به رقابت وادار گردد. در چنین شرایطی، هدیه از یک شیء نمادین به ابزاری برای نمایش قدرت و کنترل بدل میشود و «آبرو» به ارزی پنهان با ارزشی گاه فراتر از خود کادو تبدیل میگردد.
بازتاب در سینما
این سازوکار اجتماعی پیچیده در آثار هنری مانند فیلم کوتاه «از طرف آنها» و فیلم بلند «برادران لیلا» به کارگردانی سعید روستایی به تصویر کشیده شده است. در این آثار، هدیه نه نماد محبت، که عرصهای برای کشمکشهای اقتصادی و منزلتی است، جایی که فقر و حفظ آبرو درهم تنیده شده و حتی مناسبتهای شاد به صحنه رقابت و اضطراب تبدیل میشوند.
منبع: Asriran
اخبار اجتماعی