چرا کشورهای عربی میانجیگری بین ایران و آمریکا را جدی گرفتهاند؟

مروری کوتاه بر خبر
- تحلیلگر معتقد است رویکرد ترامپ علیه ایران، الگویی کلاسیک از «ابهام راهبردی» و دیپلماسی اجبار است، نه لزوماً مقدمهای برای جنگ.
- مذاکرات مسقط در شرایط عمیق بیاعتمادی و شکاف عمیق در مطالبات دو طرف، بیشتر ابزاری برای «مدیریت بحران» و جلوگیری از تشدید تنش ارزیابی میشود.
- قدرت بازدارندگی ایران و خطر گسترش جنگ به یک درگیری منطقهای، از عوامل مؤثر در تداوم مسیر دیپلماسی شمرده میشود.
- کشورهای عربی مانند قطر، عمان، امارات و عربستان به دلیل تهدید مستقیم امنیت و اقتصادشان در صورت جنگ، فعالانه به میانجیگری روی آوردهاند.
شهروز شریعتی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، در تحلیلی به تشدید تنشهای اخیر بین ایران و آمریکا پرداخته است. او معتقد است رویکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، بیش از آنکه نشانه حرکت به سوی جنگ باشد، بازتولید الگویی کلاسیک در سیاست قدرت برای افزایش قدرت چانهزنی است. همچنین، نقش فعال کشورهای عربی در میانجیگری و دلایل آن مورد بررسی قرار گرفته است.
تحلیل رویکرد ترامپ: ابهام راهبردی به جای تناقض
شهروز شریعتی در تبیین دلایل و چشمانداز تنش میان ایران و ایالاتمتحده میگوید آنچه از سوی دونالد ترامپ دنبال میشود، ترکیبی همزمان از تهدید نظامی، فشار اقتصادی و اعلام آمادگی برای گفتوگو است. به باور او، این رفتار بیش از آنکه نشانه حرکت به سوی جنگ یا یک تناقض باشد، مبتنی بر منطق «ابهام راهبردی» و دیپلماسی اجبار است. هدف از این الگوی شناخته شده در سیاست قدرت، تغییر محاسبات طرف مقابل بدون ورود به درگیری تمامعیار است.
وی تأکید میکند: اعزام نیرو و تشدید تحریمها را باید در چهارچوب افزایش قدرت چانهزنی واشنگتن تحلیل کرد، نه الزاماً مقدمه جنگ. شواهد تجربی نشان میدهد ترامپ تمایل اندکی به جنگهای پرهزینه و فرسایشی دارد و ترجیح میدهد از تهدید معتبر زور برای تحقق اهداف سیاسی استفاده کند.
مذاکرات مسقط: وقفهای در یک منازعه ساختاری
ازسرگیری مذاکرات غیرمستقیم در مسقط پس از حدود هشت ماه تنش، از نگاه این تحلیلگر در چهارچوب «مدیریت بحران» قابل فهم است. هر دو طرف این دور از مذاکرات را تلویحاً رضایتبخش توصیف کردهاند، اما از منظر جمهوری اسلامی ایران، این گفتوگوها در شرایط تعمیق بیاعتمادی صورت میگیرد.
شکاف مطالبات دو طرف همچنان عمیق است. آمریکا خواستار توقف کامل غنیسازی، اعمال محدودیتهای موشکی و قطع حمایت ایران از گروههای منطقهای است، در حالی که ایران بر مذاکره صرفاً در چهارچوب پرونده هستهای و رفع تحریمها تأکید دارد. بنابراین، این وضعیت در بهترین حالت وقفهای کوتاهمدت در یک نزاع نفسگیر است که ریشههای آن دستنخورده باقی ماندهاند.
تأثیر بازدارندگی ایران بر معادلات منطقه
شریعتی معتقد است بدون تردید قدرت بازدارندگی ایران و خطر گسترش درگیری منطقهای، در محاسبات واشنگتن و متحدانش تأثیرگذار بوده است. هشدار ایران درباره پاسخ قاطع به هر حمله و نمایش توانمندیهای دفاعی، همراه با نگرانی متحدان عربی آمریکا از بیثباتی، از دلایل تداوم مسیر دیپلماسی هرچند شکننده به شمار میرود.
وی اشاره میکند که افزایش هزینههای بالقوه درگیری و نگرانی از تبعات آن بر اعتبار و هژمونی آمریکا، یکی از عوامل اثرگذار در این مسیر بوده است.
وزن و انگیزه کشورهای عربی در میانجیگری
در پاسخ به این پرسش که چرا کشورهای عربی تا این اندازه وارد نقشآفرینی برای تفاهم ایران و آمریکا شدهاند، شریعتی توضیح میدهد: کشورهای عربی منطقه بویژه قطر، عمان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی به دلیل مستقیم بودن پیامدهای هر گونه جنگ برای امنیت و اقتصاد خود، به طور فعال وارد روند میانجیگری و کاهش تنش شدهاند.
یک درگیری گسترده میتواند مسیرهای حیاتی کشتیرانی بویژه تنگه هرمز را مختل کند، امنیت انرژی جهانی را به خطر اندازد و موجب بیثباتی فراگیر در منطقه شود. از این رو، این کشورها وزن قابل توجهی در این فرآیند دارند. نقشآفرینی فعال آنان نه از سر همدلی سیاسی با یکی از طرفین، بلکه مبتنی بر درک واقعگرایانه از هزینههای بیثباتی است.
منبع: fararu.com
اخبار سیاسی