پایان پیمان نیو استارت؛ آیا جهان وارد عصر بیثباتی هستهای شده است؟

مروری کوتاه بر خبر
- انقضای پیمان نیو استارت و حذف سقفهای تسلیحاتی و سازوکارهای راستیآزمایی.
- تحلیل رویکرد «معاملهگرانه» دونالد ترامپ و تأثیر آن بر تضعیف اعتماد و نهادهای بینالمللی.
- افزایش خطر سوءمحاسبه و مسابقه تسلیحاتی در غیاب مکانیسمهای کاهش عدمقطعیت.
- گذار از «زمان نهادی» به «زمان مقطعی» در روابط بینالملل.
- بیاعتنایی به تعهدات گذشته به عنوان مسئلهای با پیامدهای جهانی فراتر از آمریکا.
انقضای پیمان نیو استارت بین آمریکا و روسیه، نه تنها به معنای حذف محدودیتهای عددی کلاهکهای هستهای است، بلکه شبکه حیاتی «دانش مشترک» شامل بازرسیهای میدانی و تبادل داده را نیز از بین برده است. این تحلیل به بررسی ریشههای این رویداد در رویکرد «معاملهگرانه» دونالد ترامپ و پیامدهای جهانی آن میپردازد.
مرگ «نیو استارت» و فروپاشی دانش مشترک هستهای
پایان پیمان نیو استارت تنها حذف سقفهای زرادخانههای هستهای نیست، بلکه نابودی شبکهای از «دانش مشترک» است. سازوکارهایی مانند بازرسیهای میدانی و تبادل دادههای منظم که امکان تعهدات معتبر و کاهش خطر سوءمحاسبه را فراهم میکردند، از بین رفتهاند. این اتفاق بازتابی از یک «معرفتشناسی معاملهگر» است که در آن دانش نهادی پایدار، نه به عنوان سرمایهای برای ثبات، بلکه به عنوان قیدی بر آزادی عمل دیده میشود.
«فروش اعتبار» در سیاست خارجی
کارنامه تجاری دونالد ترامپ آکنده از اختلاف با پیمانکاران، نمونهای از رویکرد او به مذاکره است: باز کردن مجدد مذاکره پس از انجام کار و تحت فشار قرار دادن طرف مقابل. برخی حقوقدانان این شیوه را «فروش سرمایه اعتباری» مینامند. این منطق در سیاست خارجی او نیز مشهود است، جایی که متحدان را به پرداخت پول برای حمایت آمریکا فرا میخواند، در حالی که تعهدات گذشته را زیر سؤال میبرد. این استراتژی در عرصه بینالملل که روابط تکرارشونده و مبتنی بر اعتبار انباشتی است، کارآمد نیست.
از «زمان نهادی» تا «زمان مقطعی»
از دست رفتن پیمان نیو استارت نشاندهنده نزاعی عمیقتر درباره «زمان سیاسی» است. «زمان نهادی» بر انباشت تخصص، سازوکارهای راستیآزمایی و اعتماد ساخته شده در طول زمان استوار است. در مقابل، «زمان مقطعی» معاملهای و نمایشی است که در آن موفقیت با نتیجه لحظهای سنجیده میشود، نه دوام توافق. رویکرد ترامپ نمونه بارز دومی است، جایی که وعده پایان جنگها «در یک روز» داده میشود. اما ثبات هستهای ذاتاً به منطق زمان نهادی وابسته است و فرسایش سازوکارهای راستیآزمایی، پیشبینیپذیری را از بین برده و خطر مسابقه تسلیحاتی را افزایش میدهد.
پیامدهای جهانی یک رویکرد
آمادگی دونالد ترامپ برای نادیده گرفتن تعهدات، مسئلهای فراتر از داخلی آمریکا یا اتحاد آتلانتیک است. برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، حدود ۸ هزار کلاهک هستهای در دو ابرقدرت بدون سقف الزامآور و سازوکار راستیآزمایی رها شدهاند. تحلیل استدلال میکند ثباتی که طی دههها ساخته شد، میتواند در چند ماه فروبپاشد، آن هم به دست رهبری که معتقد است تنها «بازندهها» به وعدههایشان پایبند میمانند.
منبع: فرارو
اخبار سیاسی