نقد فرهیختگان به «اسکورت»: معجونی از اسپیلبرگ، کیمیایی و سریع و خشن؟

نکات کلیدی خبر
- روزنامه فرهیختگان در یادداشتهایی متفاوت به نقد فیلم «اسکورت» ساخته یوسف حاتمیکیا پرداخته است.
- یک یادداشت فیلم را از نظر بصری شبیه آثار اسپیلبرگ و دمی و آمیزهای از سینمای حاتمیکیا، ملاقلیپور و کیمیایی دانسته است.
- نقد دیگری ریتم فیلم را «مدمکسوار» و شخصیتها را پویا توصیف کرده و عملکرد امیر جدیدی را قدرتمند ارزیابی کرده است.
- یک تحلیل، فیلم را دارای حالوهوایی نزدیک به سری فیلمهای «سریع و خشن» و دارای پایانی تلخ اما منطقی میداند.
- برخی یادداشتها بر پرداخت فیلم به سوژه «شوتیها» و مسئله عدالت فردی تاکید کردهاند.
- یک نقد، سینمای ایران را نیازمند آثاری مانند «اسکورت» با فیلمنامه قوی و استفاده از جغرافیای متنوع کشور دانسته است.
نگاهی به تحلیلهای فرهیختگان از «اسکورت»
روزنامه فرهیختگان در شماره امروز خود با انتشار یادداشتهایی متفاوت، به نقد و بررسی فیلم «اسکورت» ساخته یوسف حاتمیکیا پرداخته است. این مطالب با زبانی پرطمطراق، این اثر را مورد تحلیل قرار دادهاند.
تشبیه به اسپیلبرگ و تلفیق سینمای پیشین
در یکی از این یادداشتها، ایمان عظیمی، خبرنگار گروه فرهنگ فرهیختگان، «اسکورت» را از منظر بصری و ژانری، بیشباهت به «تعقیب در شاهراه» اسپیلبرگ و «مامان جونم هفتتیر کشه» جاناتان دمی ندانسته است. او این آمیزش تم و مضمون با «پلاستیک آمریکایی» را عاملی برای تبدیل شدن فیلم به یک «معجون لذیذ بصری» عنوان کرده است.

عظیمی مینویسد که لحن آثار دهه هفتادی ابراهیم حاتمیکیا، آثار رسول ملاقلیپور و فیلمهای انقلابی مسعود کیمیایی به کمک «سواد فیلمیک یوسف حاتمیکیا» میآیند و خلوص سینمایی کارگردان را بالا میبرند. این یادداشت همچنین اشاره میکند که فیلم با پرداختن به سوژه «شوتیها» و زیست اقتصادی عجیب آنان، آشناییزدایی کرده و مسئله عدالت فردی را به رخ سینمایی میکشد که سالهاست این مفهوم را فراموش کرده است.
ریتم مدمکسوار و نیاز سینمای ایران
یادداشت دیگر متعلق به مهران زارعیان است که ریتم فیلم را «مدمکسوار» توصیف کرده و مینویسد: ««اسکورت» فیلمی قصهگوست؛ مدمکسوار لحظهای از نفس نمیافتد و دائماً روند پرکشمکش خود را با رویداد تازه و تغییر مسیر در داستان، زنده نگه میدارد.»

زارعیان شخصیتهای فیلم را پویا میداند و معتقد است فیلم مسئله را بهخوبی درک کرده و نشان میدهد ناهنجاری «شوتیها» معلول واقعیات تلخ اجتماعی است. او به عملکرد امیر جدیدی اشاره کرده و مینویسد این بازیگر «با پرسونای آشنای بچه بامرام تهران» و شباهت به قهرمانان سینمای کیمیایی، پرقدرت ظاهر شده است. این یادداشت در پایان تاکید میکند که سینمای ایران به طور «مبرم» نیاز به فیلمهایی مانند «اسکورت» با فیلمنامه قوی، اجتناب از کلیشه و استفاده از ظرفیت کل جغرافیای ایران دارد.
حالوهوای «سریع و خشن» و منطق روایی
آخرین برش از یادداشت حمیدرضا رنجبرزاده است که موقعیت اکشن فیلم را به حالوهوای سری فیلمهای «سریع و خشن» نزدیک دانسته است. او «اسکورت» را یک فیلم جادهای «تمیز و سرپا» توصیف میکند که از حیث کارگردانی امتیازهای قابلتوجهی دارد، اما در فیلمنامه و شخصیتپردازی با ضعفهایی جدی روبهروست.

رنجبرزاده توجه فیلم به منطق روایی را قابلتحسین میداند و مینویسد: «کنشها، واکنش دارند و تصمیمها بیعواقب رها نمیشوند.» او همچنین به جسارت فیلمساز در نشان دادن پیامدهای تیراندازی در لحظات پایانی و دقت در جایگذاری حوادث محرک و نقاط عطف اشاره کرده است.
سرویس اجتماعی