نخبگان در بحران: موج‌سواری هیجانی یا مسئولیت‌پذیری اجتماعی؟

مروری کوتاه بر خبر

  • نویسنده دو رویکرد نخبگان در بحران‌ها را مقایسه می‌کند: همراهی هیجانی و موج‌سواری در مقابل تلاش برای بحران‌زدایی.
  • موج‌سواری هیجانی را اگرچه پوپولیستی می‌داند، اما بی‌ثمر برای حل مشکلات مردم ارزیابی می‌کند.
  • نقش واقعی نخبه را نه در تشدید یأس و غرولند، که در یافتن برون‌رفت و دادن امید به مردم می‌داند.
  • بر ضرورت تبدیل دلمردگی به مسئولیت‌پذیری مدنی، اخلاقی و عاطفی تأکید دارد.
  • از چرخه معیوب انتظار بین “ادب” و “انصاف” در جامعه انتقاد می‌کند.

مروری کوتاه بر یک یادداشت انتقادی

محمد علی فیاض بخش در یادداشتی در روزنامه اطلاعات به بررسی نقش نخبگان اجتماعی و فرهنگی در مواجهه با بحران‌ها پرداخته است. او دو مسیر کاملاً متفاوت را پیش روی این قشر ترسیم می‌کند.

دو راه پیش روی نخبگان

به باور نویسنده، ساده‌ترین و عافیت‌جویانه‌ترین راه برای نخبگان هنگام بروز بحران، همراهی و سوار شدن بر موج هیجانات است تا شاید برای خود “از این نمد کلاهی ببافند”. در مقابل، سخت‌ترین اما مناسب‌ترین راه برای مصالح حال و آینده، جست‌وجو برای یافتن مفر و ساختن معبری برای بحران‌زدایی و زیرساخت‌سازی است. او تأکید دارد که فاصله این دو راه در عمل بسیار زیاد است.

موج‌سواری پوپولیستی یا کارسازی واقعی؟

فیاض بخش معتقد است موج‌سواری نخبگان با هیجانات ناشی از بحران‌ها اگرچه برای خودشان وجاهتی پوپولیستی می‌آورد، اما در عمل ارمغانی برای مردم عادی درگیر مشکل به همراه ندارد. او این پرسش را مطرح می‌کند که پس از فرو نشستن بحران، دوباره همان مردم با همان مشکلات قبلی باقی می‌مانند.

نقش واقعی نخبه چیست؟

نویسنده با صراحت بیان می‌کند که مردم عادی در تاکسی، صف‌ها و مترو، خود به خوبی بلد اعتراض و شکایت هستند. بنابراین هنر نخبه، نه افزودن بر ادبیات آه و ناله، که یافتن برون‌رفت و مربی‌وار دادن توان و امید به “مشت‌خورده ناتوان” است. به گفته او، نقش نخبگی این نیست که بر مرگ نیامده سوگ بنشینیم، بلکه اگر بلد کاریم، خون را بند بیاوریم و اگر نیستیم، لااقل بختک جلوی رویش نشویم.

فراخوان به مسئولیت‌پذیری

فیاض بخش در پایان، تکلیف افرادی مانند خود را که درگیر هیجانات نمی‌شوند، این می‌داند که اگر یار مردم نتوانند بود، خاری بر انبان کاهشان نشوند. او غرولندافزایی بدون پذیرش مسئولیت را نوعی طفره از عذاب وجدان یا کلاه‌بافی از نمد یأس می‌خواند. نویسنده با اشاره به چرخه معیوب انتظار میان “ادب مشتری” و “انصاف کاسب”، امروز را روز تبدیل دلمردگی به مسئولیت‌پذیری مدنی، اخلاقی و عاطفی می‌داند و از همه می‌پرسد: آیا “تصمیم داریم” کمی عوض شویم؟

منبع: ettelaat.com

اخبار اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads