قتل جوان مشهدی در دورهمی سیاه؛ اعتراف متهم: «زغالها روی من پرت شد»

مروری کوتاه بر خبر
- پیکر هادی، جوان مشهدی، پنجم آبان به بیمارستانی در مشهد منتقل شد اما جان باخت.
- تحقیقات پلیس نشان داد قتل در جریان نزاع در یک دورهمی برای استعمال مواد در بیابانهای بولوار طبرسی شمالی رخ داده است.
- متهم پس از قتل با موتورسیکلت فرار کرد و به استانهای جنوبی و سپس محلات گریخت.
- کارآگاهان او را در یک گلخانه در محلات به دام انداختند.
- متهم در بازجویی اعتراف کرد نزاع بر سر پرتاب شدن زغالهای داغ توسط مقتول آغاز شد.
- وی گفت در درگیری چاقویی که برای تمیز کردن سیم مواد استفاده میشد را برداشته و به گردن هادی زده است.
پنجم آبان ماه، پیکر خونآلود جوانی به نام هادی به بیمارستان شهید هاشمینژاد مشهد منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات وی بینتیجه ماند و او بر اثر اصابت چاقو به ناحیه گردن جان باخت. تحقیقات پلیس آگاهی مشهد نشان داد این قتل در جریان یک دورهمی برای استعمال مواد مخدر در بیابانهای اطراف بولوار طبرسی شمالی مشهد رخ داده است. متهم پس از ارتکاب جرم فرار کرد، اما پس از تعقیب و گریز در چند استان، نهایتاً در یک گلخانه در شهرستان محلات دستگیر شد.
جزئیات تحقیقات پلیس
سرهنگ جواد بیگی، رئیس پلیس آگاهی مشهد، اعلام کرد بلافاصله پس از گزارش این جنایت، تیمی از کارآگاهان تحت نظارت مقامات قضایی و انتظامی تحقیقات را آغاز کردند. بررسیهای اولیه حاکی از آن بود که چند جوان برای استعمال مواد به منطقه مذکور رفتهاند و در جریان نزاعی، هادی به قتل رسیده است. متهم سوار بر موتورسیکلت از محل گریخته بود. رصدهای اطلاعاتی و کارشناسیهای تخصصی هویت و مسیر فرار او را مشخص کرد. این فرد ابتدا به استانهای جنوبی و سپس به سمت دیگر استانها حرکت کرد.
دستگیری غافلگیرانه در محلات
اطلاعات پلیس نشان داد متهم در یکی از گلخانههای شهرستان محلات مشغول به کار شده است. گروهی تخصصی از کارآگاهان به سرپرستی سروان آرمین منفرد عازم این شهرستان شدند و او را در یک عملیات پوششی و غافلگیرانه دستگیر کردند. سرهنگ بیگی با قدردانی از همکاری مقام قضایی و راهنماییهای رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی، اعلام کرد متهم در مسیر انتقال به مشهد قرار دارد.
اعترافات متهم از زبان خودش
متهم در بازجوییهای مقدماتی به قتل دوستش اعتراف کرد. او در توصیف آن شب گفت: «آن جا همیشه پاتوق ما برای مصرف مواد بود. آن شب وقتی رسیدم، دوستانم آتش روشن کرده بودند و هادی با بادبزن مشغول داغ کردن زغالها بود. وقتی سیم مواد را در آتش گذاشتیم، ناگهان دو زغال بر اثر باد زدنهای او به سمت من پرت شد. من اعتراض کردم اما او ناراحت شد و به من مشت زد. من هم چاقویی که برای تمیز کردن سیم مواد بود را برداشتم و درگیر شدیم. وقتی دوستان قصد جداسازی ما را داشتند، هادی افتاد و من دیدم تیغه چاقو به گردنش فرورفته. خیلی ترسیدم و او را با موتور به درمانگاه بردم و سپس از شدت ترس به زابل و بعد به محلات فرار کردم.»

منبع: رکنا
اخبار حوادث