قانون بیقانونی: وقتی جنبشها جایگزین نظام حقوقی میشوند

- مداخله عوامل خارجی در جنبشها میتواند منافع ملی را قربانی منافع دولت مداخلهگر کند.
مروری بر تحلیل یک پدیده اجتماعی
همه انقلابها، جنبشها و شورشها نشاندهنده آن هستند که قانون و نظم حقوقی قادر به تنظیم امور نیست و نمیتواند نظم کارآمدی که مورد قبول جامعه باشد، برپا کند. از سوی دیگر، رفتارهای آرام و گفتوگو راه به جایی نمیبرد. معترض خود را ناگزیر میبیند که خواستش را از مسیری دیگر دنبال کند.
از جنبشهای موردی تا انقلابهای سراسری
گاهی یک جنبش یا شورش موردی است و موضوعی خاص و محدود دارد. در سال ۲۰۱۸ جنبش جلیقهزردها در فرانسه در اعتراض به قیمت سوخت و افزایش مالیاتها شکل گرفت. در آمریکا جنبش والاستریت در ۲۰۱۱ حرکتی علیه نابرابریهای نظام سرمایهداری بود. گاهی مضمون یک جنبش به مرزهای انقلاب رسیده و مجموعه ساخت سیاسی را هدف میگیرد و واژگونی آن و جایگزینی یک نظام سیاسی تازه را طلب میکند. انقلاب ایران آخرین نمونه انقلابات قرن بیستم بود.
نقش نظام حقوقی و مشارکت عمومی
همه نظامهای سیاسی براساس قوانین و اصول حقوقی عمل میکنند. کار نظام حقوقی برقراری نظم و توسعه عدالت است. وقتی مسیرها برای مشارکت و مداخله در حکومت گشوده باشد و گروههای مدنی و سیاسی بتوانند در محیطی آزاد عمل کنند، امیدی وجود دارد که در داخل ساخت حقوقی موجود اصلاحاتی انجام شود. هر اندازه نظام حقوقی درست اجرا نشود یا اشکالات اساسی داشته باشد، انگیزه برای توسل به حرکتهای جنبشی بیشتر میشود.
عوامل خارجی و هزینههای سنگین
در این میان گاه عوامل خارجی نقشی تسهیلکننده مییابند. وقتی پای عامل محرک یا حمایتگر خارجی در میان بیاید، بین منافع ملی و منافع دولت خارجی اختلاطی پیش میآید و به شهادت تاریخ چهبسا منافع دولت مداخلهگر، منافع ملی را قربانی کند. در جنبشهای سراسری، مقابله میان مردم و دولت مستقر استعداد فراوانی دارد که به فاصلههای حکمرانی و جامعه بیفزاید.
درسهای تلخ بهار عربی
در نمونههای جدیدتر در بهار عربی، لیبی با تحمل هزینههای سنگین به کشوری دو دولتی تبدیل شد. سوریه بخش عظیمی از سرمایههای مادی و انسانیاش را از دست داد. یمن درگیر جنگ داخلی و مداخلههای کشورهای مختلف است. در مصر اگرچه حسنی مبارک برکنار شد اما ساختار حکمرانی پابرجا ماند. تونس نیز سرنوشتی بهتر از بقیه نیافت. چهار سال پیش پاتریک کُبرِن، روزنامهنگار برجسته انگلیسی، در ایندیپندنت نوشت: «نتیجه بهار عربی ازاینرو بهکلی فاجعهبار بود که در هر شش کشوری که صورت گرفته بود، اوضاع از پیش بدتر شد».
نتیجهگیری اجتنابناپذیر
در جنبشهای سراسری تکلیف دولتهای حمایتگر خارجی معلوم است اما مسئولیت جانها و سرمایههایی که از بین میروند، با دولتهایی است که نمیپذیرند قانون باید قانونی باشد عادلانه و مردم آن را بپذیرند. در قانون بیقانونی، همه قربانیاند. کُبرن سرنوشت بهار عربی را با نقل جملهای از دیواری در قاهره چنین توصیف میکند: «فردایی را که هرگز نیامد، یادتان هست؟».
منبع: Sharghdaily
اخبار سیاسی