سوزاندن مجسمه «بعل» در ۲۲ بهمن؛ اعتراضی که موجی از تئوری‌های توطئه ایجاد کرد

مروری کوتاه بر خبر

  • سوزاندن مجسمه‌ای با عنوان «بعل» در راهپیمایی ۲۲ بهمن توسط مؤسسه‌ای وابسته به رائفی‌پور
  • هدف اعلامی: اعتراض به پرونده اپستین و مخالفت با صهیونیسم و آمریکا
  • ایجاد موج گسترده‌ای از برداشت‌های متناقض و تئوری‌های توطئه در شبکه‌های اجتماعی
  • برخی کاربران این اقدام را با مفاهیم طلسم، جادو و آیین‌های شیطانی مرتبط دانستند
  • انتقاد از گسترش خرافه و سوءتفاهم به جای تقویت عقلانیت و پژوهش تاریخی

در جریان راهپیمایی ۲۲ بهمن، مجسمه‌ای با نوشته «بعل» و تصویر ستاره داوود و پرچم اسرائیل توسط مؤسسه مصاف وابسته به علی‌اکبر رائفی‌پور سوزانده شد. هدف اعلامی این اقدام، اعلام مخالفت با پرونده جفری اپستین و نشان دادن ضدیت با صهیونیسم و آمریکا بود. اما این حرکت با برداشت‌های عمومی و رسانه‌ای متنوع و گاه متناقضی مواجه شد.

تاریخچه و تحول مفهوم «بعل»

بعل در واقع یک ایزد کنعانی و خدای باران و حاصل‌خیزی بود که در هزاره‌های سوم و دوم قبل از میلاد در منطقه شام و مدیترانه پرستش می‌شد. واژه «بعل» به معنای «ارباب» است و حتی بخشی از اسرائیلیان نیز آن را می‌پرستیدند.

با گذر زمان، بعل در متون یهودی و مسیحی به دیو و مشاور شیطان تبدیل شد و به عنوان رقیب یهوه، خدای یهودیان، شناخته شد. پس از گسترش یکتاپرستی در کنعان، بعل به معبودی تبدیل شد که مخالفان یکتاپرستی، به ویژه بت‌پرستان و علاقه‌مندان به جادوگری، می‌پرستیدند. افسانه‌های قربانی‌گری کودکان نیز به او نسبت داده شد، هرچند تحقیقات علمی بسیاری از این روایت‌ها را خرافه‌ای دانسته‌اند.

1

ارتباط با پرونده اپستین و آغاز شایعات

با انتشار اسناد تازه از پرونده جفری اپستین، توجه رسانه‌ها دوباره به این پرونده جلب شد. در میان اسناد، نام یکی از حساب‌های بانکی منتسب به اپستین با عنوان «Baal» ظاهر شد که بررسی‌ها نشان داد این مورد ناشی از خطای تایپی و به‌هم‌ریختگی دیجیتال بوده است. طرفداران نظریه‌های توطئه، با توجه به سابقه سوءاستفاده از کودکان در جزیره اپستین و ارتباط تاریخی بعل با آیین‌های خشونت‌آمیز علیه کودکان، این دو را به یکدیگر مرتبط دانستند.

موج عظیم برداشت‌ها و تئوری‌های توطئه در فضای مجازی

سوزاندن این مجسمه باعث شکل‌گیری موج گسترده‌ای از برداشت‌ها و نظریه‌ها در شبکه‌های اجتماعی شد. بسیاری این حرکت را نوعی «حرکت آیینی» تلقی کردند و برخی آن را با مفاهیم طلسم و جادو مرتبط دانستند. این اقدام که در ۲۲ بهمن، رأس ساعت ۱۱:۳۳ دقیقه به مدت ۶۶ ثانیه انجام شد، بر تحلیل‌های نمادین درباره آن افزود.

کاربران شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های متنوعی داشتند؛ از ادعای فعال کردن یک «اگریگور» خطرناک گرفته تا طنزهایی درباره تبدیل شدن ناگهانی کاربران به متخصص علوم غریبه. توییت یک روحانی که از احتمال بروز مشکلات عجیب برای عاملان این کار ابراز نگرانی کرد، بحث‌ها را وارد فاز تازه‌ای کرد. رائفی‌پور در پاسخ، با استناد به آیات قرآن، هرگونه اثرگذاری مستقل نمادها را رد کرد.

اثر معکوس و نقد اجتماعی

نمایش‌ها و حرکات اعتراض‌آمیز گاهی به‌طور ناخواسته، موجب تبلیغ و گسترش نفوذ موضوع مورد اعتراض می‌شوند. این پدیده در علوم اجتماعی «اثر بک‌فایر» نامیده می‌شود. در این مورد نیز، آتش زدن مجسمه بعل به جای کاهش توجه، باعث بحث و کنجکاوی بیشتر کاربران درباره مراسم جادو و آیین‌های مرتبط شد.

2

نتیجه‌گیری: پیروزی خرافه یا شکست عقلانیت؟

سوزاندن مجسمه در راهپیمایی ۲۲ بهمن، اقدامی با پیام‌های اعلامی ضد اپستین و ضد صهیونیسم بود، اما برداشت‌های رسانه‌ای و عمومی از آن پیچیده و متناقض شد. وجود این حجم از خرافه و سوءتفاهم در جامعه نشان می‌دهد عقلانیت و پژوهش تاریخی هنوز جایگاه واقعی خود را نیافته‌اند. وقتی نمادها به راحتی با تئوری‌های توطئه ترکیب می‌شوند، حقیقت جای خود را به هیاهو می‌دهد.

منبع: برترین‌ها

اخبار اجتماعی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads