خانواده در برابر فاجعه: پناهگاه یا نقطه شکست؟

مروری کوتاه بر خبر
- خانواده به عنوان نخستین نهاد، در خط مقدم تأثیرپذیری و بازسازی پس از فاجعه قرار دارد.
- فاجعه با ایجاد شوک، فقدان و ناامنی، ساختار و کارکردهای خانواده را به شدت مختل میکند.
- انسجام خانوادگی، روابط گرم و گفتوگوی باز، عوامل کلیدی در تابآوری و کاهش آسیبهای روانی هستند.
- واکنش والدین و ایجاد حس امنیت، نقش تعیینکنندهای در نحوه عبور کودکان از بحران دارد.
- حمایتهای اجتماعی و نهادهای محلی، مکمل ضروری برای ترمیم خانوادههای آسیبدیده هستند.
خانواده، بنیادیترین نهاد اجتماعی است که در مواجهه با فجایع طبیعی یا انسانی، هم در مرکز تأثیرپذیری و هم در کانون بازسازی روانی و اجتماعی قرار میگیرد. رابطه خانواده و فاجعه دوسویه است؛ فاجعه ساختار خانواده را به چالش میکشد و خانواده میتواند شدت پیامدهای آن را کاهش یا تشدید کند.
فاجعه چگونه خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد؟
فاجعه با شوک، فقدان، ناامنی و بیثباتی همراه است و میتواند تعادل عاطفی و ساختاری خانواده را بهشدت برهم بزند. در این شرایط، نقشها و مسئولیتها دستخوش تغییر میشوند، فشارهای اقتصادی افزایش مییابد و تعارضات درونخانوادگی بیشتر میشود. کودکان بیش از دیگران آسیبپذیرند و ممکن است با ترسهای مداوم، افت تحصیلی یا مشکلات رفتاری مواجه شوند. نتیجه این آزمون جدی به میزان انسجام، کیفیت ارتباطات و دسترسی به حمایتهای اجتماعی بستگی دارد.
خانواده بهعنوان منبع تابآوری
پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد خانوادههای دارای روابط عاطفی گرم، گفتوگوی باز و احساس «ما بودن» بهتر میتوانند با فاجعه سازگار شوند. چنین خانوادهای به پناهگاه روانی تبدیل میشود که احساس امنیت و همدلی را فراهم میکند. حمایت عاطفی خانواده حتی در شرایط محدودیت منابع مادی، نقش تعیینکنندهای در حفظ سلامت روان و جلوگیری از آسیبهای بلندمدت مانند افسردگی دارد.
نقش والدین در مدیریت فاجعه
کودکان در زمان فاجعه بیش از خود رویداد، به واکنش والدین توجه میکنند. والدینی که بتوانند هیجانات خود را تنظیم کنند، اطلاعات متناسب با سن بدهند و حس امنیت نسبی ایجاد کنند، به فرزندان کمک میکنند تا بحران را قابلفهمتر تجربه کنند. اقتدار توأم با محبت، ثبات در تصمیمگیری و مشارکت دادن فرزندان در گفتوگوهای خانوادگی، از عوامل مهم در کاهش اضطراب کودکان است.
فاجعه و بازتعریف کارکرد خانواده
هرچند فاجعه ویرانگر است، اما در برخی موارد میتواند به بازتعریف روابط خانوادگی و پدیدهای به نام «رشد پس از سانحه» منجر شود. این زمانی رخ میدهد که خانواده بتواند رنج را به تجربهای معنادار تبدیل کند و به سطح بالاتری از همدلی و قدردانی متقابل دست یابد. روایت مشترک خانواده از فاجعه در این فرآیند اهمیت زیادی دارد.
حمایت اجتماعی و ترمیم خانواده
خانواده بهتنهایی نمیتواند بار فاجعه را به دوش بکشد. شبکههای حمایت اجتماعی، نهادهای محلی، خدمات سلامت روان و گروههای همیار، نقش مکمل مهمی دارند. خانوادههایی که از این منابع استفاده میکنند، سریعتر به تعادل میرسند. آموزش مهارتهای تابآوری خانوادگی و سوگ سالم میتواند از انتقال پیامدهای حلنشده فاجعه به نسلهای بعد جلوگیری کند.
منبع: asriran.com
اخبار اجتماعی