جنگ با زبان «نجات» آغاز می‌شود؛ وعده‌ای که تاریخ آن را نقض کرده است

مروری کوتاه بر خبر

  • محاسبه قدرت و منفعت، منطق پنهان پشت این توجیهات اخلاقی است.

مروری کوتاه بر تحلیل

این یادداشت تحلیلی به بررسی این ایده می‌پردازد که جنگ‌ها پیش از آنکه در میدان نبرد آغاز شوند، با واژگانی مشروعیت می‌یابند که از «نجات» و «ضرورت» سخن می‌گویند. نویسنده با استناد به نمونه‌های تاریخی و تحلیل‌های نظری استدلال می‌کند که پشت این زبان اخلاقی، محاسبات سرد قدرت و منافع نهفته است و جنگ در نهایت به ویرانی و محدود کردن آینده می‌انجامد.

زبان نجات؛ پوششی برای محاسبات قدرت

تاریخ نشان می‌دهد جنگ‌ها اغلب با زبان اخلاقی و وعده نجات آغاز شده‌اند. دونالد ترامپ اخیراً اعلام کرده است: «من متعهد به نجات جان انسان‌ها هستم.» با این حال، تجربه تاریخی حاکی از آن است که چنین عباراتی در لحظات سرنوشت‌ساز، پوششی برای اقداماتی بوده‌اند که تابع محاسبات قدرت بوده‌اند. – در سال ۱۹۳۹، آدولف هیتلر حمله به لهستان را با زبان «نجات» آغاز کرد. – در سال ۱۹۴۵، هری ترومن استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ژاپن را با هدف اعلامی «نجات جان آمریکایی‌ها» توجیه کرد. – در سال ۱۹۹۵، راتکو ملادیچ عملیات نظامی خود در سربرنیتسا را با زبان «حفاظت» آغاز کرد. تیموتی اسنایدر در کتاب «در مسیر ناآزادی» نشان می‌دهد که خطرناک‌ترین لحظه، زمانی است که زبان نجات با منطق قدرت همپوشانی پیدا می‌کند و جنگ به عنوان یک «ضرورت اخلاقی» تصویر می‌شود.

جنگ از کجا آغاز می‌شود؟ محاسبه هزینه و فایده

مارگارت تاچر در سال ۱۹۸۵ هشدار داد: «جنگ‌ها از انباشت تسلیحات آغاز نمی‌شوند؛ از آن لحظه‌ای آغاز می‌شوند که متجاوز باور کند می‌تواند با هزینه‌ای قابل‌تحمل، پیروز شود.» این گزاره که «ایران در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارد»، که اخیراً در ادبیات برخی بازیگران تکرار شده، تنها یک توصیف نیست، بلکه بخشی از همین محاسبه برای ممکن ساختن جنگ است. جنگ‌ها نه از واقعیت ضعف، بلکه از باور به امکان پیروزی آغاز می‌شوند. برای رهبرانی مانند دونالد ترامپ که سیاست را در چارچوب نمایش قدرت می‌بینند، جنگ می‌تواند ابزاری برای ساختن روایتی از اقتدار باشد. با این حال، محاسبه جنگ تنها بر اساس توان نظامی نیست؛ ثبات اجتماعی و انسجام ملی بخشی کلیدی از معادله‌ای است که احتمال جنگ را تعیین می‌کند.

نقطه بی‌بازگشت: وقتی جنگ از کنترل خارج می‌شود

در شرایط بحران و استیصال، ممکن است این تصور شکل بگیرد که یک گسست بزرگ (مانند جنگ) می‌تواند مسیر آینده را تغییر دهد. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد جنگ، حتی وقتی به عنوان مسیر رهایی تصور شود، اغلب امکان همان رهایی را از بین می‌برد. رابرت کاپلان در کتاب «ذهن تراژیک» توضیح می‌دهد که جنگ یک فرآیند است و پس از آغاز، پیامدهایش فراتر از اراده آغازکنندگانش گسترش می‌یابد. جنگ نه زخم‌ها را التیام می‌بخشد و نه بحران را پایان می‌دهد، بلکه آن را به مرحله‌ای دشوارتر برای خروج تبدیل می‌کند.

صلح؛ آخرین فرصت برای آینده

تلاش برای صلح به معنای رضایت از وضع موجود نیست. صلح، وضعیتی است که در آن جامعه هنوز می‌تواند مسیر آینده خود را تغییر دهد. نویسنده بر این اصل راهبردی تأکید می‌کند: «صلح بدون اصلاح، پایدار نخواهد بود. اما اصلاح بدون صلح، ممکن نخواهد بود.» جنگ مسیر اصلاح را متوقف و امکان انتخاب را کاهش می‌دهد. بنابراین، صلح یک انتخاب اخلاقی صرف نیست، بلکه آخرین وضعیتی است که در آن امکان انتخاب و شکل‌دهی به آینده هنوز وجود دارد.

منبع: Ettelaat

اخبار سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا